دانستنی‌های فاطمی

آشنایی با حضرت

نام: فاطمه ـ سلام الله علیها ـ؛

نام پدر حضرت: اشرف مخلوقات، نبی اکرم ـ صل الله علیه و اله و سلم ـ؛

نام مادر ايشان: اوّلین زن مسلمه، أم المؤمنین حضرت خدیجه کبری ـ سلام الله علیها ـ؛

محل توّلد: مکّه

تاريخ ولادت: 20 جمادی الثاتی، 2 یا 5 سال قبل از بعثت؛

همسر: اوّلین مسلمان عالم، صاحب هزاران فضیلت، أمیر المؤمنین، على بن ابى طالب ـ عليه السّلام ـ؛

ازدواج: رجب يا ذى‌حجّه سال دوّم هجرت در مدينه در 14 یا 9 سالگی (بنابر اختلاف ولادت)؛

مدّت زندگی: 9 سال؛

مهريّه: 400 مثقال نقره مسكوك‏؛

تاريخ شهادت: سال 11 هجری قمری، به‌دلائل معلوم و مهم تاریخ دقیق شهادت ایشان مشخص نیست، من جمله اعلام اعتراض به حکومت وقت؛

مرقد مطهّر: مخفی، به‌دلائل معلوم و مهم محل دفن ایشان مشخص نیست، من جمله نوعی اعلام اعتراض به حکومت وقت؛

آثار علمی:

روايات: 2000 حدیث و روايت ثبت‌شده در باره آن حضرت ـ سلام الله علیها ـ؛

130 حدیث بجای‌مانده از حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ؛

شعر: 29 قطعه شعر باقي‌مانده از ایشان ـ سلام الله علیها ـ؛

خطبه: 2 خطبه ثبت شده از آن حضرت ـ سلام الله علیها ـ؛

کتاب: مصحف فاطمه ـ سلام الله علیها ـ كه به خط همسر گرامش ـ على عليه السّلام ـ نوشته شده و در نزد فرزندان آن حضرت بوده و هم اكنون در دست حضرت قائم ـ عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف ـ مى‏باشد.

فضائل ماندگار: در آیات و روایات فضائل بی‌شماری برای آن حضرت بیان شده است، من‌جمله:

غضب فاطمه ـ عليها السّلام ـ موجب غضب خدا و رسول او، و رضاى فاطمه سبب رضاى ايشان است.

سیّده النساء العالمین، (برترين زنان دو عالم)؛

معصوم از هر گونه گناه مى‏باشد.

محبوبترين و عزيزترين مردم در نزد رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ؛

خداوند در روز قيامت، به آن حضرت اجازه شفاعت مى‏دهد؛

معجزات بسيار از حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ.؛

بى‏مانند بودن ايمان و يقين فاطمه عليها السّلام؛

زهد و قناعت نمونه؛

احترام بى‏حدّ پيامبر به آن حضرت مثل بوسیدن دست ایشان و ...؛

عابدترين مردم در زمان خود بوده است؛

صدق و راستگويى حضرت فاطمه صدّیقّه ـ عليها السّلام ـ؛

علم وافر آن حضرت؛

و صدها فضیلت دیگر ... .

نام، کنيه و 30 لقب حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ

برای نامگذاری باید دقّت داشت که نام بر روی شخصیّت فرزند اثر میگذارد و این مطلب در روایات آمده، شخصی از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ سوال می نماید که آیا نامگذاری فرزند با اسماء اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ آیا خوب است؟ حضرت پاسخ دادهاند که آیا دین جزء محبت است؟ یعنی این کار نشان دهنده محبت و علاقه بسیار زیاد شخص به اهل بیت است و این محبت بر روی فرد و فرزندش تأثیر دارد به‌علاوه این که از لحاظ روحی، روانی نیز اسم بر شخص اثرگذار است. برای نامگذاری فرزند به نام اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نام‌های زیادی وجود دارد که این القابی که آورده شد نمونه‌های بسیار عالی برای نامگذاری فرزند دختر هست که می‌توان از آنها استفاده نمود، إنشاءألله

نام

فاطمه از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده که فرمودند فطمت من الشّر. يعنى بريده شده است از بديها.

و در احاديث متواتره از طريق خاصّه و عامّه روايت شده است كه آن حضرت را براى اين فاطمه ـ سلام الله علیها ـ ناميده‏اند كه حقّ تعالى او را و شيعيان او را از آتش جهنّم بريده است.((1))

کنيه

ژام ابیها، امّ الحسن، امّ الحسين، امّ الائمّه.

القاب حضرت وانتخاب 30 نام زيبا برای دختران

ابن بابويه به سند معتبر از يونس بن ظبيان روايت كرده است كه حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ‌ فرموده كه
فاطمه ـ عليها السّلام ـ را نه نام است نزد حقّ تعالى:

فاطمه که معنای آن گذشت.

