ملّی شدن صنعت نفت

از سال‌‏های اوّلیه حفر چاه نفت ایران، چشم طمع بیگانگان به دنبال استثمار منابع زیرزمینی کشور بوده و آنان در هر فرصتی به گرفتن امتیازهای گوناگون نفتی اقدام می‏‌کردند. پس از لغو امتیاز نفتی دارسی بین ایران و انگلستان، قرارداد الحاقی گس-گلشائیان به منظور کشف و استخراج نفت توسط شرکت‌های نفتی انگلیسی منعقد گردید. این قرارداد را جهت تصویب به مجلس بردند که با مخالفت عدّه‌‏ای از نمایندگان مجلس و علماء به ویژه آیت‌‏الله کاشانی و مردم روبرو شد. پافشاری‏های سپهبد رزم‌‏آرا، نخست وزیر پهلوی، این لایحه را بار دیگر به مجلس برد و او که تصویب آن را مشکل یافت، قصد کودتا نمود. امّا یک روز قبل از اجرای کودتا، توسّط خلیل طهماسبی از گروه فدائیان اسلام ترور شد. به دستور آیت‌‏الله کاشانی مردم به این قرارداد اعتراض کرده و خواهان ملّی شدن نفت ایران شدند. سرانجام با به وجود آمدن آن وضعیت، مجلس به ملّی شدن صنعت نفت ایران، رأی مثبت داد و در 29 اسفند 1329 مقرر شد که کلیه عملّیات اکتشاف، استخراج و بهره‏برداری نفت در دست دولت قرار گیرد.

ملّی شدن نفت

همزمان با تصویب طرح ملّی شدن صنعت نفت ایران از سوی مجلسین شورای ملّی و سنا، شرکت نفت ایران و انگلیس از پرداخت سی درصد فوق‌‏العاده دستمزد کارگران نفت بندر معشور، آغاجاری، لالی و نفت سفید امتناع ورزید و این امر موجب اعتصاب کارگران و اعلام حکومت نظامی در خوزستان شد.1 با اعزام نیروهای نظامی از اهواز، خرّم‌‏آباد و اصفهان به مناطق مزبور شورش اعتصابیّون کمی فروکش کرد لیکن شرکت نفت هنوز حاضر به پذیرش خواسته‌های اعتصابیّون نبود.

در 8 فروردین 1330 دولت انگلستان اعلام کرد که برای حفظ امنیّت صنایع بریتانیا در مناطق اعتصاب‌زده، کشتی‌های فلامینگو و ایلوگوس را به آبادان فرستاده است. این دو کشتی جنگی، قسمتی از نیروی دریایی انگلستان در خلیج فارس را تشکیل می‏دادند و پایگاه آن‌ها در بحرین بود. در همین ایّام شپرد سفیر انگلستان در تهران رسما از حسین علاء نخست ‏وزیر وقت سؤال کرد که برای حمایت از افراد انگلیسی در مناطق نفت‏ خیز خوزستان چه اقداماتی انجام داده است. در تاریخ 9 فروردین 1330 نیروهای نظامی در آبادان مردم را به آتش بستند و سه نفر را به قتل رساندند. روز بعد نزدیک به هزار نفر از کارگران لوله نفت به اعتصاب‌کنندگان پیوستند. یک هفته بعد وضع آرام گرفت و تا روز 18 فروردین نزدیک به یک سوّم اعتصاب ‏کنندگان به سر کار خود بازگشتند. لیکن در 23 فروردین کارگران بندر معشور و آبادان دست به شورش زدند و این امر منجر به کشته و زخمی شدن چند تن از کارگران شرکت نفت شد.2

در پی آن، سوّمین کشتی جنگی انگلستان، ورن وارد خلیج فارس شد و ناو جنگی “یویالوس“ هم برای پیوستن به گامبیا از مدیترانه حرکت کرد. سفیر انگلستان بار دیگر با علاء ملاقات کرد و او را در جریان اقدامات دولت متبوعش قرار داد.3

در تاریخ 27 فروردین 1330، آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی بیانیه‌‏ای منتشر ساخت و از کارگران شرکت خواست تا به شورش خود خاتمه دهند او همچنین به کارگران اطمینان داد که انگلیسی‌ها به زودی ایران را ترک خواهند گفت و دولت ایران خسارت‌های وارده به آن‌ها را جبران خواهد کرد.4

دکتر مصدّق نیز در جلسهٔ 27 فروردین مجلس شورای ملّی در مخالفت با اعلام حکومت نظامی در خوزستان اظهار داشت دلیل اینکه نمایندگان جبههٔ ملّی از دادن رأی به پیشنهاد دولت مبنی بر اعلام حکومت نظامی، خودداری کردند، جز این نبود که دولت بدون تحقیق و بدون رسیدگی به این موضوع که آیا این اعتصاب بجاست یا بیجاست آن را اعلام کرد. مصدّق سپس بیانیه جبههٔ ملّی را خطاب به کارگران و نصیحت دادن به آن‌ها مبنی بر اینکه دست از اعتصاب کشیده بر سر کار خود برگردند، ایراد کرد.5

به هر ترتیب با دستگیری تعدادی از سران اعتصاب و سرکوبی شورش کارگران امنیت نسبی برقرار شد و تا روز 12 اردیبهشت 1330 آبادان تنها جایی بود که هنوز اعتصاب در آن ادامه داشت؛ امّا به تدریج تعدادی از کارگران به سر کار خود بازگشتند. در این تاریخ سپهبد شاه‌‏بختی (فرماندهٔ نظامی اعزامی از تهران) در تلگرامی که از استان ششم (خوزستان) به علاء مخابره کرد اظهار داشت: «اعتصاب هنوز در آبادان ادامه دارد ولی در نتیجه اقدامات معموله 37500 نفر مشغول کار شده‌‏اند برای دستگیری محرّکین مرتّبا اقدام و امروز چهار نفر از مسبّبین اصلی اعتصاب به نام کروالیان. زواری، آقاداشی و کیهان ‏پناه بازداشت شده‌‏اند.»6

اعتصاب کارگران شرکت نفت اگرچه با تلاش بسیار دولت ایران پایان پذیرفت؛ امّا دولت انگلستان همچنان در پی دسیسه و تحریک کارمندان ایرانی شرکت نفت بود به طوری که در تاریخ 18 اردیبهشت 1330 سپهبد شاه‌‏بختی (فرماندهٔ نظامی اعزامی از تهران) در تلگراف خود از استان ششم (خوزستان) به دکتر مصدّق نخست ‏وزیر وقت اعلام داشت:

«طبق اطّلاع واصله کارمندان عالی‌رتبه ایرانی شرکت نفت به تصوّر اینکه در موقع اجرای قانون ملّی شدن صنعت نفت ممکن است بیکار شوند اظهار نگرانی نموده‏‌اند گفته می‌شود که این شایعات از ناحیهٔ کارمندان خارجی شرکت نفت می‌‏باشد.7

پی‌نوشت:
1. روزنامه اطلاعات، ش 7498، 31 فروردین 1330؛
2. الول ساتن. نفت ایران. ترجمه رضا رئیس طوسی. تهران، صابرین، 1372، ص 266؛
3. همان، ص 268؛
4. همان، ص 269؛
5. مذاکرات مجلس شورای ملّی دوره شانزدهم (27 فروردین 1330)؛
6. مرکز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. سند شماره 65-297؛
7. همان. سند شماره 40-297. معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 17 / 12 / 1393