شهادت استاد شهید مرتضی مطهّری

شهادت استاد مطهّری

نوشتاری که در پیش روی دارید معرفی بسیار کوتاه و اجمالی از گروهی است که به شهادت رساندن فرزندانی از اسلام ، همچون شهید بزرگوار مطهّری را انجام داده است. البته مقصود نگارنده نقد فکری و علل انحرافات و … این گروه نبوده و حتی در بسیاری از موارد از ذکر جواب‌هایی که به ذهن نویسنده رسیده خودداری شده و به ذکر نقل قول از خود گروه اکتفا شده است. بلکه غرض آن بوده تا شروعی باشد که صاحبنظران در این امر به نقد این گروهک و بلکه تمامی گروه‌هایی که چه از ناحیهٔ شرق یا غرب تغذیه شده و می‌شوند بپردازند.

گروه‌هایی که علیه نظام جمهوری اسلامی دست به مخالفت زده و احیانا در مقابل آن ایستادند. نظامی که رهرو شخصیّتی است که درطول خلافتش در راه پیاده کردن عدالت با انواع دسیسه‌ها و توطئه‌ها و … روبرو بود و در نهایت توسّط همین قشر ترور شد و به شهادت رسید. همچنان‌که با شهادت امیرالمؤمنین علی ـ علیه‌السّلام ـ نتوانستند راه آن‌ حضرت را سد نمایند، اینان نیز نخواهند توانست با این توطئه‌ها مانع رشد و تکامل این انقلاب شوند، بلکه این شهادت‌هاست که نهال انقلاب را بارورتر نموده و باعث شکوفایی هر چه بیشتر آن می‌گردد.

به هر حال امید است این انتقلاب زمینه‌ساز حکومت جهانی حضرت مهدی ـ عجل الله فی فرجه ـ گشته و با ظهور آن حضرت به دست صاحب اصلی آن برسد ان‌شاء‌الله.

از جنایات این گروه از جمله به شهادت رساندن استاد مطهّری بوده است شهیدی که امام خمینی (ره) در شهادتش به سوگ نشست و او را حاصل عمر خویش خواند اگر ضابطه عظمت و اهمیّت یک گروه و سازمان به تشکیلات و سازماندهی آن تعداد اعضا و هواداران و شخصیت‌های اصلی آن گروه باشد پرداختن به گروه فرقان و صرف وقت برای نوشتن یا مطالعه کردن پیرامون آن امری بی‌هوده است. فرقان با چنین ضوابطی به راستی گروهک است و اگر عمق فجایع و جنایاتی که آفریده است زیاد نبود بهتر آن بود که به مصداق آیهٔ کریمهٔ قرآن می‌فرماید: «و اذا مروا باللغو مرول و کراما»، در کمال کرامت نفسانی رهایش کنیم و بگذاریم که این باطل نیز با فراموش شدنش بمیرد.

تاریخچه گروه فرقان

فرقان گروهی بودند که حداکثر اعضا و افرادش عددی بین ۵۰ الی ۶۰ نفر بودند رهبر گروه (که در اوج فعّالیّت‌هایش ۲۰ ساله بود) اعضاء گروه خود را در طول سه چهار سال از میان دو سه دروه جلسه قرائت و به اصطلاح تفسیر قرآن ، در تهران انتخاب نمود. او مطالبی را که در این جلسات تدریس می‌کرد جمع آوری ، تدوین و تکثیر کرد، و این سال‌ها را سال‌های تدوین ایدئولوژی نامید.

رهبر گروه بود به نام اکبر گودرزی که قریب سه الی چهارسال ، دروس مقدمات و قسمتی از سطح را در حوزه‌های علمیّه خوانسار، قم و تهران فراگرفته بود وی قبل ازتحصیل در حوزه مدّتی در مزرعهٔ پدرش کشاورزی کرده بود و در مدارس فرهنگی نیز تا کلاس سوم متوسّطه و تا اوائل رسائل، خوانده بود و آنچنان‌که خودش اظهار می‌داشت منطق مظفر را نیز درس گرفته بود ، لیکن فلسفه و علومی دیگر نظیر معانی بیان را نخوانده بود.