صدّيقه به معنی معصومه((2))؛

مبارکه به معنی صاحب بركت در علم و فضل و كمالات و معجزات و اولاد كرام؛

طاهره به معنی پاكيزه از صفات نقص؛

زكيّه به معنی نموّكننده در كمالات و خيرات؛

راضیه به معنی راضى به قضاى حقّ تعالى؛

مرضيّه به معنی پسنديده خدا و دوستان خدا؛

محدّثه به معنی ملك با او سخن مى‏گفت؛

زهراء به معنی نورانى به نور صورى و معنوى.

القاب ديگر

بتول
از حضرت رسول ـ صلّ اللّه عليه و آله و سلم ـ پرسيدند كه به چه سبب فاطمه را «بتول» مى‏نامى؟ فرمود «براى آن كه خونى كه زنان ديگر مى‏بينند او نمى‏بيند، ديدن خون در دختران پيغمبران ناخوش است.((3))

انسیّه

كبرى

سيّده‏

حصان

حرّه

سيّده

عذرا

حانيه

منصوره

نوريّه سماويّه‏

القاب زيارت‌نامه

این القاب در زیارت حضرت آمده البتّه بعضی از القاب که در بالا آمده بود، ذکر نگردید:

ممتحنه؛

شهیده؛

رضیه؛

فاضله؛

الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّة؛

تَّقِيَّة؛

نَّقِيَّه؛

عَلِيمَه؛

الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبه؛

الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَه.

نام گذاری فرزند دختر

بعضی می خواهند اسم‌های کمتر شنیده شده برای فرزندان خود انتخاب کنند، این کار تا زمانی که به اسم‌های نامطلوب نرسد خوب است، برای نامگذاری باید دقّت داشت که نام بر روی شخصیّت فرزند اثر می‌گذارد و این مطلب در روایات آمده، شخصی از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ سوال می نماید که آیا نامگذاری فرزند با اسماء اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ آیا خوب است؟ حضرت پاسخ دادهاند که آیا دین جزء محبت است؟ یعنی این کار نشان دهنده محبت و علاقه بسیار زیاد شخص به اهل بیت است و این محبت بر روی فرد و فرزندش تأثیر دارد به‌علاوه این که از لحاظ روحی، روانی نیز اسم بر شخص اثرگذار است.

برای نامگذاری فرزند به نام اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نام‌های زیادی وجود دارد که این القابی که آورده شد نمونه‌های بسیار عالی برای نامگذاری فرزند دختر هست که می‌توان از آنها استفاده نمود، إنشاءألله.

3 خواهر و 3 برادرِ حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ

حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ دختر نبی اکرم ـ صلّ الله علیه و آله و سلم ـ و حضرت خدیجه کبری ـ علیها السّلام ـ می‌باشد.

نبی اکرم ـ صلّ الله علیه و آله و سلم ـ و حضرت خدیجه کبری ـ علیها السّلام ـ در مدّت 24 سال با هم زندگی کردند و صاحب 6 فرزند شدند، از حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده که رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه و آله و سلم ـ، چند فرزند از خديجه داشتند((2)):

فاطمه ـ سلام الله علیها ـ

طاهر؛

قاسم؛

امّ كلثوم((5))؛

رقيّه((6))؛

زينب((7)).
البتّه ابراهیم دیگر فرزند حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه و آله و سلم ـ، از ماريه قبطيّه، کنیز ایشان، متولّد شده بود، ماریه را پادشاه اسنکدریّه با هدایای دیگر خدمت حضرت ارسال نموده بود و ابراهیم در مدینه متولّد گردید و در طفولیّت نیز از دنیا رحلت نمود.

حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه و آله و سلم ـ به جزء این فرزندان، فرزند دیگری نداشتند و ابو سعيد خرگوشى در كتاب «شرف النبى» گويد تمام فرزندان حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله قبل از بعثت متولد شدند، جز فاطمه و ابراهيم كه اينان بعد از مبعث و اسلام به دنيا آمده‏اند.

پس حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ 3 برادر داشتند و 3 خواهر که همگی بجزء ابراهیم از حضرت خدیجه بوده‌اند و همه خواهران و برادران حضرت زهرا ـ علیها السّلام ـ نیز قبل از رحلت و شهادت نبی اکرم ـ صل الله علیه و آله ـ از دنیا رحلت نمودند و تنها فرزند باقیمانده هم بعد از رحلت و شهادت نبی اکرم ـ صل الله علیه و آله ـ ، حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ بودند که ایشان هم بوسیله دشمنان خدا و رسولش،‌ در فاصله‌ای اندک به شهادت رسیدند.

