وحی و نبوت، نیاز بشر؟

نکته

بنیادی‌ترین مسأله بخش نبوّت، اثبات ضرورت بعثت پیامبران است.

اثبات ضرورت بعثت انبیاء

هدف از آفرینش انسان، پیمودن مسیر تکامل به سوی کمال نهایی در سایه انجام‌دادن افعال اختیاری است؛ به گونه‌ای که این کمال نهایی جز از مجرای اختیار حاصل نمی‌شود و برای همین مسیر زندگی بشر دو سویه قرار داده شده است تا زمینه انتخاب فراهم شود که یک سوی آن به طرف کمال (طبق اراده حکیمانه خداوند بالاصاله) و سوی دیگر به طرف شقاوت و عذاب (طبق اراده حکیمانه خداوند بالتّبع) خواهد بود؛
اختیار آگاهانه علاوه بر قدرت بر انجام کار، فراهم‌شدن زمینه‌های بیرونی و وجود کشش درونی به سوی آن‌ها، نیاز به شناخت صحیح نسبت به کارهای خوب و بد و راه‌های شایسته و ناشایسته دارد و مقتضای حکمت الهی این است که وسایل لازم برای تحصیل چنین شناخت‌هایی را در اختیار بشر قرار دهد و خلاف این، نقض غرض است؛
شناخت‌های بر اساس حسّ و عقل با به همراه‌داشتن نقش مهمّی در تأمین نیازهای زندگی، راه کمال و سعادت حقیقی را در تمامی ابعاد کفایت نمی‌کنند و اگر راه دیگری غیر این دو وجود نداشته باشد، هدف الهی از آفرینش انسان تحقّق نخواهد یافت؛
پس مقتضای حکمت الهی این است که راه دیگری ورای حسّ و عقل برای شناختن مسیر تکامل همه‌جانبه در اختیار بشر قرار دهد تا انسان‌ها بتوانند به کمک آن، مستقیم یا غیرمستقیم به سعادت برسند و این همان راه وحی است که در اختیار پیامبران ـ صلوات الله علیهم ـ قرار داده شده و ایشان به طور مستقیم و دیگران به طور غیرمستقیم از آن بهره گرفته و می‌توانند به کمال برسند.1

نارسایی دانش بشر در بیان ضرورت وجود وحی

برای شناخت راه صحیح زندگی در تمامی ابعاد آن، باید آغاز و انجام وجود انسان و پیوندها و رفتارش با موجودات دیگر و تأثیرات مؤثّر در سعادت و شقاوتشان بر یکدیگر و کسر بین سودها و زیان‌ها، و مصالح و مفاسد مختلف شناخته شده و مورد ارزیابی قرار گیرد تا وظایف میلیاردها انسان با ویژگی‌های مختلف در شرایط متفاوت مشخّص شود که احاطه بر تمامی این امور و تقدّمشان بر یکدیگر، کار حتّی هزارها گروه متخصّص در رشته‌های علوم تجربی و انسانی نیز میسّر نیست.

روند تغییرات حقوقی و قانونی در طول تاریخ بشر با وجود پژوهش‌ها و تلاش‌های هزاران دانشمند متخصّص بیان‌گر ضعف بشر در قانون‌گذاری است و حتّی برای تدوین همین قانون‌های نیز بهره‌های فراوانی از نظام‌های حقوقی الهی و شریعت‌های آسمانی برده شده است و محدود در تأمین مصالح دنیوی و اجتماعی است و چنان‌چه می‌خواستند به محدوده اخروی انسان را نیز رعایت کنند - به علّت غیرقابل‌حسّی‌بودن آن‌ها و همچنین عدم ارزش‌یابی دقیق آن‌ها با مسایل دنیوی - نمی‌توانستند به نتیجه قطعی دست یابند.

