اعجاز قرآن

معجزه‌بودن قرآن

قرآن تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام، اعلام داشته که هیچ‌کس توان آوردن کتابی همانند آن را ندارد و حتّی اگر همه آدمیان و جنّیان با یکدیگر همکاری کنند، قدرت چنین کاری را نخواهند داشت1 و نه تنها قدرت برآوردن کتاب کاملی مثل کل قرآن را ندارند؛ بلکه قدرت برآوردن ده سوره2 و حتّی یک سوره یک سطری را هم نخواهند داشت.3

سپس با بیش‌ترین تأکیدات همگان را مورد تحدّی قرار داده و به معارضه طلبیده و عدم قدرت ایشان را بر چنین کاری، دلیل بر خدایی‌بودن این کتاب و رسالت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ دانسته است.4

پس این کتاب ادّعای معجزه‌بودن خودش را دارد و آورنده این کتاب، آن را به عنوان معجزه‌ای جاودانی و برهانی قاطع بر پیامبری خودش به همه جهانیان و برای همیشه عرضه داشته است و هم‌اکنون پس از گذشتن چهارده قرن، این ندای الهی هر صبح و شام به وسیله فرستنده‌های دوست و دشمن به گوش جهانیان می‌رسد و حجّت را بر ایشان تمام می‌کند.

از سوی دیگر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ از نخستین روز اظهار دعوتش، با دشمنان سرسخت و کینه‌توزی مواجه شد که از هیچ‌گونه تلاش و کوششی برای مبارزه با این آیین الهی کوتاهی نکردند و پس از نومیدشدن از تأثیر تهدیدات و تطمیعات، کمر به قتل آن حضرت بستند که با تدبیر الهی این توطئه هم با هجرت شبانه و مخفیانه آن بزرگوار به سوی مدینه خنثی شد و بعد از هجرت هم بقیه عمر شریفش را در جنگ‌های متعدّد با مشرکان و همدستان یهودی آنان سپری کرد و از هنگام رحلت آن حضرت تا امروز هم همواره منافقین داخلی و دشمنان خارجی در صدد خاموش‌کردن این نور الهی بوده و هستند و از هیچ‌کاری در این راه فروگذار نکرده و نمی‌کنند و اگر آوردن کتابی مانند قرآن امکان می‌داشت هرگز از آن صرف‌‌ نظر نمی‌کردند.

در این عصر هم که همه دولت‌های بزرگ دنیا، اسلام را بزرگ‌ترین دشمن برای سلطه ظالمانه خودشان شناخته و کمر مبارزه جدّی با آن را بسته‌اند و همه‌گونه امکانات را در اختیار دارند، اگر می‌توانستند اقدام به تهیه یک سطر مشابه یکی از سوره‌های کوچک قرآن می‌کردند و آن را به وسیله رسانه‌های گروهی و وسایل تبلیغات جهانی عرضه می‌داشتند؛ زیرا این کار ساده‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و مؤثّرترین راه برای مبارزه با اسلام و جلوگیری از گسترش آن است.

در نتیجه، قرآن همه ویژگی‌های معجزه (خارق‌العاده‌بودن، الهی و غیر قابل تقلیید بودن، و به عنوان دلیلی بر صحّت نبوّت ارائه‌شدن) را داراست و از این روی، بهترین دلیل قاطع بر صدق دعوت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و حقّانیت دین اسلام است و از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی بر جامعه انسانی همین است که این کتاب به گونه‌ای نازل فرموده که همواره به صورت معجزه‌ای جاویدان باقی بماند و دلیل صدق و صحّتش را با خودش داشته باشد و این مطلب برای هر فردی قابل‌فهم و پذیرش است.

جهات اعجاز قرآن

شیوایی (فصاحت) و رسایی (بلاغت) قرآن

خدا برای بیان مقاصد خود در هر مقامی شیواترین و زیباترین الفاظ و سنجیده‌ترین و خوش‌آهنگ‌ترین ترکیباتی را به کار گرفته كه به بهترین و رساترین وجه معناهای موردنظر را به مخاطبین می‌فهماند و گزینش چنین الفاظ و ترکیبات متناسب و هماهنگ با معانی بلند و دقیق، برای کسی میسّر است که احاطه کافی بر همه ویژگی‌های الفاظ و دقایق معناها و روابط متقابل آن‌ها داشته باشد و بتواند با در نظر گرفتن همگی اطراف و ابعاد معانی موردنظر و رعایت مقتضیات حال و مقام، بهترین الفاظ و عبارت‌ها را انتخاب کند و چنین احاطه علمی بدون وحی و الهام الهی برای هیچ انسانی فراهم نمی‌شود.

