ازدواج پیامبر اکرم (ص) و حضرت خدیجه (س)

دلایل ازدواج حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ با پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ

خدیجه شبی در خواب دید: خورشید بالای مکّه چرخ خورد و کم‌کم پایین رفته و در خانه او فرود آمد. ایشان خواب خود را برای عموی خود و دانای اعراب چنین تعبیر کرد: با مرد بزرگی ازدواج خواهی کرد که شهرت او عالم‌گیر خواهد شد.

دهم ربیع‌الاوّل (۲۷ سال قبل از هجرت) شهر مکّه غرق در جشن و سرور بود، چرا که مراسم عروسی جوانی از بنی‌هاشم است که شهرت و امانتداری او سراسر جزیرةالعرب را فرا گرفته بود، مهدی پیشوایی در کتاب تاریخ اسلام دربارۀ نحوۀ آشنایی پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ با حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ و مراسم ازدواج آن‌ها این چنین می‌نویسد:

حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ دختر خویلد زنی تجارت‌پیشه، با شرافت و ثروتمند بود، افرادی را برای بازرگانی می‌گماشت و سرمایه‌ای را برای تجارت در اختیارشان قرار می‌داد و مزدی به آنان می‌‌پرداخت، وقتی پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ به 25 سالگی رسید،‌ ابوطالب به او گفت: من تهی‌دست شده‌ام و روزگار سخت شده است، اکنون کاروانی از قریش رهسپار شام می‌شود، کاش تو هم نزد حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ که مردانی را برای تجارت می‌فرستد، می‌رفتی و کار تجارت او را به عهده می‌گرفتی. از سوی دیگر، حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ از راستگویی، امانت و اخلاق پسندیده پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آگاهی یافت و در پی او فرستاد که: اگر کار تجارت مرا عهده‌دار شوی، بیش از دیگران به تو می‌پردازم و غلام خویش میسره را نیز برای دستیاری‌ات می‌فرستم. حضرت پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ این پیشنهاد را پذیرفت و همراه میسره رهسپار شام شد، در این سفر بیش از سفرهای گذشته سود عایدشان شد.

میسره در این سفر از حضرت پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ کراماتی مشاهده کرد که او را به حیرت انداخت، در این سفر راهب از پیامبری او در آینده بشارت داد، همچنین میسره پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ را دید که بر سر تجارت،‌ با شخصی اختلاف پیدا کرد، آن مرد گفت: به لات و عزّی سوگند یاد کن تا سخنت را بپذیرم، او پاسخ داد: در عمرم هرگز به لات و عزّی سوگند یاد نکرده‌ام، میسره در بازگشت از سفر،‌ کرامات پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آنچه را مشاهده کرده بود، برای حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ بازگو کرد.

حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ بانویی خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود، او در اثر امتیازات اخلاقی و اجتماعی متعدّدی که داشت، در زمان جاهلیّت،‌ طاهره و سیّده قریش نامیده می‌شد، بنابر مشهور، او قبلاً دو بار ازدواج کرده و همسرانش درگذشته بودند. بزرگان قریش همه علاقه‌مند به ازدواج با او بودند، مردان نامداری همچون عقبة بن ابی‌معیط، ابوجهل و ابوسفیان از او خواستگاری کرده بودند و او موافقت نکرده بود. از سوی دیگر، حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ با پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ خویشاوند بود و نسب هر دو در قصی به هم می‌رسید، او اطّلاعاتی از آیندۀ درخشان پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ داشت و علاقه‌مند به ازدواج با او بود.

حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ به پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ پیشنهاد ازدواج کرد و پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ با موافقت عموهایش، این پیشنهاد را پذیرفت و در یک جمع خانوادگی ازدواج صورت گرفت، بنا‌بر قول مشهور در این هنگام حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ ۴۰ سال و حضرت پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ۲۵ سال داشت.

