آشنايی با زندگی حضرت سکینه ـ سلام الله علیها ـ

فرزندان امام حسین

شيخ مفيد گفته است: حضرت امام حسين ـ عليه السّلام ـ 6 فرزند داشت:

على بن الحسين الأكبر كه كنيه‌‏اش ابو‌محمد و مادرش شاه زنان دختر خسرو يزدجرد بود؛
على بن الحسين الأصغر كه در كربلا با پدر شهيد شد و ذكرش در سابق گذشت، مادرش ليلى دختر ابى مرة بن مسعود ثقفى بود؛
جعفر بن حسين كه نسلى نداشت و مادرش قضاعيه بود و در زندگى امام حسين ـ عليه السّلام ـ فوت شد؛
عبد الله بن الحسين كه در كودكى با پدرش كشته شد، در دامن پدر بود كه تيرى آمد و بر حلقومش نشست و او را ذبح كرد و ذكر او نيز در سابق گذشت؛
سكينه دختر امام حسين ـ عليه السّلام ـ كه مادرش رباب دختر امرء القيس بن عدى كلبى است و هم او مادر عبد الله بن الحسين است؛
فاطمه بنت الحسين كه مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبد الله است.

سكينه بنت الحسین

نامش «آمنه» است و گفته‌‏اند: آمنه مادرش رباب دختر امرء القيس بن عدى است كه رئيس بكر بن وائل بود در روز جنگ ملح در دوران جاهليت، نصرانى بود و در زمان عمر بن الخطاب مسلمان شد و هنوز نمازى نخوانده بود كه عمر به او ولايت ناحيه‌‏اى داد و شب بر او نيامد كه على ـ‌ عليه السّلام ـ دخترش رباب را براى امام حسين ـ عليه السّلام ـ خواستگارى كرد و او هم وى را به آن حضرت ازدواج نمود و عبد‌اللَّه و سكينه را براى او زائيد و آن حضرت دربارۀ سكينه و مادرش فرمايد:
به جانت خانه‏‌اى را دوست دارم كه دارد هم سكينه و هم ربابم دهم در دوستى‏شان هر چه دارم ندارد هيچ‏كس حق عتابم گر از ديده نهان در ياد باشند بعمرم تا بخوابم در ترابم. گفته‏‌اند: امير المؤمنين على ـ‌ عليه السّلام ـ دو فرزندش حسن و حسين ـ عليه السلام ـ را نزد امرء القيس برد و فرمود: يا عم، من على بن ابى طالب پسر عمّ و داماد رسول خدايم و اين‏ دو پسرزاده دختر اويند و ما ميل داريم با تو پيوند زناشوئى داشته باشيم، در جواب گفت: يا على، من «محياة» دختر خود را به تو تزويج كردم؛ و اى حسن، من «سلمى» دختر ديگرم را به تو تزويج كردم؛ و اى حسين، من «رباب» دختر خود را هم به تو تزويج كردم.
هشام گويد: رباب از بهترين و فاضل‏ترين زنان بود و پس از شهادت امام حسين ـ عليه السّلام ـ او را خواستگارى كردند، گفت: پس از رسول خدا ـ‌ صل الله عليه و آله و سلم ـ پدر شوهرى نخواهم، و در روايت است كه رباب اين مرثيه را براى امام حسين ـ عليه السّلام ـ گفته است:
آن‌كه نورى بود پرتوخيز، اندر كربلا كشته شد بى‏‌ دفن و عريان او فتاده سر جدا سبط پيغمبر خدايت نيك پاداشى دهد از من و ميزانت از خسران و كم بودى رهد كوه سختى بودى و من در پناهت بى‌ ‏گزند بر سر ما سرورى با مهر و دين و ارجمند كى يتيمان و گدايان را نوازد بعد تو؟ كى به مسكينان دهد مأوى و زر مانند تو؟ من نمى‌‏جويم به حق صهرى ديگر بعد از شما تا به زير خاك و شن پنهان شوم بى‏ اقربا
در وقايع مجلس عبيد‌اللَّه بن زياد گفتيم كه: سر مقدّس را برداشت و اين شعر را سرود: وا حسينا فلا نسيت حسينا ... الخ. جزرى گفته: همراه حسين، زوجه‌‏اش رباب دختر امرء القيس بود و او مادر سكينه است و با اهل حرم او را به شام بردند و به مدينه برگشت، اشراف قريش خواستگار او شدند و گفت: پس از رسول خدا ـ صل الله عليه و آله و سلم ـ پدر شوهرى نخواهم؛ و يك سال ماند و زير سقف خانه نرفت تا كاهيده شد و از غصّه مرد، و گفته‌‏اند كه يك سال بالاى قبر آن حضرت ماند و به مدينه آمد و از غم مرد.
ابو الفرج اصفهانى گويد: سكينه با دختر عثمان در مجلس ماتمى بودند، دختر عثمان گفت: منم دختر شهيدم، سكينه ساكت بود و مؤذّن گفت: اشهد انّ محمدا رسول اللَّه، سكينه به او فرمود: اين پدر من است يا پدر تو؟! دختر عثمان گفت: من هرگز به شما فخر نكنم. دميرى از «فائق» نقل كرده كه گفته: سكينه دختر امام حسين ـ عليه السّلام ـ نزد مادرش رباب آمد و مى‌‏گريست و كودك بود، مادرش گفت: تو را چه مى‌‏شود؟ گفت: زنبوركى با نيش كوچكش مرا گزيد.
سبط ابن جوزى از سفيان ثورى روايت كرده كه على بن الحسين مى‏‌خواست به سفر حج يا عمره رود و خواهرش سكينه سفرۀ سفرى به بهاى هزار درهم براى او آماده كرد و فرستاد و آن حضرت در ظهر حرّه (همان نزديك مدينه) آن را به فقرا تقسيم كرد.
ابن شهر آشوب در «مناقب» گويد: چون امام حسين ـ عليه السّلام ـ شهيد شد، هفتاد و چند هزار اشرفى مقروض بود و على بن الحسين (عليه السلام) براى وام پدر غمنده بود و خوراك و نوشيدن و خواب در بيشتر اوقات نمى‌‏توانست؛ كسى را در خواب ديد كه به او گفت: از دين پدر غم مخور كه خدا به مال نحيس آن را ادا كرده، على ـ عليه السّلام ـ فرمود: در اموال پدر خود مالى به اين نام نمى‌‏شناختم، و شب دوم هم همين خواب را ديد و از كسان خود پرسش كرد، يكى از زنان خانواده‌‏اش گفت:
پدرت بنده‌‏اى رومى به نام «نحيس» داشت كه در «ذى خشب» براى او چشمه‏‌اى بيرون آورد، حضرت از آن خبر گرفت و به او اطّلاع دادند. چند روز بعد، وليد بن عتبه بن ابى سفيان خدمت حضرت فرستاد و پيغام داد: به من گفته‌‏اند پدرت در «ذى خشب» چشمه‏‌اى به نام «نحيس» دارد، اگر خواهى بفروشى، من خريدارم، حضرت فرمود: آن را به اداى دين امام حسين ـ عليه السّلام ـ مى‌‏فروشم، و مقدار دين را به او تذكّر داد، او هم به همان بهاء آن را گرفت و حقّا به شب شنبه را براى سكينه استثناء كرد.

