آشنايی با زندگی حضرت ام‌البنین ـ سلام‌الله علیها ـ

 

زیارتنامه:
متن زیارت نامه ی حضرت ام البنین سلام الله علیها
بسم الله الرحمن الرحیم
اشهد ان لا اله الّا الله وحده لا شریک له و اشهد انّ محمدا عبدُه و رسولُه .
السلام علیکَ یا رسول الله . السلام علیکَ یا امیر المومنین .
السلام علیکِ یا فاطمةَ الزهراء. السلام علی الحسن و الحسین سیدی شبابَ اهلِ الجنة
السلام علیکِ یا زوجة وصی رسول الله
السلام علیکِ یا عزیزة الزهراء
السلام علیکِ یا اُمَّ البُدور السَّواطع یا فاطمة بنت حِزام الکِلابیه المُکَنّاة باُمِّ البنین و رحمت الله و برکاته.
اُشهِد الله و رسولَه اَنَّکِ جاهدتِ فی سبیل الله اذ ضحیّتِ باولادک دون الحسین ابنِ بنتِ رسولِ الله
و عبدتِ اللهَ مُخلَصَةً له الدین بِوِلائک للائمة المعصومین
و صبرتِ علی تلک الرزیة و احتسبتِ ذلک عند الله رب العالمین.
وآزرتِ الامام علی بن ابیطالب علیه السلام فی المِحَنِ و الشَدائِد و المصائِبِ و کنتِ فی قُمّة الطاعة و الوفاء و انَّکِ اَحسَنتِ
الکفالةَ و ادّیتِ الامانةَ الکبری فی حفظِ ودیعتی الزهراء البتول علیها السلام، السّبطین الحسن و الحسین
وبالغتِ و آثرتِ و رعیتِ حُجَجَ الله المیامین و سعیتِ فی خدمةِ ابناءِ رسول رب العالمین عارفةً بحقّهم ، موقنةً بِصِدقِهم ،
مُشفِقَةً علیهم ، موثرةً هواهُم و حبُّهم علی اولادِکِ السُّعداء ، فسلام الله علیکِ کُلَّما دَجَن اللَّیل و اضاءَ النّهار . فَصِرتِ قُدوَةً
للمومنات الصالحات لانَّکِ کریمةُ الخلائق ، تقیّةٌ زکیةٌ فرضی الله عنکِ ارضاکِ و جَعَلَ الجنةَ منزلکِ و ماوآکِ . و لقد اعطاکِ من الکِراماتِ الباهراتِ حتّی اَصبَحتِ بطاعتکِ لِسَیِّدِ الاوصیاءِ و بِحُبِّکِ لِسَیِّدةِ النساء الزهراء علیها السلام و
فدائِکِ باولادکِ الاَربَعةِ لِسَیِّدِ الشُّهداء علیه السلام ، بابا لِلحِوائج .
فاِنَّ لکِ عند الله شاناً و جاهاً محموداً و السلام علی اولادکِ الشُّهداء العباس علیه السلام قمر بنی هاشم بابَ الحوائج و
عبدالله و عثمان و جعفر الذین اِستَشهَدوا فی نُصرَةِ الحسین علیه السلام بکربلاء .
فجزاکِ الله و اجزاهُم اَفضَلَ الجزاءِ فی جنّات النّعیم .
اللهم صل علی محمد و آل محمد عَدَدَ الخلائق التی حَصرُها لا یُحتَسَب او یَعُدُّ و تَقَبَّل مِنَّا یا کریم

