معجزه

راه‌های اثبات نبوّت

قرینه‌های اطمینان‌بخش؛ مانند: راستی، درستی، عدم‌انحراف از مسیر حق و عدالت در طول زندگی و عدم ارتكاب اشتباه (حتّی اگر عقل صحّه بر آن بگذارد)؛ امّا این راه در مورد پیامبرانی وجود دارد که سال‌ها در میان مردم زندگی کرده باشند و دارای منش شناخته‌شده‌ای باشند؛ ولی اگر پیامبران پیش از آن‌که مردم پی به شخصیت و منش ثابت او ببرند، مبعوث به رسالت شد، نمی‌توان صحّت ادّعای او را از این راه شناخت؛
معرّفی پیامبران پیشین یا معاصر: این راه اختصاص به مردمی دارد که پیامبر دیگری را شناخته و از بشارت و تأیید وی اطّلاع یافته باشند و طبعاً درباره نخستین پیامبر هم موردی نخواهد داشت؛
معجزه: هنگامی كه دو راه فوق وجود نداشت، خدا بر حسب حکمت بالغه‌اش این راه را گشوده و معجزاتی به پیامبران داده که نشانه‌هایی بر صدق ادّعای ایشان باشد و از این روی آن‌ها را «آیات1: نشانه‌ها» نامیده است که می‌تواند کارآیی گسترده و همگانی داشته باشد.

معجزه

امر خارق‌العاده‌ای است که با اراده خدا از شخص مدّعی نبوّت ظاهر می‌شود و نشانه صدق ادّعای وی است.

نکات تعريف معجزه

دیده‌های خارق‌العاده‌ای وجود دارد که از راه اسباب و علل عادی پدید نمی‌آیند؛
برخی از امور خارق‌العاده با اراده و اذن خاصّ خدا از پیامبران ظهور می‌کند؛
چنین امر خارق‌العاده‌ای می‌تواند نشانه صدق ادّعای پیامبر باشد.

صحّت محتوای رسالت و لزوم اطاعت از فرمان‌هایی که ابلاغ می‌کنند، با واسطه و غیرمستقیم با توجّه به معجزات پیامبران ثابت می‌شود و به عبارت دیگر، نبوّت پیامبران ـ صلوات الله علیهم ـ با دلیل عقلی و اعتبار محتوای پیام‌هایشان با دلیل تعبّدی اثبات می‌گردد.

امر خارق‌العاده

پدیده‌هایی که در این جهان پدید می‌آید معمولاً از راه اسباب و عللی است که با آزمایش‌های گوناگون قابل‌شناخت می‌باشند؛ ولی در موارد نادری پاره‌ای از این پدیده‌ها به گونه دیگری تحقّق می‌یابد (مانند: کارهای مرتاضان) و نمی‌توان تمامی اسباب و علل آن‌ها را به وسیله آزمایش‌های حسّی شناخت و شواهدی یافت می‌شود که در پیدایش این‌گونه پدیده‌ها نوع دیگری از عوامل مؤثّر است که متخصّصان علوم مختلف گواهی می‌دهند که این کارها بر اساس قوانین علوم مادّی و تجربی انجام نمی‌یابند. چنین اموری را «خارق‌العاده» می‌گویند.

انواع امرهای خارق‌العاده

اموری که هر چند اسباب و علل عادی ندارند؛ امّا اسباب غیرعادی آن‌ها کم و بیش در اختیار بشر قرار می‌گیرد و می‌توان با آموزش‌ها و تمرین‌های ویژه‌ای به آن‌ها دست یافت؛ مانند: کارهای مرتاضان؛
اختیار امور خارق‌العاده‌ای که تحقّق آن‌ها مربوط به اذن خاصّ الهی می‌باشد به دست افرادی که ارتباط با خدا ندارند، سپرده نمی‌شود و از این روی دارای دو ویژگی اساسی هستند:

قابل تعلیم و تعلّم نیستند؛
تحت‌ تأثیر نیروی قوی‌تری قرار نمی‌گیرند و مغلوب عاملِ دیگری نمی‌شوند.