 زیبایی آهنگ ملکوتی قرآن برای همگان و شیوایی و رسایی آن برای آشنایان به زبان عربی و فنون فصاحت و بلاغت قابل فهم است؛ امّا تشخیص معجزه‌بودن فصاحت و بلاغت از کسانی ساخته است که مهارت و تخصّص در فنون مختلف سخنوری داشته باشند و آن را با دیگر سخنان فصیح و بلیغ مقایسه کنند و توان خودشان را در برابر آن بیازمایند و این کاری بود که شعراء و چکامه‌سرایان عرب برمی‌آمد؛ زیرا بزرگ‌ترین هنر عرب‌ها سخن‌سرایی بود که در عصر نزول قرآن به اوج شکوفایی رسیده بود و نمونه‌هایی از بهترین اشعار را پس از نقد ادبی به عنوان بهترین و ارزشمندترین دستاوردهای هنری، گزینش و معرّفی می‌کردند.

اساساً حکمت و عنایت الهی اقتضا دارد که معجزه هر پیامبری متناسب با علم و هنر رایج در آن زمان باشد تا امتیاز و برتری اعجاز‌امیز آن را بر آثار بشری به خوبی درک می‌کنند؛ چنان‌که امام هادی ـ علیه‌السّلام ‌ـ در پاسخ ابن‌سکّیت که پرسید: «چرا خدای تعالی معجزه حضرت موسی ـ على نبیّنا و آله و علیه‌السّلام ـ را ید بیضاء و اژدهاکردن عصا و معجزه حضرت عیسی ـ على نبیّنا و آله و علیه‌السّلام ـ را شفاءدادن بیماران و معجزه پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ را قرآن کریم قرار داد؟» فرمود: «هنر رایج در زمان حضرت موسی ـ على نبیّنا و آله و علیه‌السّلام ـ سحر و جادو بود از این روی خدای متعال معجزه آن حضرت را شبیه کارهای آنان قرار داد تا عجز و ناتوانی خودشان را از آوردن مانند آن دریابند. و هنر رایج زمان حضرت عیسی ـ على نبیّنا و آله و علیه‌السّلام ـ فنّ پزشکی بود از این روی خدای متعال معجزه آن حضرت را شفاءدادن بیماران علاج‌ناپذیر قرار داد تا جهت اعجاز آن را به خوبی درک کنند؛ امّا هنر رایج در زمان پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ سخن‌وری و چکامه‌سرایی بود؛ از این جهت خدای متعال قرآن کریم را با زیباترین اسلوب نازل فرمود تا برتری اعجازآمیز آن را باز شناسند.»5

باری، بزرگ‌ترین سخن‌شناسان آن عصر مانند ولیدبن مغیره مخزومی و عتبة بن ربیعه و طفیل‌بن عمرو به نهایت فصاحت و بلاغت قرآن و برتری آن بر شیواترین سخنان بشری گواهی دادند.6 و در حدود یک قرن بعد کسانی مانند ابن ابی‌العوجاء، ابن‌مقفّع، ابوشاکر دیصانی و عبدالملک بصری تصمیم گرفتند که توان خود را در معارضه با قرآن بیازمایند و یک سال تمام نیروی خود را بر این کار گذاشنتند؛ ولی کوچک‌ترین کاری از پیش نبردند و سرانجام همگی در برابر عظمت این کتاب الهی زانوی عجز و حیرت به زمین زدند و هنگامی که در مسجدالحرام جلسه‌ای برای بازرسی کارهای یک ساله‌شان تشکیل داده بودند. امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ از کنار ایشان عبور کرد و این آیه شریفه را تلاوت فرمود: «قُلْ لَئِنْ اجْتَمَعَتِ الاِنْسُ و الْجِنُّ عَلیٰ أنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرّآنُ لا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ‌ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیرًا».7

اُمّی‌بودن آورنده

قرآن کتابی است که با وجود کوچکی نسبی حجم، مشتمل بر انواعی از معارف، علوم، احکام و قوانین فردی و اجتماعی است و بررسی کامل هر دسته از آن‌ها نیازمند به گروه‌های متخّصصی است که در طول سالیان دراز به تحقیق و تلاش علمی درباره آن‌ها بپردازند و تدریجاً رازهای نهفته آن را کشف کنند و به حقایق بیش‌تری دست یابند؛ هر چند کشف همه حقایق و اسرار آن جز به وسیله کسانی که دارای علم الهی و تأیید خدایی باشند میسّر نخواهد بود.

این مجموعه‌های گوناگون که شامل ژرف‌ترین و بلندترین معارف و والاترین و ارزشمندترین دستورات اخلاقی، و عادلانه‌ترین و استوارترین قوانین حقوقی و جزایی و حکیمانه‌ترین مناسک عبادی و احکام فردی و اجتماعی و سودمندترین مواعظ و اندرزها و آموزنده‌ترین نکات تاریخی و سازنده‌ترین شیوه‌های تعلیم و تربیت و در یک جمله: حاوی همه اصول موردنیاز بشر برای سعادت دنیا و آخرت است با اسلوبی بدیع و بی‌سابقه در هم آمیخته شده، به گونه‌ای که همه قشرهای جامعه بتوانند به فراخور استعدادشان از آن بهره‌مند شوند.

