زندگی‌نامه و آشنایی تفصیلی (1)

القاب معروف حُجر

حجر بن عدی کندی
يكى از قبايلى كه در كوفه مى‌زيست "كنده" بود.حجر را به سبب آن كه از اين قبيله بود.حجربن عدى كندى مى‌گفتند.
حجرالخیر
چون اهل خير مى‌گذاشت ،به حجرالخير نيز معروف بود.1

مسلمانی حُجر

پيش اسلام به دنيا آمده بود؛ امّا در سال‌هاى آخر عمر رسول خدا ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ توفيق يافت كه مسلمان شود. اگر تولد او را آنچنان كه گفته‌اند ـ در عصر جاهليّت بدانيم، هنگامى كه پس ‍ از فتح مكه به اسلام گرويد، حدود 27 سال داشت. از اين رو، بهره‌گيرى وى از حضور پيامبر، چندسالى بيش نبود؛ امّا پيوسته در عمر خويش‌، پيكارگرى در راه حق بود. در جنگ قادسيه در زمان خليفه دوم حضور داشت و فاتح مرج عذاربود.2

فضیلت‌های اخلاقی

وى، عابدى پارسا، مجاهدى ظلم ستيز، آمر به معروف و ناهى از منكر بود و از پيامبر خدا و اميرمؤمنان حديث روايت مى‌كرد.او شيفتهٔ نماز و نيايش، مستجاب‌‌الدّعوه و از اصحاب برجستهٔ پيامبر خدا ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ بود.

چنان دلباختهٔ زهد و عبادت و نماز و روزه بود كه او را راهب اصحاب محمّد مى‌گفتند3. هم در زيبايى چهره ، از خوش سيماترين مردان كوفه بود4 و هم در زيبايى روح و كمال اخلاقى، از نوادر روزگار به شمار مى‌رفت. هر چند دير اسلام آورد و در سن او در آن هنگام چندان زياد نبود، ولى در عمق ايمان و صداقت عقيده و باور استوار نسبت به دين خدا رسالت پيامبر، از بسيارى از كهن‌سالان و سابقه‌داران پيش‌تر و بارزتر بود. به تعبير مرحوم «‌ سيّدمحسن امين»:

حجر، از نيكان صحابه بود؛ فرماندهى شجاع؛ بلند همّت؛ عابد و زاهد؛ مستجاب‌الدّعوه؛ عارف به خدا؛ مطيع محض فرمان پروردگار؛ حق‌گوى صريح؛ ظلم ستيز صبور؛ بى هراس از شهادت؛ ايثارگر در راه خدا. او از هواداران خالص اميرالمؤمنين ـ علیه‌السّلام ـ بود.اين كه از سوى حضرت على ـ علیه‌السّلام ـ به فرماندهى سپاه در جنگ جمل و صفين برگزيده شد، نشانهٔ شجاعت اوست .حاضر بود كه بميرد، ولى خوارى و ذلّت نپذيرد. آغوش به روى شهادت گشود؛ امّا حاضر نشد از على ـ علیه‌السّلام ـ بيزارى بجويد و خود را از مرگ برهاند و حاضر شد كه پسرش پيش از خودش شهيد شود، تا مبادا با ديدن تيغ جلّاد بالاى سر پدرش، سست شود و دست از ولاى على بردارد... .5 اين‌ها گوشه‌اى از فضيلت‌هاى اخلاقى و روحى حجر بن عدى است، كه او را شايستهٔ الگو بودن براى هر مسلمان حق‌جو و شهادت‌طب و وفادار به آرمان‌هاى والا ساخته است.

حوادث تاريخى

حجر بن عدى پس از افتخار شرف يابى به محضر پيامبر خدا ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ و ايمان آوردن به آيين او، پيوسته در راه گسترش اين مكتب و دفاع از آن مى‌كوشيد، سخنان پيامبر را مى‌شنيد و به ديگران مى‌رساند. چون در عراق مى‌زيست، از حوادث مدينه كه مركز خلافت بود، كمى دور بود؛ امّا در جريان حق و باطل بى‌تفاوت نبود. وقتى يار پارسا و انقلابى پيامبر، ابوذر غفارى را به ربذه تبعيد كردند و آن بزرگ مرد در تبعيد گاهش غريبانه به شهادت رسيد، حجر بن عدى و مالک اشتر از جمله كسانى بودند كه شاهد جان باختن او بودند و بر پيكر آن صحابى نستوه، نماز خواندند.6

در دوران خلافت عثمان، حجر بن عدى در كوفه مى‌زيست. خلاف‌كارى‌هاى عثمان گسترش يافته و آوازه آن به همه جا رسيده بود. دوازده نفر از چهره‌‌هاى برجسته و پارسا و مقتدر كوفه، نامه به خليفه نوشتند و ضمن انتقاد از عملكرد نادرست او در امور مسلمانان، او را نهى از منكر كردند و راه صلاح و اصلاح را به وى يادآور شدند. حجر بن عدى نيز يكى از نويسندگان اين نامه اعتراض آميز بود.7 موضع سياسى حجر، جانب‌دارى از حق مجسم در وجود على بن ابى طالب ـ علیه‌السّلام ـ بود و با حكمان غاصب هرگز كنار نيامد و در اعلام مواضع خويش بى‌پروا بود و سازش كارى نداشت.

