دلايل عقلى معاد (1)

معاد و دلیل‌هاى عقلى آن

پس از وجود دلیل‌هاى سمعى قطعى و ضرورت اسلام و دین بر اثبات معاد،نیازى به اثبات معاد توسّط استدلال‌هاى عقلى نیست؛ امّا برخى از آن‌ها را بنا بر عادت بیان می‌کنیم:

حکمت خداوند

حدّ وسط در این دلیل،حکمت خداوند تعالى است و شکل قیاسى این دلیل به صورت زیر می‌باشد:

مقدّمه 1: خداى تعالى حکیم است؛

مقدّمه 2: فرد حکیم،کار بیهوده و سفهى1 انجام نمی‌دهد؛ زیرا یا به ترجیح‌دادن مرجوح یا ترجّح‌دادن غیرمرجّح بازمی‌گردد و هر دو مورد بیان‌شده قبیح هستند؛

نـتـیجـه: خداى تعالى کار بیهوده و سفهى انجام نمی‌دهد.

کنون قیاس استثنایى زیر را به آن می‌افزاییم:

مقدّمه 1: اگر براى انسان معادى وجود نداشته باشد و در نهایت فانى شود2 و فرق بین انسان خوب و انسان بد گذاشته نشده و از آن‌جا که نتیجه عمل انسان به علّت غناى خدا به خدا باز نمی‌گردد،جزاى هر یک از انسان‌ها به خود آن‌ها نیز داده نشود3،و بدون هدف در این دنیا گرفتار انواع مشکلات باشد،آفرینشش بیهوده خواهد بود؛

مقدّمه 2: خدا کار بیهوده انجام نمی‌دهد؛

نـتـیجه: حکمت خداى تعالى اقتضا می‌کند که انسان زندگى دائمى و معاد در قیامت داشته باشد.4
به طورى که می‌توان این قیاس استثنایى را از آیه «اَفحسبتم اَنّما خلقنکم عبثًا و اَنّکم اِلینا لا ترجعون،فتعالى الله المَلِک الحقُّ»5 برداشت کرد که بند اوّل اشاره به مقدّمه 1 و بند دوم اشاره به مقدّمه 2؛ پس می‌توان گفت که آفرینش انسان بهترین شاهد براى وقوع معاد است.6

نکته 1: همچنین مکلّف‌کردن انسان به انجام برخى از امور توسّط خدا و وعده‌دادن خدا به جهانى جاودانى بر اساس انجام کارهاى کوچک تکلیفى،معاد را اثبات می‌کند.

نکته 2: مثال تحمّل مشکلات دنیا بدون وجود معاد آن است که شخصى چند فرد را به میهمانى دعوت کند و علاوه بر این که براى آن‌ها خوردنی‌ها و نوشیدنی‌هاى مناسبى بیاورد،چند حیوان درنده نیز داخل اتاق مهمانى نماید. بدیهى است که این کار در نزد عاقل‌ها بسیار قبیح است.

اثبات معاد مادّيّات و حیوانات از طریق دلیل حکمت

برخى از بزرگان با استفاده از دلیل حکمت،معاد جهان مادّه و حیوانات را اثبات کرده‌اند؛ امّا این کار محلّ تأمّل است؛ زیرا می‌توان گفت که خلقت مادّه و حیوانات براى بهره‌گیرى انسان از آن‌ها بوده است7،به طورى که با این جواب آفرینش آن‌ها بیهوده و سفهى نمی‌گردد؛ البتّه اگر براى انسان معادى وجود نداشت،آفرینش تمام این‌ها بیهوده بود.

پی‌نوشت‌ها:
1.کارى است که هدف عقلایى بر آن مترتّب نیست؛ مانند آن که فرد ثروتمندى ثروتش را در چیزى که منفعتى برى او ندارد یا منفعتش براى او کم‌تر است،خرج کند.
2.شهید مطهّرى،محقّق طوسى،و علاّمه طباطبایى (ره) از این روش استدلال بهره گرفته‌اند.
3.حکیم محمّدمهدى نراقى از این روش استدلال استفاده کرده است؛ البتّه این که نتیجه عمل انسان باید یا به خدا بازگردد یا به خود انسان،استدلال کتاب «کنز الفوائد فى اصول العقائد» می‌باشد.
4.علاّمه طباطبایى (ره) از این مبحث براى اثبات نبوّت نیز استفاده می‌کند و بیان می‌دارد که هنگامى که معادى در کار باشد،باید نبوّت و دعوت نیز وجود داشته باشند تا مواردى را که ثواب و عقاب دارند براى مردم تبیین شود.
5.سوره مؤمنون،آیه‌هاى 115 و 116.
6.همچنین آیه‌هاى «و ما خلقنا السّماء و الارض و ما بینهما لاعبین،لو اردنا اَنّ‌نتّخذ لهوًا لاتّخذناه من لدنّا اِنْ کنّا فاعلین» (سوره انبی،آیه‌هاى 16 و 17) و «و ما خلقنا السّماء و الارض و ما بینهما باطل،ذلک ظنّ الّذین کفرو،فویل للّذین کفروا من النّار» (سوره ص،آیه 27) اشاره به همین مطلب دارند.
7.آیه «و سخّر لکم ما فى السّماوات و ما فى الارض جمیعاً منه» (سوره جاثیه،آیه 13) به این مطلب اشاره دارد.
معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان


حبیب داستانی بِنیسی هستم.

32 ساله از شهر مقدّس قم

کارشناسی ارشد فقه و اصول و علاقه‌مند به نوآوری در فقه و اصول / تبلیغ‌های نوین دینی

پیشنهاد من: تلاش برای ایجاد تمدّن نوین اسلامی

رایانامه من: hdbenisi@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 595 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 17 / 12 / 1393