دلایل ظاهری و باطنی ازدواج پیامبر با حضرت خدیجه به روایت آیت‌الله سبحانی

آیت‌الله جعفر سبحانی در کتاب «فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام» دربارۀ علل ظاهری و باطنی این ازدواج این چنین بیان می‌کند:

مردان مادّی که همه چیز را از دریچۀ مادّیگری مطالعه می‌کنند، پیش خود چنین تصوّر می‌کنند که چون خدیجه ثروتمند و تجارت‌پیشه بود، برای امور تجارتی خود، به یک مرد امین بیش از هر چیزی نیازمند بود، از این لحاظ، با پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ازدواج کرد و پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نیز از وضع زندگی آبرومندانۀ او آگاه بود، با اینکه توافق سنّی نداشتند، تقاضای او را پذیرفت. ولی آنچه را تاریخ نشان می‌دهد، این است که محرّک حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ برای ازدواج با امین قریش، یک سلسله جهات معنوی بود، نه جنبه‌های مادّی؛ اینک شواهد ما:

◊ هنگامی که از میسره، سرگذشت سفر جوان قریش را می‌پرسد؛ او کراماتی را که در طول این سفر از او دیده بود و آنچه را از راهب شام شنیده بود، برای او نقل می‌کند، خدیجه شوق مفرطی که سرچشمه آن علاقه به معنویّت پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ بود در خود احساس می‌کند و بی‌اختیار به او می‌گوید: میسره کافی است، علاقه مرا به پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ؛ دو چندان کردی، برو من تو و همسرت را آزاد کردم و 200 درهم و دو اسب و لباس گران‌بهایی در اختیار تو می‌گذارم. سپس آنچه را از میسره شنیده بود، برای «ورقة بن نوفل» که دانای عرب بود، نقل می‌کند، او می‌گوید: صاحب این کرامات پیامبر عربی است.

روزی خدیجه در خانه خود نشسته بود و دور او را کنیزان و غلامان گرفته بودند، یکی از دانشمندان یهود نیز در آن محفل بود، اتّفاقاً جوان قریش از کنار منزل آن‌ها گذشت و چشم دانشمند یهود به پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ افتاد، فوراً از حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ درخواست کرد که از پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ تقاضا کند، از مقصد خود منصرف شود و چند دقیقه در این مجلس شرکت کند.

پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ تقاضای دانای یهود را که مبنی بر نشان دادن علایم نبوّت در بدن او بود پذیرفت، در این هنگام حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ رو به دانشمند یهودی کرد و گفت: هرگاه عموهای او از تفتیش و کنجکاوی تو آگاه گردند، عکس‌‌العمل بدی نشان می‌دهند، زیرا آنان از گروه یهود به برادرزاده خود هراسانند. در این موقع، دانای یهود گفت: مگر می‌شود به پیامبر اکرم ـ‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ کسی صدمه‌ای برساند! در صورتی که دست تقدیر، او را برای ختم نبوت و ارشاد مردم پرورش داده است، حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ گفت: از کجا می‌گویی که او حایز چنین مقام می‌شود؟ وی گفت: من علایم پیامبر آخرالزمان را در تورات خوانده‌ام و از نشانه‌های او این است که پدر و مادر او می‌میرند و جدّ و عموی وی از او حمایت می‌کنند و از قریش زنی را انتخاب می‌کند که سیّدۀ قریش است، سپس اشاره به حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ کرد و گفت: خوشا به حال کسی که افتخار همسری او را به دست آورد.

ورقه، عموی حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ، از دانایان عرب بود و اطّلاعات فراوانی دربارۀ کتب عهدین داشت و مکرّر می‌گفت که مردی از میان قریش، از طرف خدا برای هدایت مردم بر انگیخته می‌شود و یکی از ثروتمندترین زنان قریش را می‌گیرد و چون حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ، ثروتمندترین زنان قریش بود؛ از این لحاظ گاه و بیگاه به حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ می‌گفت: روزی فرا رسد که تو با شریفترین مرد روی زمین وصلت می‌کنی.

خدیجه شبی در خواب دید: خورشید بالای مکّه چرخ خورد و کم کم پایین آمد و در خانه او فرود آمد، خواب خود را برای ورقه نقل کرد، وی چنین تعبیر کرد: با مرد بزرگی ازدواج خواهی کرد که شهرت او عالم‌گیر خواهد شد.

این‌ها جریان‌هایی است که بعضی از مورّخان نقل کرده‌اند و در بسیاری از کتب تاریخی نیز ثبت شده است. معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان


محمّدصادق اسکندری هستم.

27 ساله از شهر مقدّس قم

فوق‌دیپلم فقه و اصول و علاقه‌مند به نهادینه‌سازی مفاهیم ارزشی

پیشنهاد من: حرکتی گسترده و رو به جلو در در جادّه‌ی خدامحور

رایانامه من: mese@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 727 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 17 / 12 / 1393