تذّکر

پیامبر ـ صل الله علیه و آله و سلّم ـ تا سن 53 سالگی یعنی قبل از هجرت به مدینه، به غیر از حضرت خدیجه زنی نداشتند و بعد از آن که حکومت اسلامی را تشکیل دادند، بدلیل مصالح حکومت اسلامی، زن‌هایی اختیار فرمودند که البته به غیر از ماریه از هیچ‌کدام از آن زنان فرزنددار نشدند.

سن مبارک حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ 18 یا 21؟

چرا در سن ایشان اختلاف است؟ سن را باید با استفاده از تاریخ ولادت و شهادت محاسبه نمود و اگر این‌ها اختلافی باشد سن هم اختلافی می‌شود.

تاریخ ولادت

روز و ماه ولادت که اختلافی در آن نیست 20 جمادی الثانی.

سال ولادت که اختلافی است:

بعضی از منابع سال دوّم بعثت؛

بعضی از منابع مثل علامّه مجلسی ـ رحمه الله ـ در بحارالانوار‌ سال پنجم بعثت.

تاریخ شهادت

روز و ماه شهادت که اختلاف بسیاری در آن است معروف‌ترین آن 3 جمادی‌الثانی.

سال شهادت که اختلافی در آن نیست.

سال 10 هجری یعنی در همان سالی که نبی اکرم ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ به شهادت و رحلت رسید.

محاسبه سن مبارک

پس سن آن حضرت ـ سلام الله علیها ـ بنابر اختلافی که بود.

اگر از سال دوّم بعثت حساب نماییم 21 سال می‌باشد؛

و اگر از سال پنجم بعثت حساب نماییم 18 سال می‌باشد؛ البتّه این قول معروف‌تر است.

5 فرزند حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و شهادت 3 پسر ايشان

برای حضرت امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ 27 فرزند نقل شده است که 5 نفر از آنان از حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ، بودند((8)):

امام حسن ـ علیه السّلام ـ ،

امام حسين ـ علیه السّلام ـ ،

زينب كبرى ملقّب به عقيله((9))،

زينب صغرى مكنّات (کنیه) به امّ كلثوم،((10))((11))

محسن ـ علیه السّلام ـ که بوسیله حضرت رسول الله ـ صل الله علیه و آله ـ قبل از ولادت نام‌گذاری گردید((12)) و در جریان هجوم ظالمان به خانه حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ به شهادت رسید و اوّلین شهید در راه ولایت محسوب می‌شود.

فدک

امروز فدک

فدک منطقه‌ای عظیم به وسعت 50 در 50 کیلومتر، در شمال شرق مدينه منوّره، در 160 کيلومتری آن شهر، در استان حائل واقع شده است. مرکز آن منطقه شهری وجود دارد به نام فدک که در چند دهه اخیر، نام این شهر به «حائط» به معنای «دیوار» تبدیل شده است. این نام‌گذاری شاید به‌ علّت وجود دیوارهای اطراف آن باشد، ديوارهاي مستحکمي که به طول 6 در 6 کيلومتر، در 4 طرف آن، براي حفاظت اهالي و باغ‌ها، از دزدان و اشرار احداث شده بود و هم اکنون نیز آن دیوارها موجود می‌باشد.

هم اکنون جمعیّت این شهر حدود 35هزار نفر است که با روستاها و عشایر اطراف آن، 100هزار نفر می‌شود. قبل از حکومت امروزی آل سعود ملعون، حاکمان این منطقه آل جابر بوده‌اند که قدمتي چند 100 ساله در منطقه داشته و امروزه نیز ساکن آن‌جا هستند.

آثار فاطمی در فدک امروزی

در فدک امروزی چشمه‌های هفت گانه به نام «عيون فاطمه»، وجود دارد، البتّه به دليل بي‌توجهي، آب آن کم شده من جمله آن دلائل، حفر چاه‌هاي عميق (آرتزين) در منطقه است.

همچنین وادي فاطمه، بساتين (باغستان‌های) فاطمه و مسجد فاطمه (که اخیراً ترمیم شده و اصل احداث آن در زمان پيامبر اسلام ـ صل الله علیه و آله ـ بوده)، به نام مقدّس حضرت زهرا فاطمه ـ سلام الله علیها ـ در این منطقه وجود دارد.((13))

فدک مملو از درختان نخل و چشمه‌های جوشان است؛ زمین‌های حاصلخیزی دارد و از منابع مهم در آمد در منطقه حجاز محسوب می‌شود.

گذشته فدک در منابع اهل سنّت

منبع اصلی مطالب اين بخش

منبع اصلی را از کتابی آوردیم که نزد همگان مورد قبول و اعتماد است و اختصاص به شیعه و یا زمان خاصی ندارد. ان‌شاء الله در ادامه از این کتاب استفاده خواهیم نمود و مطالبی برگرفته از آن و یا عین آن را نقل خواهیم کرد.