دوره تدوین ایدئولوژی گروه فرقان کلا در زمان طاغوت بوده است و پس از پیروزی انقلاب دست به تررو زدند و باصطلاح خودشان دست به عمل از این نظر که زمان تکوین گروه در زمان طاغوت بود به عنوان یک گروه ضد رژیم شاه جلوه کرده بود و در آن زمان قسمتی از اطّلاعیه‌ها و کتب تفسیر خود را منتشر شاخت. رهبر گروه فرقان این نشریات را ایدئولوژی مدون معرّفی کرد.گروه فرقان اعلام می‌دارد و اظهار می‌کند که محتوای آن‌ها را از دروسی که در حوزهٔ علمیّه خوانده اخذ و اقتباس ننموده است ، بلکه جلساتی را که از سن این گروه را تیجه داد و آن را تا مرحله ثمردهی و اقدام به قیام مسلّحانه سوق داد. او معتقد است کلّیهٔ عملکردها و عقاید مدون و باصطلاح منسجم سازمان نیز نتیجه مستقیم تدوین ایدئولوژی همان است که در جلسات مذکور تحقق یافته بود. سازمان در یک جلسه چهارنفری ترروها را تصویب می‌کردند (البته گاهی هم پنج یا شش نفری بودند). از آنجایی که سازمان به آنصورت دارای تشکیلات نبود و اعضای آن نیز وظایف کاملا مشخص را نداشتند لذا در جلسات چهار ، پنچ نفره مسائل روز را تحلیل می‌کردند و افرادی را که باید بعنوان اشخاص و افراد ضد خلق و به اتهام همکاری با جمهوری اسلامی که معتقد بودند صد توحیدی است ترور شوند مشخص می‌کردند. اگرچه حقارت و پستی که این گروه دارد ارزشی ندارد که انسان به تحقیق و بررسی پیرامون آن پردازد اما در برابر این حقارت‌ها ، در بدو نظر انسان را به گذشتن از آن فرا می‌خواند امام عمق جنایات این گروه و شدت ضربات هولناکی که به اسلام زدند همچون ترور شهید مطهّری، مفتّح و … و مهم‌تر از آن تأویل و توجیه و تفسیر به رأی آیات قرآن کریم و روایات و نهج‌البلاغه ما را به مطالعه و تحقیق (هر چند گذرا) وادار می‌سازد.

سازمانی که هر چند زمان تکوینش در رژیم طاغوت بود و به عنوان یک گروه ضد رژیم معرفی شده بود. در همان سال ۵۷ سه عنصر اصلی حاکم بر سرنوشت ملّت ایران را رژیم پهلوی روحانیّت و کمونیست‌ها می‌دانست و از روحانیّت به عنوان روحانیّت حاکم و رهبران توده ناآگاه و مردم عقب مانده نام می‌برد و رهبری اقشار تحصیل‌کرده را با چپی‌‌ها می‌دانست و معتقد بود اگر رژیم طاغوت سرنگون شود قشر تحصیل‌کرده و رهبران آن‌ها (یعنی کمونیست‌ها) قدرت را به دست خواهند گرفت.

تحلیل تأسیس جمهوری اسلامی

فرقان معتقد بود که انقلاب اسلامی مشابه نهضت تنباکو، مشروطیّت و ملّی‌شدن نفت است و می‌گوید پس از پیروزی انقلاب (انقلابی که به اصالت آن حرکت واقعی مردم شکی ندارد.) روحانیّت که بدون قصد مردم به شکل کودتا به قدرت رسده‌اند به علّت نداشتن تجربه کافی در امور اجرایی و نداشتن تخصّص‌های لازم در امور فنی و مدیریّت، و ارگان‌های کشوری از دخالت در این‌گونه امور خودداری خواهد کرد و قهرا قشری که بر سر کار خواهد آمد سازمان‌های سیاسی مارکسیستی و احتمالا ناسیونالیست خواهد بود.

فرقان کناره گیری روحانیّت از مسئولیّت‌ها را ضروری می‌دانست امّا در مورد جانشینی آن نظر خاصّی ارائه نمی‌دهد. زیرا این گروه خواستار سقوط رژیم شاه است و ضد توحیدی ترین عناصر بدهکار روحانیّت می‌دانست و معتقد بود که باید در حداقل فرصت با توسّل به قهر و آتش و سلاح آنان را از میان برداشت تا هم قربة الی‌الله به دستورات و احکام خدا عمل کرده باشد و هم خلق تحت ستم را از استعمال حاکم نجات بخشد.