نوع دوم اختصاص به پیامبران ندارد؛ بلکه گاهی سایر اولیای خدا هم از آن‌ها برخوردار هستند.

کرامت

سایر کارهای خارق‌العاده‌ای که با اراده الهی تحقّق می‌یابند و قابل تعلیم و تعلّم نیستند و مغلوب عاملِ دیگری نمی‌شوند و از غیر پیامبران نیز حاصل می‌شود؛ در مقابل کارهای خارق‌العاده‌ای که مستند به نیروهای نفسانی و شیطانی می‌باشند؛ مانند: سحر، کهانت و اعمال مرتاضان.

الهام، تحديث و ...

علم‌های غیرعادی الهی كه منحصر به وحی نیست و هنگامی که چنین علم‌هایی به دیگران داده شود، به این نام‌ها خوانده می‌شوند.

عامل امور خارق‌العاده شخص و در رابطه طولی خداست.

شبهه

هر پدیده مادّی علّت خاصّی دارد که می‌توان آن را به کمک آزمایش‌های علمی شناخت و ناشناخته‌بودن علّت پدیده‌ای که معلول نقص ابزارهای آزمایشگاهی می‌باشد را نمی‌توان دلیلی بر عدم وجود علّت عادی برای پدیده‌‌ای قلمداد کرد؛ پس پدیده‌های خارق‌عادت را تنها به این عنوان می‌توان پذیرفت که از علل و عوامل ناشناخته‌ای به وجود می‌آیند و حدّاکثر آگاهی از علل آن‌ها در زمانی که هنوز ناشناخته هستند را می‌توان امری اعجازآمیز به حساب آورد.

جواب شبهه

اصل علّیت بیش از این اقتضایی ندارد که برای هیچ موجود وابسته و معلولی علّتی اثبات شود و امّا این‌که هر علّتی باید لزوماً قابل شناخت به وسیله آزمایش‌های علمی باشد، به هیچ وجه لازمه اصل علّیت نیست و دلیلی هم بر آن نمی‌توان یافت؛ زیرا بُرد آزمایش‌های علمی محدود به امور طبیعی است و هرگز نمی‌توان وجود یا عدم وجود امور ماوراء طبیعی یا عدم تأثیر آن‌ها را به وسیله ابزارهای آزمایشگاهی ثابت کرد.

تفسیر اعجاز به آگاهی از علل ناشناخته صحیح نیست؛ ‌زیرا اگر این آگاهی از راه علل عادی به دست آمده باشد تفاوتی با سایر پدیده‌های عادی نخواهد داشت و به هیچ وجه نمی‌توان آن را امری خارق عادت به حساب آورد و اگر آگاهی مزبور به صورت غیرعادی حاصل شده باشد هر چند امری خارق عادت خواهد بود و در صورتی که مستند به اذن خاصّ خدای متعال و به عنوان دلیلی بر صدق نبوّت باشد یکی از اقسام معجزه (معجزه علمی) به شمار خواهد رفت؛ چنان‌که آگاهی حضرت عیسی (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) از خوراک‌ها و اندوخته‌های مردم یکی از معجزات آن حضرت شمرده شده است2؛ ولی نمی‌توان معجزه را منحصر به همین قسم دانست و سایر اقسام آن را نفی کرد.3

 

پی‌نوشت‌ها:
1. واژه «آيات» کاربردهای ديگری نيز دارد که از جمله آن‌ها، نشانه‌های علم و قدرت و حکمت الهی در پدیده‌های هستی است خواه عادی باشد و خواه غیرعادی.
2. سوره آل‌عمران، آيهٔ 49.
3. این بحث خلاصه‌ای از درس بیست و هفتم و بیست و هشتم کتاب «آموزش عقائد» آقای مصباح یزدی است.

معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان

حبیب داستانی بِنیسی هستم.

32 ساله از شهر مقدّس قم

کارشناسی ارشد فقه و اصول و علاقه‌مند به نوآوری در فقه و اصول / تبلیغ‌های نوین دینی

پیشنهاد من: تلاش برای ایجاد تمدّن نوین اسلامی

رایانامه من: hdbenisi@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1220 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 17 / 12 / 1393