توضيحی درباره کتاب

کتاب فتوح البلدان (یا البلدان الصغير) از مهمترين كتاب‌هايى است كه درباره فتوحات مسلمانان از زمان هجرت پيامبر ـ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ـ‌ به بعد؛ نوشته شده و به دست ما رسيده است، این کتاب را البلاذرى (نام کامل أبو الحسن ـ ابو بكر يا ابو جعفر ـ احمد بن يحيى بن جابر بن داود)، كاتب، اديب، راوى و از برجسته‏ترين تاريخنگاران اسلامى در سده سوم نوشته است. او از اهل سنّت بوده و با خلفای عبّاسی میانه خوبی داشته تا حدّی که نقل شده «بلاذرى در جوانى به دربار مأمون راه يافت و اشعارى در مدح او سروده است.» و «بلاذرى يكى از نديمان متوكل بوده.»، طبق نقل منابع، پس از کشته شدن متوكل و در زمان خلفای بعدی یعنی منتصر، مستعين ومعتز نیز، مقام خود را در دستگاه خلافت حفظ كرد امّا بعد از مرگ خلیفه اخیر و زمان معتمد از دربار خلفا كناره گرفت و دچار تنگدستى شد تا این‌که در اواخر دوره همین خليفه يا در آغاز خلافت خلیفه بعدی یعنی معتضد در حدود سال 279 ه.ق درگذشت. از او دو اثر تاريخى به دست ما رسيده که به سبب صحت و صداقت تاريخى و ذهن نقّاد بلاذرى، قبول عامه يافته است:

انساب الاشراف

همین کتاب فتوح البلدان

فتح فدک

((({وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب‏} و آنچه را خدا از آنان‏[ يهود] به رسولش بازگردانده(و بخشيده) چيزى است كه شما براى به دست آوردن آن(زحمتى نكشيديد،) نه اسبى تاختيد و نه شترى؛ ولى خداوند رسولان خود را بر هر كس بخواهد مسلّط مى‏سازد؛ و خدا بر هر چيز توانا است! آنچه را خداوند از اهل اين آباديها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خويشاوندان او، و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا(اين اموال عظيم) در ميان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد(و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد؛ و از(مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است! [آیات 6 و 7 سوره حشر که درباره فدک نازل گردیده شده است.])))

از مهم‌ترین وقایع در سال هفتم هجری نابودی قدرت یهود، واقع در منطقه شمالی مدینه بود. این یهودیان در چند منطقه بسیار مهم بودند که خیبر و فدک با اهمیت‌ترین آن مناطقند. پیامبر ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ بعد از فتح خیبر، سراغ منطقه مهم فدک رفت که برای یهود ارزش مادّی فراوانی داشت، یهودیان این منطقه وقتی دیدند که قلعه‌های مستحکم خیبر چگونه به‌دست مسلمین فتح گردید و استحکامات آن قلعه ها، نتوانست از فتح مسلمین جلوگیری کند، پیشنهاد صلح دادند که نصف آن برای ما و نصفش برای شما. حضرت رسول الله ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ این پیشنهاد صلح پذیرفتند.

آن‌چه که در جنگ‌ها بدست می‌آید دو صورت دارد. با جنگ بدست می‌آید مثل بدر و احد، به مسلمین تعلّق دارد و بین رزمندگان به طریقش تقسیم می‌شود.

با صلح بدست می‌آید مثل فدک، به حضرت رسول الله ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ تعلّق دارد و اختیار تعلّق و میزان آن با خود حضرت ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ است. پس فدك مخصوص رسول الله ـ صل الله علیه و آله ـ شد و از مصدایق این آیه گردید {لم يوجف المسلمون عليها بخيل و لا ركاب}

هديّه فدک

[حضرت رسول الله ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ به مصداق آیه 6 سوره حشر، اين قسمت زمين را ملك خود کرد و آن‌گونه كه مى‏خواست در آن تصرف مى‏كرد تا آيه وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ حق ذوى القربى را ادا كن نازل شد، پيامبر ـ صل الله علیه و آله ـ از جبرئيل پرسيد «منظور از اين آيه چيست؟» پاسخ داد «فدك را به فاطمه ببخش تا براى او و فرزندانش مايه زندگى باشد و عوض از ثروتى باشد كه خديجه در راه اسلام مصرف كرده است.» پيامبر ـ صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ فاطمه را خواست و فدك را به او بخشيد، از اين ساعت ملكيت پيامبر ـ صل الله علیه و آله ـ پايان يافت و فدك ملك فاطمه شد، اين جريان تا زمان وفات پيامبر ـ صل الله علیه و آله ـ ادامه داشت.]

بلاذری نقل می‌نماید که عبد الله بن صالح عجلى از صفوان بن عيسى و او از اسامة بن زيد و او از ابن شهاب و او از عروة بن زبير روايت كرد كه زنان پيامبر ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ عثمان بن عفان را نزد ابو بكر فرستادند و ميراث خود را از سهم رسول الله ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ در خيبر و فدك درخواست كردند.