فراهم‌آوردن همه این معارف و حقایق در چنین مجموعه‌ای فراتر از توان انسان‌های عادی است؛ ولی آن‌چه بر شگفتی آن می‌افزاید، این است که این کتاب بزرگ به وسیله یک فرد درس‌نخوانده و تعلیم‌ندیده که هرگز قلمی بر کاغذ نیاورده و در محیطی دور از تمدّن و فرهنگ پرورش یافته بود، عرضه شد. و عجیب‌تر آن‌که در زندگی چهل ساله قبل از بعثتش نمونه‌ای از این سخنان از وی شنیده نشده بود و در دوران رسالتش هم آن‌چه را به عنوان وحی الهی ارائه می‌کرد، اسلوب ویژه و هماهنگ و موزونی داشت که کاملاً آن را از دیگر سخنانش متمایز می‌ساخت و تفاوت آشکاری میان این کتاب با سایر سخنان وی مشهود و محسوس بود.

قرآن با اشاره به این نکات می‌فرماید: «وَ ما کُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِیمینِکَ اِذًا لاَرْتابَ المبطلون8» و در جای دیگر می‌فرماید: «قُلْ لَوْ شاءَ اللهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَیکُم وَ لا اَدْریکُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فیکُمْ عُمُرًا مِنْ قَبْلِهِ اَفَلا تَعْقِلُونَ9: اگر خدا خواسته بود این کتاب را بر شما تلاوت نمی‌کردم و شما را از آن، آگاه نمی‌ساختم، چه این‌که قبلاً عمری را در میان شما سپری کردم (در حالی که نمونه‌ای از این سخنان از من نشنیدند) مگر نمی‌فهمید؟» و به احتمال قوی آیه «فَأتُوا بِسُورَه مِنْ مِثْلِهِ»10 نیز اشاره به همین جهت اعجاز است؛ یعنی احتمال قوی دارد که ضمیر «مثله» به «عبدنا» برگردد.

حاصل آن‌که اگر به فرض محال امکان داشته باشد که صدها گروه دانشمند و متخصّص با همکاری و همیاری یکدیگر چنین کتابی را تهیه کنند؛ امّا هرگز یک فرد درس‌نخوانده از عهده چنین کاری بر نخواهد آمد؛ بنابراین ظهور چنین کتابی با این ویژگی‌ها از فرد تحصیل‌نکرده‌ای مبین جهت دیگری از جهات اعجاز آن است.

هماهنگی و عدم‌ اختلاف

قرآن در طول 23 سال رسالت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ که دورانی بحرانی، پرماجرا و توأم با فراز و نشیب‌ها و حوادث تلخ و شیرین فراوان بود، نازل گردیده است؛ ولی این دگرگونی‌های عجیب تأثیری در انسجام مطالب و شیوه اعجازآمیز آن نگذاشت و همین هماهنگی و یکنواختی آن از نظر شکل و محتوا جهت دیگری از جهات اعجاز به شمار می‌رود که مانند دو جهت دیگر در خود قرآن به آن اشاره شده است که می‌فرماید: «اَفَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ الله لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافًا کثیرًا».11

حدّاقل انواع دگرگونی‌های انسان

تدریجاً بر معلومات و مهارت‌هایش افزوده می‌شود و در نتیجه این افزایش در سخنانش انعکاس می‌یابد و طبعاً در فاصله زمانی بیست‌ ساله، تفاوت و اختلاف چشم‌گیری بین گفتارهایشان نمایان می‌گردد؛

حوادث گوناگون زندگی موجب پیدایش حالات روانی، احساسات و عواطف مختلفی از قبیل: بیم و امید غم و شادی و هیجان و آرامش می‌شود و اختلاف این حالات، تأثیر بسزایی در اندیشه، گفتار و کردار شخص می‌گذارد و طبعاً با شدّت‌یافتن این دگرگونی‌ها سخنان وی هم دچار اختلاف شدیدی می‌گردد.12

 

پی‌نوشت‌ها:
1. ر.ک: سوره اسراء، آیه 88.
2. ر.ک: سوره هود، آیه 13.
3. ر.ک: سوره یونس، آیه 38.
4. ر.ک: سوره بقره، آیه 23 و 24.
5. ر.ک: اصول کافی، جلد 1، صفه 24.
6. ر.ک: اعلام‌الوری، صفحه‌های 27 و 28 و 49؛ سیره ابن‌هشام، جلد 1، صفحه‌های 293 و 410.
7. سوره اسراء، آیه 88؛ نورالثّقلین در ذیل همین آیه.
8. ر.ک: سوره عنکبوت، آیه 48.
9. ر.ک: سوره یونس، آیه 16.
10. سوره بقره، آیه 23.
11. ر.ک: سوره نساء، آیه 82.
12. این بحث خلاصه‌ای از درس سی و دوم کتاب «آموزش عقائد» آقای مصباح یزدی است.

معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان

حبیب داستانی بِنیسی هستم.

32 ساله از شهر مقدّس قم

کارشناسی ارشد فقه و اصول و علاقه‌مند به نوآوری در فقه و اصول / تبلیغ‌های نوین دینی

پیشنهاد من: تلاش برای ایجاد تمدّن نوین اسلامی

رایانامه من: hdbenisi@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1405 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 17 / 12 / 1393