ترجمه:
به نام خداوند بخشنده مهربان
شهادت می دهم که پروردگاری جز خدای یکتا وجود ندارد و احدی شریک و همتای او نیست و گواهی می دهم که محمد
بنده و فرستاده اوست .
درورد بر تو ای فرستاده خدا ، درورد بر تو ای پیشوای ایمانیان
درود بر تو ای فاطمه زهرا ، پیشوا و سرور زنان در هر دو جهان
درود بر حسن و حسین ، دو سرور جوانان اهل بهشت
درود برتو ای همسر جانشین فرستاده خدا
درود بر تو ای کسی که عزیز حضرت زهرا بودی
سلام بر تو ای مادر ماههای درخشان ، ای فاطمه دختر حزام بن خالد از قبیله بنی کلاب که لقب داده شدی ( از طرف
حضرت علی ) به ام البنین ( مادر پسران ) و رحمت و برکات خدا بر تو باد.خدا و پیامبرش را گواه می گیرم که همانا تو با
اهدای فرزندانت و قربانی‏کردن آن‏ها در راه آرمان‏های حسین علیه‏السلام جهاد نمودی؛ و بندگی خدا را با تحت ولایت قرار
گرفتن امامان معصوم با خلوص کامل به جا آوردی و بر آن مصیبت جانکاه و عظیم ( که برای فرزندانت اتفاق افتاد )صبر نمودی
چرا که آنرا در پیشگاه حضرت حق می دانستی و همواره در سختی ها و شدائد ، امام علی بن ابی طالب را یاری می
کردی و همواره در نهایت اطاعت و وفاء نسبت به این خاندان بودی .
وهمانا تو به خوبی کفالت و خدمتگزاری در خانه ی علی را عهده دار شدی و با حفظ و نگهداری دو یادگار زهرای اطهر – امام
حسن و امام حسین – امانت بسیار بزرگ خدا را ادا کردی و حجت های خدا را برگزیده و و در راه به ثمر نشستن اهداف آنها
تلاش نمودی .
و در خدمتگزاری به فرزندان رسول خدا سعی و تلاش نمودی در حالیکه نسبت به ایشان معرفت کامل داشته و به صدق
گفتارشان یقین داشتی و در نهایت مهربانی و دلسوزی نسبت به ایشان بودی و برگزیدی هواخواهی ایشان را .
و فرزندان رسول خدا را بیشتر از فرزندان سعادتمند خودت دوست می داشتی و محبت نسبت به ایشان را در محبت نسبت
به اولاد خودت ، ترجیح می دادی .
پس درود خدا در هر لحظه از شبانه روز بر تو باد .
پس ( با اوصاف فوق ) پیشوا و الگوی زنان مومن و نیکوکار گردیدی
چرا که تو دارای اخلاقی بسیار پسندیده و کریمانه بودی که بسیار متقی و پاکیزه بودی.
پس خداوند از تو راضی باد و تو را نیز راضی نمایدو رضوان خود را منزل و ماوی تو قرار دهد .
همانا که خداوند بواسطه اطاعت تو از امیرمومنان و همچنین محبت و عشق تو به فاطمه زهرا و نیز فداکردن چهار فرزندت در
رکاب اباعلبدالله الحسین ؛ به تو کراماتی باهره و عظیم عنایت نمود .
پس تو در درگاه الهی جایگاهی بس پسندیده و عظیم خواهی داشت .
و درود خدا بر فرزندان شهیدتعباس همو که ماه بنی هاشمیان و باب الحوائج است
و عبدالله دیگر فرزندت و نیز عثمان و جعفر
همان کسانیکه در راه یاری امام حسین علیه السلام در کربلا به شهادت رسیدند.
پس خداوند به تو و چهار پسرت بهترین پاداش ها را در جنات نعیم عطا فرماید.
بار پروردگارا ! بر محمد و آل محمد به تعداد موجوداتی که خلق نموده ای و تعداد آنان به شمارش نمی آید ؛ درورد و صلوات
فرست و از ما قبول بفرما ای خدای کریم.

زندگینامه مختصر
نام: فاطمه کلابیه
نام پدر: حزام بن خالد عامری
نام مادر: ثمامه
سال و مکان ولادت: سال پنجم هجری، کوفه
لقب: ام البنین به معنای مادر پسران
صفات اخلاقی: مؤمن، شجاع، فداکار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود.
فرزندان: 4 تن که همگی در کربلاء در رکاب اباعبدالله الحسین علیه السلام به فیض عظیم شهادت نائل گردیدند:
عباس در سال ۲۶ هجری و زمان حضور در کربلاء و شهادت 35 سال داشتند.
جعفر در سال 36 هجری
عبدالله در سال 38 هجری
عثمان در سال 40 هجری
وفات: اختلاف است، سال 64 یا۷۰ هجری
جریان ازدواج با امیرالمومنین علی _ سلام الله علیه _ : روایت است که امیر المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت
زهرا _ سلام الله علیها _ به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى
خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى که از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه کلابیه (ام
البنین) را به ایشان معرفى نمود و گفت: در بین عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.
حضور در کربلاء: حضرت ام البنین _ سلام الله علیها _ در واقعه کربلا حضور نداشت، هنگامى که بشیر به مدینه بازگشت و ام
البنین _ سلام الله علیها _ را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنین _ سلام الله علیها _
گفت: رگ قلبم راپاره کردى بچه ‏هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبد الله _ سلام الله علیه _ از حسین برایم بگو .
ام البنین_ سلام الله علیها _ براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبید الله (فرزند عباس علیه السلام) به بقیع م‏ی رفت و
نوحه می ‏خواند و می ‏گریست؛ این اشعار زبان حال اوست.
منم که سایه نشین و جود مولایم
کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم
منم که خانـــه به دوش غــم علی
منم که همقدم محنت ولی هستم
منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاس شکسته پهلویم
منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم
منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیددم
منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه ؛ هم کلام با زینب
منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم
منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد
منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباسم

زندگی نامه مفصل
نامش فاطمه دختر حزام بن خالد عامری و مادرش ثمامه بود. در حدود سال پنجم هجری در کوفه و یا اطراف آن متولد گردید.
وی در عصر خود یکی از زنان با فضیلت، پرهیزگار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود.
پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده
اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین_ سلام الله علیها _ را متذکر شده است.
افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم
فرود می آوردند. بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین_ سلام الله علیه _ می گفت: در میان عرب از
پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود.
گروهی از مورخان بر آنند که علی_ سلام الله علیه _ با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س) ازدواج نمود. دسته ای دیگر
می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده، اما در هر حال، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری
صورت گرفته است.
گویند عقیل بن ابی طالب که آشنا به انساب عرب بود، پیشنهاد ازدواج ام البنین را به حضرت علی _ سلام الله علیه _ داد.
حضرت این انتخاب را پسندید و او را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. حضرت علی _ سلام الله علیه _ با ام البنین
ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس(۲۶- ۶۱ق)، عبدالله (۳۶-۶۱ق)، عثمان (۳۸-۶۱ق) و جعفر(۴۰-۶۱ق)
بود که تمامی آنها در کربلا به شهادت رسیدند و سرور همه آنان حضرت ابوالفضل العباس _ سلام الله علیه _ بود.
ام البنین_ سلام الله علیها _ چه در زمان حیات امام علی_ سلام الله علیه _ و چه بعد از شهادت ایشان برای شوهر
گرانقدرش، زنی صمیمی، فداکار و با عفت بود. این بانوی فداکار وقتی کودکان خرد سال حضرت علی_ سلام الله علیه _ را
دید، بلافاصله تصمیم به خدمت و پرستاری آنان گرفت و در این کار تا حد یک مادر واقعی پیش رفت وفرزندان فاطمه_ سلام الله
علیها _ را بر فرزندان خود مقدم داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان کرد وهمچون مادری مهربان به
دلجویی و پرستاری آنان پرداخت. با کمال خوشرویی و سخنان محبت آمیز با آنها روبرو می شد؛ به خاطر همین وفاداری و
رفتار شایسته او بود که زینب _ سلام الله علیها _ به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد.
چنانکه گفته اند، پس از چندی به مولا علی_ سلام الله علیه _ پیشنهاد داد به جای فاطمه که اسم قبلی و اصلی وی بوده،
او را «ام البنین» صدا زند، تا حسنین _ سلام الله علیهما _ از ذکر نام اصلی او توسط علی_ سلام الله علیه _ به یاد مادر
خویش فاطمه زهرا _ سلام الله علیها _ نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نگردد و رنج بی مادری
آنها را آزار ندهد. به واسطه صفات نیکوی ام البنین بود که حضرت او را گرامی می داشت و از صمیم قلب در حفظ و حرمت او
کوشید.
منابع تاریخی هیچ گونه گزارشی از حضورفعال او در زمان امام حسن _ سلام الله علیه _ و امام حسین_ سلام الله علیه _
ارائه نکردند. تنها گویند ام البنین _ سلام الله علیها _ در واقعه عاشورا در مدینه بود چنان که به آنانی که عازم سفر بودند،
چنین سفارش کرد: چشم و دل مولایم امام حسین _ سلام الله علیه _ و فرمانبردار او باشید؛ البته وقتی بشیر و زینب او را
از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین _ سلام الله علیه _ وفرزندانش باخبر نمودند، ام البنین_ سلام الله علیها _ همچنان
از امام حسین _ سلام الله علیه _ خبرگرفت و چون بشیر خبر شهادت آن حضرت را به او داد، ام البنین_ سلام الله علیها _
گفت: «ای بشیر، بند دلم را پاره کردی!» و صدا و ناله شیون بلند کرد. می گویند بشیر گفت: خداوند به سبب مصیبت
مولایمان امام حسین_ سلام الله علیه _ به شما پاداش بزرگ عنایت کند.
ام البنین_ سلام الله علیها _ گفت: فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد!
به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت
چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد.
به هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب_ سلام الله علیها _ سپر خونین حضرت
عباس_ سلام الله علیه _ را به عنوان یادگاری به ام البنین_ سلام الله علیها _ نشان داد، وی تا آن را دید چنان دلش
سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.
وی هر روز برای فرزندش عباس_ سلام الله علیه _ نوحه سرایی می کرد و فرزند او عبید الله را نیز به همراه خود می آورد.
مردم مدینه برای شنیدن نوحه او گرد می آمدند و به سبب جانسوز بودن نوحه سرایی او همگی اشک می ریختند. باید
گفت، آمدن ام البنین_ سلام الله علیها _ به بقیع نوعی انقلاب بر ضد بنی امیه و آگاهی مردم از ژرفای مصیبت بود. پس از
آگاهی از جریان عاشورا و شهدای آن واقعه، ام البنین _ سلام الله علیها _ مجلس سوگواری و مصیبت در خانه اش برپا کرد.
زنان بنی هاشم در آن جا گرد آمدند و برای امام حسین_ سلام الله علیه _ و خاندانش گریه کردند.