عایشه به ايشان گفت «آيا از خداى نمى‏ترسيد، مگر نشنيده‏ايد كه رسول الله ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ مى‏گفت آن‌چه را به عنوان صدقه باز مى‏گذاريم ميراث ما نخواهد بود. همانا كه اين اموال به آل محمد و براى واردان و ميهمانان ايشان اختصاص خواهد داشت، و چون بميرم اين امر به ولى امر پس از من راجع است. وقتی این را گفت، آنان دست بداشتند.»

غصب فدک

پس از رحلت و شهادت پيامبر ـ صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ همين كه ابو بكر بر خلافت تسلط يافت، عمال فاطمه را از فدك بيرون كرد و فدك را از دست فاطمه گرفت و آن را جزء بيت المال نمود؛ البته در ابتداء بلاذری نه درباره اهداء فدک به حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ‌ بدست رسول الله ـ صل الله علیه و آله ـ و نه غصب فدک بدست ابوبکر صراحتاً و در ابتدای باب فدک چیزی نمی‌نویسد ولی در اثنای نوشته‌هایش در این‌باره می‌نویسد که حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ برای احقاق حقّش به سراغ ابوبکر رفت؛ البته ناگفته نماند که برای پنهان کردن غصب خلیفه‌ اقداماتی می‌کند که نتیجه بوجود آمدن جملات متضاد مختلفی می‌شود اقدامات او و امثال او اثری در کتمان این قضیّه نداشته و امروزه بعد از گذشت 14 قرن، همگان با غصب فدک آشنایند.

خود این دست به دست شدن، نشان می‌دهد که آنان به این که فدک متعلق به حضرت است، قبول داشته‌اند وگرنه اگر فدک به بیت‌المال مسلمین تعلق داشت به چه دلیل باید چند خلیفه آن را از بیت‌المال جدا کنند و به اموال شخصی عدّه‌ای از مسلمین قرار دهند؟ اگر فدک به ایشان تعلق نداشت، چرا نه یک یا 2 خلیفه، بلکه چندین خلیفه آن را به صاحبان اصلیش بازگرداند؟ گرچه همین هم زیاد دوّام نداشت ولی بزرگ‌ترین اثر این عمل آن چند خلیفه این است که کسانی‌که ادعا دارند فدک متعلّق به حضرت نبوده، ادعای غیرواقعی و دروغ داشته‌اند.

او اوّل غصب فدک را این‌گونه به بنی امیّه نسبت می‌دهد:

«ابراهيم بن محمد از عرعرة و او از عبد الرزاق و او از معمر و او از كلبى روايت كرد كه بنو اميه فدك را مصادره كردند و سنت رسول الله ـ صل الله علیه و سلّم ـ را در خصوص آن دگرگونه ساختند. هنگامى كه عمر بن عبد العزيز رضى الله عنه به ولايت رسيد آن را به حال پيشين اعاده كرد.»

البته در این متن او نمی‌گوید سنت چه بود؟ و چگونه به حالت پیشین بازگشت؟

بعد بلاذری بدون آن‌که اشاره‌ای به غصب داشته باشد، درباره درخواست حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ برای بازگشت مال غصب شده این طور می‌نویسد:

«عبد الله بن ميمون مكتب از فضيل بن عياض و او از مالك بن جعونه و او از پدر خود حكايت كرد كه فاطمه به ابو بكر گفت

رسول الله فدك را براى من قرار داد، پس آن را به من ده. و على بن ابى طالب بر اين معنى گواهى داد. از او شاهد ديگرى خواست و ام ايمن به سود وى شهادت داد.ابوبکر گفت
یا بنت رسول الله! مى‌دانى كه كار، جزء با شهادت 2 مرد و يا 1 مرد و 2 زن انجام نشود. پس او منصرف شد.»((14))

«ابن عائشه تيمى از حماد بن سلمه و او از محمد بن سائب كلبى و او از ابو صالح باذام و او از ام هانى روايت كرد كه فاطمه دختر رسول الله نزد ابو بكر صديق رضى الله عنه آمد و به وى گفت:

پس از مردن، وارث تو كه خواهد بود؟

گفت اهل و اولادم.

گفت پس سبب چيست كه بايد تو از رسول الله ارث ببري؟ و نه ما!

گفت اى دختر رسول الله سوگند به خداى كه از پدر تو نه طلا، نه نقره و نه فلان و نه فلان به ارث برده‏ام.

گفت سهم ما در خيبر و صدقه ما در فدك را گويم.

گفت اى دختر رسول الله شنيدم كه رسول الله مى‏گفت همانا كه آن طعمه‏ است كه خداوند در طول حيات نصيب من ساخته و چون بميرم ميان مسلمانان باشد.(!) (این ادعاء ابوبکر صدیق(!) دقیقاً خلاف صریح آیات 6 و 7 و 8 سوره حشر یعنی خلاف صریح دستور خداوند درباره نحوه برخورد و عمل با این اراضی است.).»