امروزه با توجّه به تجربه‌های اندوخته‌شده در طی هزاران سال، قوانین وضع و مورد اجرا قرار می‌گیرد. به فرض اگر چنین نظامی ضامن سعادت ابدی و اخروی هم بود، جای این سؤال هست که رهاکردن میلیاردها انسان در طول تاریخ و وانهادن ایشان به جهل خودشان چگونه با حکمت الهی و غرض از آفرینش آن‌ها سازگار است؟ در نتیجه نیاز به وحی نمایان است.

مقتضای برهان فوق آن است که باید نخستین انسان پیامبر خدا باشد تا راه صحیح زندگی را به وسیله وحی بشناسد و هدف آفرینش در مورد شخص او تحقّق یافته و سپس دیگر انسان‌ها به وسیله او هدایت شوند.

فواید بعثت پیامبران

نشان‌دادن راه صحیح برای تکامل حقیقی انسان در راستای دریافت وحی و ابلاغ آن به مردم؛
جلوگیری از فراموشی مسائلی که عقل انسان توانایی درک آن‌ها را دارد؛ امّا یا نیاز به گذشت زمان و تجارب فراوان دارد یا بر اثر اهتمام انسان‌ها به امور مادّی و غلبه گرایش‌های حیوانی یا بدآموزی‌ها و تبلیغات سوء بر توده‌های مردم پنهان می‌ماند و مورد غفلت واقع می‌شود؛
الگو برای انسان‌های دیگر به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تربیت، رشد و تکامل انسان که اهمّیت آن در مباحث روان‌شناسی به ثبوت رسیده است؛
رهبری اجتماعی، سیاسی و قضایی مردم در صورت فراهم‌بودن شرایط لازم که رهبر معصوم، یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی برای جامعه است که به وسیله او جلوی بسیاری از نابسامانی‌ها و کج‌روی‌های اجتماعی گرفته می‌شود و جامعه به سوی کمال مطلوب رهبری می‌گردد.

بر پایه فایده دوم فوق نکته نامیده‌شدن پیامبران به «مذکِّّر» و «نذیر» و نامیده‌شدن قرآن به «ذِکر» و «تذکره» روشن می‌گردد که امیرمؤمنان، علی ـ علیه‌السّلام ـ می‌فرماید: «لِیسْتَأدُوهم میثٰاقَ فِطْرَته و یذکِّروهم مَنْسِی نِعْمَتِهِ و یحتجّوا عَلَیهم بالتّبلیغ: خدای متعال پیامبران خود را پی‌ در پی فرستاد تا وفاداری به پیمان فطرت را از مردم بخواهند و نعمت‌های فراموش‌شده را به یادشان آورند و با تبلیغ و بیان حقایق حجّت را برایشان تمام کنند.»2

پیامبران علاوه بر آموزش مسایل مختلف، به تربیت و تزکیه مردم نیز می‌پرداختند و در قرآن «تعلیم و تزکیه» با هم ذکر شده‌اند و گاهی «تزکیه» بر «تعلیم» نیز پیشی گرفته است.3

 

پی‌نوشت‌ها:
1. این برهان از موارد استنتاج قضیه عملی (باید) از قضیه نظری (هست) و از مصادیق اثبات ضرورت بالقیاس برای معلول از راه ضرورت علّت, و نیز از موارد جریان براهین لمّی در الاهیّات است.
2. نهج البلاغه، خطبه اوّل، صفحه 44
2. این بحث خلاصه‌ای از درس بیست و دوم کتاب «آموزش عقائد» آقای مصباح یزدی است.

معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان

حبیب داستانی بِنیسی هستم.

32 ساله از شهر مقدّس قم

کارشناسی ارشد فقه و اصول و علاقه‌مند به نوآوری در فقه و اصول / تبلیغ‌های نوین دینی

پیشنهاد من: تلاش برای ایجاد تمدّن نوین اسلامی

رایانامه من: hdbenisi@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1317 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 17 / 12 / 1393