● وفات ام البنین
بنا بر قول مشهور، این بانوی بزرگوار در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ ق وفات یافت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
نسل امیرالمومنین علی _ سلام الله علیه _ از طریق فرزندان ام البنین _ سلام الله علیها_ :
چنانکه اشاره شد، وی صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عبدا… ، عثمان و جعفربود. در این میان، نوادگان عباس که اکثر
آنان درعربستان، عراق، مصر، اردن، ایران و ترکمنستان پراکنده می باشند، در علم و ادب، شعر و حدیث سرآمد عصر خویش
بودند؛ از جمله ابویعلی حمزه بن قاسم بن علی بن حمزه بن حسن بن عبیدا… بن عباس از محدثان مورد اعتماد شیعه و
صاحب کتاب «التوحید»، «الزیاره» و «المناسک» می باشد که مزار او در حله معروف است و مردم آنجا را زیارت می کنند.
نکته ای مهم درباره ام البنین_ سلام الله علیها _ :
مهمترین نکته و مهمترین درسی که بنده از زنگی این شیر زن گرفتم این بود که یک مادر اگر وظیفه اصلی خود را که تربیت
فرزند است بدرستی انجام دهد چقدر در جامعه اثر دارد و چقدر اهمیت پیدا می کند اگر حضرت ام البنین _ سلام الله علیه _
مانند بعضی از مادران که امروزه مشاهده می شود وقت خود را صرف فرزندان نمی کرد بلکه وقتش را صرف کاره های بیرون
از خانه و یا کارهای فرعی غیر لازم صرف می کرد آیا آن زمان عباس _ سلام الله علیه _ تربیت می شد؟
بهترین مادر چه مادری است؟ مادری که فرزند خود را رها کند و یا تربیت؟
آری بهترین زن آن زنی است که به تواند در جامعه خود نقش اصلی و مهم و صحیح خود را ایفا کند و آن تربیت فرزندان سالم
و صالح است، فرزندانی مانند فزندان ام البنین _ سلام الله علیها_ که در حساس ترین برهه تاریخی در کنار امام زمان خود
حضرت اباعبدالله الحسین _ سلام الله علیه _ حاضر بودند و تا آخرین قطره در کنار امامشان جانبازی و جانفشانی کردند.
باید به این چنین زنانی مدال افتخار عالم را داد البته ما در دوران دفاع مقدس چنین زنانی
را بسیار داشتیم ، مادرانی که حسرت می خوردند که چرا ما فرزندان بیشتری نداشتیم تا آنها هم را راهی جبهه های حق
علیه باطل کنند اما حیف که آنان الان کمی و شاید خیلی در میان ما غریبند و نه قریب!
متأسفانه افتخارات در زمانه ما برعکس شده است اگر زنی راننده اتوبوس شود و یا گاوداری داشته باشد و یا کشاورزی کند و
یا کار آفرینی کند و یا کارخانه بزند و یا ... به آنها مدال زن برتر می دهند اما زنی که عمر خود را در تربیت صحیح فرزندان خود
گذاشته است نامی برده نمی شود واقعا اگر تمام زنان جامعه ما به سمت کارها ی غیر اصلی بروند چه کسی تربیت فرزندان
را به عهده می گیرد؟ آیا از این فرزندان می توان انتظار کار ابالفضلی داشت؟ آیا از این فرزندان خمینی بیرون می آید؟ آیا از
این فرزندان می توان انتظار داشت مثل شهداء بشوند؟ شهیدانی مثل شهید بهشتی، شهید رجائی، شهید همت، شهید
آوینی، شهید صیاد شیرازی، شهید احمدی مقدم و ....
اگر مادران شیعه رفتاری مثل ام البنین نداشته باشند و تربیت فرزندان را رها کنند، چه می شود؟ آیا غیر از این است که
کسانی دیگر این کار را به عهده می گیرند اما چه کسانی؟ تلوزیون، ماهواره، موبایل و اینترنت و آن زمان دیگر فرزند ما ...