در این روایت ادامه غصب را به دست عمر به طور ضمنی می آورد:

«ابو عبيد از سعيد بن عفير و او از مالك بن انس روايتى كرد كه ابو عبيد گويد که ندانم مالك نيز از زهرى نقل كرده يا نه و گفت كه عمر يهود خيبر را براند و ايشان از آن‌جا بیرون کرد، امّا يهوديان فدك نيمى از ثمرات و نيمى از اراضى سهم داشتند، چون رسول الله با ايشان به همين قرار مصالحه كرده بود. پس عمر بهاى نيمى از ثمره و اراضى را به زر و درهم و زين‌هاى اشتران به آنان پرداخت و آن‌گاه ايشان را براند.»

در ادامه بلاذری 2 روایت از 2 خلیفه نقل می‌کند:

طبق روایت اوّل که از خلیفه بنی‌امیّه‌ای است، فدک اصلاً مربوط به حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ نبوده و طبق روایت دوّم که از خلیفه بنی عباسی است و آن هم خلیفه‌ای که بلاذری خود در خدمت او بوده، فدک از اموال آشکار و مخصوص حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ بوده است و شکی در آن نیست:

«عمرو ناقد از حجاج بن ابى منيع رصافى و او از پدرش و او از ابو برقان حكايت كرد كه چون عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد خطبه‏اي خواند و گفت فدك از جمله موارد آیه {مما أفاء الله على رسوله و لم يوجف المسلمون عليه بخيل و لا ركاب} بود. پس فاطمه ـ رحمها الله تعالى ـ آن را از وى بخواست و ایشان گفت:

تو نمی‌توانی آن را از من تقاضا كنى و من نيز نمی‌توانم كه آن را به تو دهم. هر چه فوايد از آن حاصل مى‌‏شد براى درراه‏ماندگان صرف مى‏كرد. سپس ابو بكر و عمر و عثمان و على ـ رضى الله عنهم ـ به خلافت رسيدند و فدك را بر همان قرار كه رسول الله گذارده بود نهادند. چون معاويه ولايت يافت آن را به مروان بن حكم به اقطاع داد و مروان به پدر من و عبد الملك هبه كرد و از آن من و وليد و سليمان شد. چون وليد به ولايت رسيد حصه‏اش را از وى تقاضا كردم و او آن را به من بخشيد. از سليمان نيز سهم وى را درخواست كردم و او نيز به من هبه كرد.

پس همه ملك را يك‌جا كردم و مالى از آن نزد من محبوب‌تر نبود، اكنون گواه باشيد كه آن را به حالت پيشين باز گردانيدم.»

«چون سال 210، فرا رسيد، مأمون به عبد الله بن هارون الرشيد فرمان داد تا آن را به اولاد فاطمه دهند و در اين باب به قثم بن جعفر عامل خود در مدينه چنين نوشت:

"اما بعد، همانا كه امير المؤمنين بنا به مكانت خويش در ديانت پروردگار، و خلافت رسول او ـ صلى الله عليه و سلم ـ، و قرابت به وى، اولى است بر ديگران در اين كه سنت او شيوه خود سازد و فرمان وى تنفيذ كند و بخشايش و صدقه او به كسانى دهد كه وى عطايايى به ايشان بخشيده يا صدقاتى بر آنان تصدق كرده است.

و توفيق امير المؤمنين و پناه او از ارتكاب معاصى به خداوند است و رغبتش، در عمل به آنچه سبب تقرب به وى گردد، هم به اوست. رسول خدا ـ صلى الله عليه و سلم ـ فدك را به فاطمه دختر پيامبر عطا كرد و صدقه او قرار داد، و اين امرى بود آشكار و بر همگان شناخته، و آل رسول را درباره آن اختلافى نيست، و آنان در خصوص اين ملك، كه فاطمه از حيث تصديق قولش نسبت بدان اولى از ديگران بوده است، همواره به طرح ادعا پرداخته‌‏اند.