در رفراندوم جمهوری اسلامی (که مردم با اکثریت ۲ ۹۸ رأی دهندگان در آن شرکت کردند) در نشریه‌ای که در فردوین ۵۸ تحت عنوان رفراندوم توطئه استحمار و استعمار منتشر می‌کنند و مردم را از افتادن بدام این خدعه باز می‌دارد و می‌گوید:

اصولا رفراندوم حتّی در همان شکل آزادانه‌اش در کشورهای به اصطلاح دمکراتیک هم پایه‌ای در اسلام محمّد و تشیّع علی ندارد … استعمار جهانی به کمک عامل اجرای سیاست‌های خود در ایران بازی رأی‌گیری به راه می‌اندازد تا همان‌گونه که در هفتاد و چند سال قبل با تحکیم پایه‌های مشروطه اسلامی به سمت سرکوبی و قربانی شدن روشنفکران توده‌های نا آگاه به اسارت چندین ساله رفتند و منافع خارجی تأمین گشت این بار هم با بنای جمهوری اسلامی دیگر بار شاهد احیای همه نمودهای پلیدی و زشتی و از همه مهم‌تر تحکیم پایه‌های دیکتاتوری و استبداد قرون وسطائی در جامعه باشیم.

انحراف فرقان از تشیع

گرچه در نگاه ابتدایی ممکن است چنین بنظر برسد که این گروه متعهّد به اسلام و دستورات آن است ولی با بررسی دقیق‌تر در این موضوع واقعیّت دیگری برای انسان آشکار می‌گردد.

قرآن می‌فرماید: «انّ الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره» گویا بر خود گروه امر مشتبّه شده و خود را دارای اسلام اصیل و راستین می‌داند و در توجیه به شهادت رساندن استاد مطهّری و انتقادهایی که آن شهید در مقدّمه کتاب علل گرایش به مادیگری به طرز تفکر فرقان داشتند می‌گوید: (استاد شهید مطهّری) چماق تکفیری ساخت تا بهترین فرزندان اسلام و قرآن را در انزوا قرار داده و نامسلمان معرّفی کند افراد مورد نظر او (فرقان) همهٔ ارزش‌های اجتماعی خود را در گروه تحقق اندیشه‌های خداوند و ایدئولوژی توحیدی قرارداده و فقط ده‌ها جلد تفسیر قرآن ایدئولوژیک آن و مسئول گروه که مدّتی در حوزهٔ علمیّه درس طلبگی خوانده ، تفسیر قرآن، منحرف از اسلام و تشیع باشد؛

برای پاسخ به موارد زیر توجه می‌کنیم:

گودرزی درپاسخ سوالی که از او می‌شود که برای تشخیص وظایف عبادی از چه منبعی استفاده می‌کند می‌گوید یک سری از اعمال عبادی به بصورت سنّتی انجام می‌شود و یک سری هم با استفاده از قرآن و متون اسلامی دیگر انجام می‌دادیم. در مورد چگونگی استنباط از احکام و اجتهاد و تقلید می‌گوید، اجتهاد را به مفهوم تلاش برای شناخت مفاهیم قرآنی و اندیشهٔ توحیدی قبول دارم ولی تقلید را آن هم بدان شکل که در جامعه مطرح است نه و با مراجعه به قرآن و سنّت می‌توان احکام او را استنباط کرد. مقدار معلوماتی که برای استنباط احکام نیاز هست می‌گوید، در مرحلهٔ اوّل مسأله شناخت قرآن و اندیشهٔ توحیدی باید مطرح شود و در صورت تحقّق این امر احکام هم شناخته می‌گردد. در مورد سیر مطالعاتی گروه از وی سوال می‌شود و در جواب چنین می‌گوید؛ مطالعات من بیشتر روی تفاسیر بوده است و در زمینه‌های اجتماعی و هم کتاب‌های زیادی مطالعه کرده‌ام که از آن جمله می‌توان کتاب‌های دکتر شریعتی، آیة‌الله طالقانی، و قسمتی از نوشته‌ها و انتشارات و دفاعیّات مجاهدین همچون سعید محسن، حنیف نژاد ، رضایی‌ها و … را نام برد.

قضاوت با خواننده است که آیا با سیر مطالعاتی بالا می‌توان به درجه استنباط احکام و صدور فتوای نائل شد.

تصمیمات و فتاوی صادره

گروه فرقان با داشتن مطالعاتی که ذکر شد (که البته تنها مسئول گروه است که در این حد نیز مطالعه داشته والا سایر اعضاء مجریان و مقلدان مسئول گروه بیشتر نمی‌باشند).