نکته آخر:
وقتی کسی هدف اصلی خود را پیدا کند در هر صورت پیروز میدان است؛ ام البنین چه فرزندان خود را پیروز میدان می دید و
چه شهید خوشحال بود از چرا که وظیفه الهی خود را انجام داده است به همین دلیل است که وقتی بشیر خبر شهادت
فرزندانش را می دهد می گوید از حسینم چه خبر چون هدف او الهی است و هدف او یاری دین خداست یاری امام زمانش
است.
به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت
چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد.
پس بیائیم همگی دعا کنیم که:
الهی ما را ام البنینی _ سلام الله علیها _ قرار بده تا بتوانیم در جامعه مان ابالفضلی ها داشته باشیم و تا اینکه مادران ما
از شهادت فرزندانشان نه تنها خم به ابرو نیاورند بلکه بگویند:
و الحمد لله رب العالمین.

دل نوشته:
ای همسر بافضیلت امیرالمؤمنین _ سلام الله علیه _ دختر دلاوران عرب، ام البنین_ سلام الله علیها _ !
خدا تو را رحمت کند! نیک همسری برای علی _ سلام الله علیه _ بودی؛ هم او که به برادرش عقیل فرمود: زنی را به
همسریم اختیار کن که فرزندانی شجاع برایم به دنیا آورد و «عقیل»، نام تو را بر زبان آورد که شجاع‏تر از پدران تو، در عرب
نبوده است.
و تو، چهار پسر رشید برای علی _ سلام الله علیه _ آوردی تا دوست داران فرزندان زهرا _ سلام الله علیها _ باشند و
فدائیان حسین _ سلام الله علیه _ در روز عاشورا.
اگر تو نبودی، چگونه در کربلا، «عباس» دلاور، علمدار دلیر حسین _ سلام الله علیه _ می‏شد که یزید، لعنت خدا بر او باد ـ از
شجاعت او در نگهداری عَلَم در شگفت مانده بود؛ آن‏جا که دید بر پیکر علم سپاه حسین_ سلام الله علیه _ ، تیر بسیار
نشسته، مگر جای دست‏های علمدار. حیرت‏زده پرسید: این عَلَم در دست چه کسی بوده است، که با این همه تیر، علم را
رها نکرده است؟
ای بانوی شرافت و ادب! کرامت تو را می‏شود در زلال آیینه اباالفضلت_ سلام الله علیه _ دید؛ آن‏جا که امان نامه شیطان را
به سینه خاک کوبید و گفت: حیرتا! زاده ام البنین امان داشته باشد، اما میوه نازنین رسول خدا _صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم_
زاده زهرای مطهّر، امان نداشته باشد؟
اگر تو همسر امیرالمؤمنین_ سلام الله علیه _ نبودی، چه کسی ماه بلند بالای بنی هاشم را به دنیا می‏آورد، که از طلعت
زیبا و جمال دل آرایش، عرب، انگشت حیرت به دندان می‏گزید؟
بانوی بافضیلت بودی که ابوالفضل_ سلام الله علیه _ را چنان تربیت کردی، تا پشت و پناه حسین_ سلام الله علیه _ و
لشگرش باشد و از کشته‏های دشمن، پشته بسازد.
مرحبا به مادریت، ای مادر ادب! که به نوباوگان خویش فرمودی: از سر ادب. به گل‏های زهرا _ سلام الله علیها _ ، «آقا و
مولا» خطاب کنند، نه «برادر». خدا تو را رحمت کند.
هنوز صدای مرثیه‏هایت در بقیع، در گوش زمان جاری است:
دیگر به من «مادرِ پسران» نگویید؛ چون مرا به یاد شیران قوی پنجه‏ام می‏اندازید. من پسرانی داشتم که مرا به نام آنها، «ام
البنین» می‏خواندند.
اما اکنون دیگر برای من پسری نمانده است؛ چهار فرزندم، همچون عقابان تیز پنجه بودند که با مرگ سرخ، زندگی را وداع
گفتند.
ای مادر وفا، که روح شریف چهار پسر وفادارت ـ «عباس و جعفر و عثمان و عبداللّه‏» تجلی‏گاهِ وفای تو به علی _ سلام الله
علیه _ و اولاد علی _ سلام الله علیه _ گردید.
که وفای آنان، درخششی از وفای تو بود!
آیا از شجاعت پدرانت که در رگ‏های تو جاری بود و از شرافت و فضیلتی که در تو می‏جوشید، غیر از این انتظار می‏رفت که
فرزندت، قمر بنی هاشم، عبّاس رشید باشد که بر فوج دشمنان تاخت.
چه نیک می‏شناختی فرزندانت را که در رثای آنان سرودی:
به من خبر دادند که عباس، با دست‏های بریده، با صورت به زمین افتاده اما پسرم! می‏دانم که اگر عمود آهنین بر سرت
نمی‏کوفتند و شمشیر در دست می‏داشتی، هیچ کس یارای نزدیک شدن به تو را نداشت.
خدا تو را رحمت کند، ای شجاع‏زاده شجاع پرور، مادر پسران، ام البنین!
ام البنین صدایت کنم یا...؟