پس راى امير المؤمنين بر اين قرار گرفت كه به خاطر تقرب به پروردگار در برپايى حق و عدالت او، و نزديكى به رسول الله در تنفيذ امر و صدقه وى، آن را به وارثانش اعاده كند و به ايشان تسليم دارد. از اين روى فرمان داد تا اين مطلب در ديوان‌ها ثبت كنند و به عاملان وى بنويسند. پس از آن كه خداوند پيامبر خويش ـ صلى الله عليه ـ را نزد خود خواند در مواسم حج منادى ندا مى‏كرد كه هر كه را حقى در صدقه يا هبه يا وعده‏ است، قول وى پذيرفته و وعده‏اش بر آورده خواهد شد. همانا فاطمه ـ رضى الله عنها ـ بر هر كس ديگر اولى است كه گفته‏اش، در باب آنچه رسول الله صدقه او قرار داده بود، مورد تصديق قرار گيرد. امير المؤمنين نامه‏يى به مبارك طبرى آزاد كرده خود نوشته و به وى دستور داده است كه فدك را به تمامى حدود و حقوق منسوب بدان و آنچه از بردگان و غلات و غيره در آن باشد به ورثه فاطمه دختر رسول الله باز گرداند و به محمد بن يحيى بن حسين بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب و محمد بن عبد الله بن حسن بن على بن حسين بن على بن ابى طالب- كه امير المؤمنين توليت اقدام در امور آن، و به نفع صاحبان آن، را به ايشان سپرده- تسليم دارد. از اين رأى امير المؤمنين، كه خداوند در باب اطاعت از خويش و توفيق در نزديكى به خود و رسول الله به وى الهام كرده، آگاه باش و از سوى خود به ديگران آگاهى ده، و با محمد بن يحيى و محمد بن عبد الله چنان رفتار كن كه با مبارك طبرى داشتى، و در امورى كه اداره و عمران و فراوانى حاصل آن ايجاب كند، به ايشان عنايت داشته باش ان شاء الله و السلام.

روز چهارشنبه دو شب مانده به آخر ذى القعده سال دويست و ده تحرير يافت."

چون المتوكل على الله به خلافت رسيد فرمان داد كه وضع فدك به وضع فدك به حالى كه پيش از مامون بود باز گرد.»

فدک دست به دست می‌گردد! این اعتراف خلفای بنی‌امیّه‌ای و بنی‌عبّاسی به غصب فدک((15))

در ادامه خلاصه‌ای از تاریخ فدک در دست خلفاء را خواهیم گفت که خود این دست به دست شدن، نشان می‌دهد که آنان به این که فدک متعلق به حضرت است، قبول داشته‌اند وگرنه اگر فدک به بیت‌المال مسلمین تعلق داشت به چه دلیل باید چند خلیفه آن را از بیت‌المال جدا کنند و به اموال شخصی عدّه‌ای از مسلمین قرار دهند؟ اگر فدک به ایشان تعلق نداشت، چرا نه یک یا 2 خلیفه، بلکه چندین خلیفه آن را به صاحبان اصلیش بازگرداند؟ گرچه همین هم زیاد دوّام نداشت ولی بزرگ‌ترین اثر این عمل آن چند خلیفه این است که کسانی‌که ادعا دارند فدک متعلّق به حضرت نبوده، ادعای غیرواقعی و دروغ داشته‌اند:

خليفه اوّل، عبدالله ابن عثمان، ابوبکر

فدک در زمان او غصب شد و این غصب تا پایان حکومت 2 سال و 4 ماهش همچنان پایدار ماند.

خليفه دوّم، عمر ابن خطاب

فدک در زمان خلافت 10 سال و شش ماه عمر نیز غصب بود و هیچ تغییری نکرد و به قول بلاذری، جزء بیت المال(!) بود.

خليفه سوّم، عثمان ابن عفّان، عثمان قميص

فدک در زمان خلافت حدود 12 ساله عثمان، برخلاف خلفاء سابق، از بیت المال مسلمین خارج گشت! و عثمان آن را به کسی هدیه داد که ظاهراً در نگاه عثمان از دختر رسول الله ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ محقّ‌تر بود! عثمان آن را به مروان بن حکم بخشید! حال چگونه بیت المال مسلمین به قول بلاذری که طبق آن آیه متعلق به مسلمین بود به مروان رسید؟ و همان‌طور که باز بلاذری نقل نمود چگونه حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ فدک را از پدرش ـ صل الله علیه و آله ـ درخواست نمود و به او نمی‌شد داد و از ابوبکر هم درخواست نمود و باز هم نمی‌شد امّا به مروان می‌شود اهداء نمود؟ این گواه تاریخ، بر ظلم بی‌پایه و ‌اساس ظالمان است که فدک را از حضرت سیده النساء العالمین دریغ نمودند ولی بیت‌المال را به مروان با کمال افتخار هبه نمودند.

خلافت بنی اميّه و بنی مروان ملعون

مروان ابن حکم فدک را به دو فرزند خود عبدالملک و عبدالعزيز بخشش نمود!

خلافت عمر ابن عبدالعزيز ابن مروان ابن حکم

عمربن عبدالعزيز که از خلفاي بني اميه از شاخه مرواني بود، وقتي به حکومت رسيد، به این ناحقّی‌ها اعتراف نمود و فدک را به فرزندان حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ و بنی هاشم برگرداند؛

خلافت يزيد ابن عبدالملک ابن مروان ابن حکم

يزيد ابن عبدالملک همین را هم نتوانست تحمل کند که فدک بعد از 100 سال به صاحبان اصلیش رسیده و آن را پس گرفت.