وى شاهد ماجراهاى تلخ آن روزگار در عرصه خلافت و حكومت بود و خون دل مى خورد، تا آن كه پس از كشته شدن عثمان، حجر بن عدى فرصت را مغتنم شمرد و در جبهه‌ٔ نورانى علوى، همه ظرفيت وجودى خويش را به كار گرفت و با همهٔ توان به ميدان آمد. حتى در عرصهٔ فرهنگ دينى و نقل حديث نيز از راويان معتبرى به شمار مى‌آمد كه تنها از على ـ علیه‌السّلام ـ روايت مى‌كرد، نه از ديگران و در سروده‌هاى خويش حتّى در ميدان جنگ جمل، على ـ علیه‌السّلام ـ را وصى راستين پيامبر خدا ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ معرفى مى‌كرد و از خداوند متعال، سلامتى آن وجود پربركت و هدايت‌گر را كه ولى خدا و وصى پيامبر بود، مسألت مى‌كرد.

حادثه جمل

در دوران خلافت على ـ علیه‌السّلام ـ، زمانى كه پيمان‌شكنان از حكومت حق علوى سر بر تافتند و فتنه جمل پيش آمد، آن حضرت، نماينده‌اى به كوفه فرستاد تا مردم را براى يارى امام فراخواند. دلباختگان مولا، پاسخى مناسب و حمايت‌گرانه به فرستادهٔ حضرت دادند و يک به پا خاسته، اطاعت و همراهى خويش براى پيكار با فتنه‌انگيزان را اعلام كردند. حجر بن عدى نيز يكى از كسانى بود برخاست و گفت اى مردم، به نداى اميرمؤمنان پاسخ دهيد و سواره و پياده بكوچيد، حركت كنيد و بشتابيد و من خودم پيشتاز اين راه خواهم بود.8

حادثه صفين

جبههٔ نبرد صفين، موقعيت ديگر بود كه حجر توانست با حمايت از امام خويش، جوهرهٔ ناب ايمان خود را به نمايش بگذارد. عملكرد او را در اين مقطع تاريخ، جداگانه مى‌آوريم. دلباختگى حجر نسبت به مولايش على ـ علیه‌السّلام ـ بسيار شديد بود. شيفتگى در حد عشق و اطاعت و فرمانبردارى در حد اعلا را به هم آميخته بود.

وقتى نبرد صفين و رويارويى اميرمؤمنان با سپاه معاويه پيش آمد، حجر در طليعه ياران امام و از كوشاترين اصحاب، چه در حضور در صحنه، چه در حمايت از امام، چه بسيج نيرو براى نبرد و چه در ميدان نبرد بود.

در ماه ذی‌الحجّه كه مصادف با ايام كارزار بود، على ـ علیه‌السّلام ـ يكايک چهره‌هاى بارز و با نفوذ ياران را به همراه عدّه‌اى از رزم‌آوران به مصاف دشمن مى‌فرستاد، يک بار مالک اشتر را و بار ديگر حجر بن عدى را. در عين حال، مراقب بود كه فرماندهان و سربازانش از مرز ادب فراتر نروند. در همين نبرد، حجر بن عدى و عمرو بن حمق، از شاميان اظهار برائت كرده و لعنتشان مى‌كرند. امام پيغام داد كه دست از اين كار بردارند. خدمت امام آمدند و گفتند مگر اين كه ما بر حقيم و آنان باطلند؟ فرمود چرا، ولى دوست ندارم كه شما ناسزاگو و فحّاش باشيد، بهتر است كه زشت‌كارى‌هاى آنان را بازگو كنيد، و بهتر آن كه خواستار هدايتشان و صلح و آشتى ميان مسلمانان باشيد. آن دو گفتند اى اميرمؤمنان. پندت را مى‌پذيريم و به تربيت تو ادب مى‌شويم.

سپس حجر به امام على ـ علیه‌السّلام ـ گفت: ما مرد جنگ و پروردهٔ ميدان رزميم، قبيله ما نيز هم بسيارند و هم شايسته و جنگ آزموده. همه ما نيز گوش به فرمانيم. اگر بدرخشى مى‌درخشيم. اگر غروب كنى غروب مى‌كنيم و هر چه فرمان دهى همان كنيم. حضرت فرمود آيا همهٔ قبيله تو با تو هم عقيده اند؟ گفت از آنان جز نيكى نديده‌ام. همه مطيع فرمانيم. امام آنان را ستود، سپس پرچم نبرد قبايل مختلف را بست و حجر بن عدى را فرمانده قبيله‌اش كنده قرار داد.9

در هنگامهٔ نبرد، حجر بن عدى ولاى خود به امام را نشان داد. پيوسته بر دشمن مى‌تاخت و هنگام حمله، چنين رجز مى‌خواند:

پروردگارا؛ على را، اين انسان پاک و پرهيزكار را، اين مؤمن هدايت يافته و پسنديده را بر ايمان نگه دار. او را هادى اين امّت قرار بده و آن‌گونه كه پيامبرت را حفظ كردى، او را هم نگهبان باش، كه پيامبر سرپرست ما بود و او را به جانشينى خود پسنديد.10

حجر الخیر مصادف با حجر الشر

در يكى از صحنه‌هاى نخست درگيرى در جنگ صفين حجر در لشكر على ـ علیه‌السّلام ـ بود و پسر عمويش كه نام او حجر بود در سپاه معاويه .حجر بن عدى به حجر خير معروف بود و پسر عمويش به حجر شر. آن دو با هم به نبرد برخاستند و كسانى از دو سوى جبهه به كمک اين دو هماورد آمدند و در اين ميان، حجر طرفدار معاويه كشته شد و على ـ علیه‌السّلام ـ بر هلاكت او خدا را شكر كرد.

حماسه‌هاى حجر در نبرد صفين، از او چهره‌اى شاخص و دوست داشتنى و دلاور ترسيم كرد. جنگ صفين با حكميّت شوم پايان يافت‌. نتيجهٔ حكميّتى كه آميخته به نيرنگ و فريب، وضع جامعه را همچنان ملتهب نگاه داشت. فتنه‌انگيز