اشعار:


حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب
شاعر : غلامرضا سازگار (میثم)


اگر نشد که نهم رو به کربلای حسین
بقیع را کنم از گریه کربلای حسین
نگه به چهرۀ عباس کرده، می‌گفتم
هزار مرتبه عباس من فدای حسین
به دشت کرب و بلا تا کنند پرپرشان
چهار دسته‌ گل آورده‌ام برای حسین
شب عروسی خود نیز با علی گفتم
چو من هزار عروسند خاک پای حسین
ز کودکی به عزیزان خویش می‌گفتم
که سر به دست بگیرید در هوای حسین
همیشه بود به هر جا نگاه عبّاسم
به ماه عارض و بر قامت رسای حسین
نگاه من هم از آن بود بر رخ عباس
که داشت جلوه ز روی خدانمای حسین
به چار نجل شهیدم درود باد درود
که بود پشت سر هر یکی دعای حسین
حضور فاطمه آرم به حشر چار ذبیح
که جانشان شده تقدیم در منای حسین
همیشه بود روان روح چار فرزندم
چو اختران ز پی ماه در قفای حسین
خدا گواست ز عباس بیشتر می‌برد
دل مرا همه جا نام دل ربای حسین
به دشت کرب و بلا جای شاخۀ یاسم
به خاک پای وی افتاد دست عباسم
نسیم علقمه پیوسته می‌دهد خبرم
که پاره‌ پاره چو گل گشت پیکر پسرم
به خون طپید لب تشنه ماه علقمه‌ام
نشد که قطرۀ آبی برای او ببرم
به وقت مرگ غریبانه سر به خاک نهم
که از چهار پسر نیست یک پسر به برم
هزار بار الهی شود فدای حسین
نه جسم چار پسر، جان مادر و پدرم
خدا گواست که باشد فقط برای حسین
هر آن‌ چه خون جگر می‌چکد ز چشم‌ترم
چو شمع سوزم و در سوز خویش آب شوم
چنان که محو شود در شرار دل، اثرم
خدا گواست که اشک خجالت عباس
ز خون دیدۀ او بیشتر زند شررم
الهی آن که کنار دو دست عباسم
فتد به خاک قدم‌های اهل‌ بیت سرم
برای شیر خدا چار شیر آوردم
هزار حیف که امروز خم شده کمرم
ز دیدن سر مجروح دخترم زینب
به سان پیکر عباس پاره شد جگرم
چنان که خون چکد از «نخل میثم» زینب
ز دیده خون جگر ریزم از غم زینب
حضرت ام البنین(س) - مدح
شاعر : غلامرضا سازگار(میثم)