آری با چنین مطالعاتی ، اقدام به تصمیم و صدور فتوای شرعی می‌کرد. یکی از بزرگترین جنایات گروه به شهادت رساندن آیت‌الله شهید مرتضی مطهّری است و دلایلی که در این مورد ذکر کرده اند به این شرح است:

● وی اصطلاح ماتریالیسم منافق را جعل کرده و در دین اسلام بدعت گذاشته است و از آن چماق تکفیری علیه بهترین فرزندان اسلام و قرآن ساخته است؛
● دیگر اینکه نامبرده عضو شورای انقلاب بوده؛
● همچنین بدلیل نوشتن کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران که به منزلهٔ همکاری با رژیم طاغوت بوده.

همچنان که قبلا نیز یادآور شدیم فرقان رفراندوم و مراجعه به آراء عمومی جهت تثبیت نظام جمهوری اسلامی را نیز مخالف اسلام اعلام می‌کند و کسانی که در اقدام به چنین کاری نقش دارند مهدورالدم اعلام نموده بود و حکم اعدام را برای آنان صادر کرده بود.

در جای دیگر عنوان می‌کند که ما در برداشت‌های فکری و ایدئولوژی خود از اسلام هیچ انضمام و انسجامی بین اسلام و روحانیّت ندیدیم یا اینکه وجود آخوندیسم مغایر با همهٔ موازین توحیدی و مفاهیم قرآنی است.

قابل ذکر است که فرقان برای صدور حکم اعدام برای هر کس که صلاح می‌دانسته مشکل چندانی نداشته و با تشکیل جلسات مختصری اقدام می‌نموده. گودرزی در جواب: عملیّات نظامی محمّد متحدی بود، ایشان با من درباره افرادی که تصمیم می‌گرفتیم ترور شوند صحبت می‌کرد، و بعد با افرادی که خودش با آن‌ها تماس داشت، باین تصمیم لباس عمل می‌پوشاند. و در پایان کار این‌جانب اعلامیه آن را نوشتم و به مسئول تبلیغت و انتشارات می‌دادم.

از گودرزی سوال می‌شود گروه از چه زمانی تصمیم به مبارزه مسلحانه گرفت پاسخ می‌دهد:

خط مشی کلّی همان مخالفت با نظامات ضد توحیدی و مبتنی بر سلطه استبداد و ظلم می‌باشد که نهایتا بگونه مسلّحانه خودنمایی می‌کند که این مسئله در رابطه با رژیم قبل مطرح بود (هر چند هیچ اقدام مسلّحانه‌ای علیه رژیم طاغوت انجام نشد) و در رابطه با جمهوری اسلامی موضع‌گیری و مخالفت از وقتی مطرح شد که روحانیّت مدّعی رهبری حرکت مردم شد که این امر با پیشنهاد حمید نیکنام و رضا یوسفی (از اعضاء گروه) شروع و با موافقت من ادامه پیدا کرد. ضمنا گروه برای رفع نیازهای اقتصادی و ارتکاب جنایاتش اقدم به سرقت چندین بانک نموده که پول حاصل از آن را صرف تهیه خانه‌های تیمی و خرید اسلحه کرد.

گروه فرقان از جمله برتری‌های خود را بر سایرین ، گذراندن دروه تدوین ایدئولوژی می‌داند و همواره به شناختی که همراه عمل باشد تکیه می‌کند (در ضمن از عملی هم که از شناخت ناشی نشده باشد احتراز می‌جوید) نیز می‌دانیم که لبه تیز حمله فرقان در کلّیهٔ آثار و نیز موضع‌گیری‌ها و حملات نظامی‌شان ، مستقیما متوجّه روحانیّت می‌باشد که بطوری‌که حتّی در نشریاتی که چند ماه قبل از پیروزی انقلاب و زمان شاه منتشر می‌کند از روحانیّت حاکم و ارتجاع نام می‌برد.

در اطّلاعیه‌ای که در مهر ماه ۱۳۵۷منتشر می‌کند، چنین ادّعا می‌‌کند که فاجعهٔ سینما رکس آبادان با همکاری سه محور، رژیم پهلوی ، جمله روحانیّت حاکم و چپی‌ها انجام شده است. این بود سرنوشت جاهلیت.

معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان


محمّدصادق اسکندری هستم.

27 ساله از شهر مقدّس قم

فوق‌دیپلم فقه و اصول و علاقه‌مند به نهادینه‌سازی مفاهیم ارزشی

پیشنهاد من: حرکتی گسترده و رو به جلو در در جادّه‌ی خدامحور

رایانامه من: mese@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 555 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 17 / 12 / 1393