وفات حضرت سکینه

سكينه ـ عليه السّلام ـ روز پنجشنبه پنجم ماه ربيع الأول سال صد و هفده هجرى وفات كرد و در همان سال خواهرش فاطمه بنت الحسين هم وفات كرد كه مادرش امّ اسحاق دختر طلحة بن عبيد اللَّه بود و او همسر امام حسين ـ عليه السّلام ـ بود و طلحه را كه در كودكى مرد براى او زائيد و امام حسين ـ عليه السّلام ـ پس از برادر او را تزويج كرد و فاطمه بنت الحسين را آورد.
ابو الفرج گويد: مادر امّ اسحاق «جرباء» دختر قسامة بن طى بود، او را از بس زيبا بود «جرباء» لقب كرده بودند زيرا هر زن زيبائى هم كه پهلويش بود در برابر او زشت مى‌‏نمود، امّ اسحاق پيش از امام حسين ـ عليه السّلام ـ زوجه حسن بن على بن ابى طالب ـ عليه‌السّلام ـ بود و چون وفاتش رسيد، به برادرش امام حسين ـ عليه السّلام ـ گفت: من از اين زن راضى هستم و چون وفات كردم مبادا از خانه شما برود، پس از عدّه‌‏اش او را تزويج كن؛ و چون امام حسن ـ عليه السّلام ـ وفات كرد، امام حسين ـ عليه السّلام ـ او را تزويج كرد، و براى‏ امام حسن ـ عليه السّلام ـ طلحه را زائيده بود كه بى‏نسل مرد.
در «تقريب» ابن حجر است كه: فاطمه بنت الحسين ثقه است و در طبقه چهارم راويان است و پس از سال يكصد هجرى در پيرى وفات كرده. شيخ مفيد (ره) گويد: حسن بن حسن از عمويش امام حسين ـ عليه السّلام ـ يكى از دو دخترش را خواستگارى كرد و امام حسين ـ عليه السّلام ـ فرمود: دخترم فاطمه را كه به مادرم فاطمه بنت رسول اللَّه ـ صل الله عليه و آله و سلم ـ شبيه‌‏تر است به تو مى‌‏دهم. معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان


محمّدصادق اسکندری هستم.

27 ساله از شهر مقدّس قم

فوق‌دیپلم فقه و اصول و علاقه‌مند به نهادینه‌سازی مفاهیم ارزشی

پیشنهاد من: حرکتی گسترده و رو به جلو در در جادّه‌ی خدامحور

رایانامه من: mese@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 706 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 17 / 12 / 1393