سلام از من و پروردگار داور من
به فاطمه، به حسین و حسن، به شوهر من
منم که همسری شیر حق نصیبم گشت
منم که سرور عالم علی است همسر من
منم که چار پسر زاده‌ام برای علی
منم که امّ ‌بنین گشته نام دیگر من
کنیز حضرت زهرا شدم به بیت علی
مقام فضّه به من داد حیِّ داور من
منم که دخت علی مادرم خطاب نمود
منم که عمّه ی سادات گشته دختر من
زهی به بخت بلندم که از نخست مرا
برای شیر خدا پرورید مادر من
چه افتخار از این به که هدیه شد به حسین
چهار دسته گلِ غرقه خون و پرپر من
سلام باد به عباس و عون و عثمانم
درود بر تن غلطان به خون «جعفر» من
مرا که فاطمه شد نام از ازل سرّی است
که رنگ فاطمه گیرد ز پای تا سر من
از آن به فاطمه نامیده گشته‌ام ز آغاز
که وقف فاطمه گردند چار کوثر من
طلوع کرد سه تابنده اختر و یک ماه
ز سبز دامنِ پاکِ شهید پرور من
خدا مرا پسری داد از ره یاری
که کرد بر پسر فاطمه علمداری
حضرت ام البنین(س)-مصائب
شاعر : آیت ا... محمد حسین اصفهانی (کمپانی)


چشمه‏ی خور در فلک چهارمین
سوخت زداغ دل ام‏البنین‏
آه دل پرده ‏نشین حیا
برده دل از عیسی گردون‏ نشین‏
دامنش از لخت جگر لاله ‏زار
خون دل و دیده روان ز آستین‏
مرغ دلش زار چو مرغ هزار
داده ز کف چار جوان گزین‏
اربعة مثل نسور الربی1
سدره نشین از غمشان آتشین‏
کعبه توحید از آن چهار تن
یافت ز هر ناحیه رکنی رکین‏
قائمه‏ی عرش از ایشان به پای
قاعده عدل از آنها متین‏
یاد ابوالفضل که سر حلقه بود
بود در آن حلقه ماتم نگین‏
اشک فشان سوخته جان همچو شمع
با غم آن شاهد زیبا قرین‏
ناله و فریاد جهان سوز او
لرزه در افکنده به عرش برین‏
کای قد و بالای دل آرای تو
در چمن ناز بسی نازنین‏
تیر کمان خانه‏ی بیداد زد
دیدۀ حق بین تو را در کمین‏
چهار جوان بود مرا دلفروز
و الیوم اصبحت و لا من بنین2
نام جوان مادر گیتی مبر
تذکرینی بلیوث العرین3
چون که دگر نیست جوانی مرا
لا تدعونی ویک ام‏البنین4
 

پی‌نوشت‌ها:
1* این شاعر خردمند در شعر خود با اقتباس برخی از مصرعهای ام‏البنین، آتشی افزون در دلها به پا کرده است، معنای این
مصرع بدین قرار است: چهار نفر چون پرندگان تیز پرواز کوهسار بودند که کشته شدند و رگ حیات آنان قطع گردید
2* امروز صبح کردم در حالی که دیگر پسری ندارم
3* مرا به یاد شیران بیشه می‏اندازید
4*دیگر مرا ام‏البنین نخوانید
معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان


محمّدصادق اسکندری هستم.

27 ساله از شهر مقدّس قم

فوق‌دیپلم فقه و اصول و علاقه‌مند به نهادینه‌سازی مفاهیم ارزشی

پیشنهاد من: حرکتی گسترده و رو به جلو در در جادّه‌ی خدامحور

رایانامه من: mese@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1557 عدد

تعداد کلّ نظرات بازدیدکنندگان برای این مطلب: 2 عدد
نظرات تأییدشده بازدیدکنندگان: 2 عدد

علی حاتمی


0


0

از جناب دکتر سؤال میکنم چه پندی برای متن زیارت حضرت ام البنین علیها السلام وجود داره؟

پاسخ: لطفا پرسش خود را توضیح دهید.

هادی بختیارزاده


0


0

سلام. خیلی ممنون. خدا خیرتون بده. ان شاء الله هم در دنیا و هم در آخرت به لطف حضرت زهرا سربلند باشین. یا علی



 

آخرین به‌روز‌رسانی: 17 / 12 / 1393