خلافت سفاح

در زمان سایر خلفاء بنی امیّه همچنان غصب بود تا خلافت سفاح؛

در دوران خلافت سفاح، او آن را به حسن بن علي بن الحسین ـ علیه السّلام ـ برگرداند تا ميان اولاد حضرت زهرا تقسيم کند.

این ادامه داشت تا خلافت بنی امیّه و بنی مروان نابود گشت و دوران خلافت بنی عبّاس رسید.

خلافت منصور دوانيقی

منصور دوانيقي، فدک را از بنی هاشم پس‌گرفت و او اوّلین خلیفه بنی عبّاسی غاصب فدک بود.

خلافت مهدی ابن منصور

مهدي فدک را به اولاد فاطمه زهرا برگرداند؛

خلافت موسی الهادی

موسي الهادي باز فدک را از آن‌ها پس گرفت و همچنان در دست بني عباس بود تا اينکه دوران مأمون رسید؛

خلافت مأمون

در زمان خلافت مأمون، او بار ديگر آن را به اولاد حضرت زهرا برگرداند.

خلافت متوکل عباسی ملعون

در زمان خلافت متوکل عباسي ملعون، او فدک را باز از آن‌ها پس گرفت.

خلافت

گذشت و گذشت تا امروز. باز فدک در غصب است.


پی‌نوشت‌ها:
1. علل الشرائع، ص 179؛ بحار الأنوار، ج 43، ص 14 به نقل از علل؛ كشف الغمه، ج 2، ص 91؛ المحجة البيضاء، ج 4، ص 212؛ مناقب، ج 3، ص 329
2. تمام این معانی را علامه مجلسی در ذیل روایت بیان کرده‌اند.
3. معانى الاخبار، ص 64؛ جلاء العيون، ص 165
4. مورخ محقق مرحوم موسوى مقرّم مى‏نويسد: تاريخ‏نويسان اتفاق دارند- جز عده‏اى كم- كه فرزندان ياد شده همه از حضرت خديجه‏اند، از جمله كسانى كه متعرض اين موضوع شده‏اند از مورخان اهل سنت اينانند.ابن جرير در تاريخ خود، ج 2، ص 197 و ج 3، ص 175؛ ابن اثير در كتاب الكامل، ج 2، ص 14؛ ابو الفداء در المختصر، ج 1، ص 153؛ ابن كثير در البداية، ج 2، ص 294؛ ابن قتيبة در المعارف، ص 61؛ ابو الحسن در كتاب تاريخ الخمسين، ج 1، ص 308؛ مسعودى در مروج الذهب، ج 1، ص 406- 407؛ سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص، ص 172؛ محب الدين طبرى در ذخائر العقبى، ص 151؛ حاكم نيشابورى در مستدرك، ج 3، ص 166؛ بشراوى در الاتحاف نجف الاشرف، ص 46؛ ابن عربى اندلسى در احكام القرآن، ج 2، ص 207؛ ابن عبد البر در الاستيعاب و ابن حجر در الاصابه در شرح زندگانى دختران رسول خدا و پس از آن نام جمعى از علماى شيعه را مى‏برد.
5. امّ كلثوم را به تزویج عثمان بن عفّان درآورد امّا پيش از آن كه به خانه عثمان برود به رحمت الهى واصل شد، و بعد از او حضرت رقيّه را به او تزويج نمود و ایشان هم در سال دوّم هجرى در هنگامى كه جنگ بدر بود وفات كرد؛ البتّه شیخ عباس قمّی میگويد: آنچه مشهور است و مورّخين نوشته‏اند تزويج امّ كلثوم به عثمان بعد از وفات رقيّه است.
6. همان‌طور که در پاورقی قبلی آمده ایشان در سال دوّم هجری وفات نمودند.
7. پیش از بعثت، حضرت رسول الله ـ صل الله علیه و اله ـ زينب را به تزویج ابى العاص بن ربيع كه از بنى اميّه بود، در آورد؛ نتیجه این ازدواج، به دنیا آمدن امامه بنت ابى العاص بود و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بعد از شهادت فاطمه ـ عليها السّلام ـ به خاطر وصيّت آن مخدره، این فرزند را تزويج فرمود. (یعنی امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ بعد از شهادت حضرت زهرا ـ علیها السّلام ـ با خواهرزداه ایشان ازدواج نمودند.) البته این تزويج زینب با ابی العاص، قبل از بعثت و قبل از حرام شدن دختر به كافران بود و بعد از بعثت هم این ازدواج ادامه داشت تا این که ابو العاص در جنگ بدر اسير شد و زينب قلّاده‏اى كه حضرت خديجه به او داده بود، به نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرستاد براى فداى شوهر خود. چون حضرت نظرش بر قلّاده افتاد، خديجه را ياد نمود و رقّت كرد و از صحابه طلب نمود كه فداى او را ببخشند و ابو العاص را بى‏فدا رها كنند. صحابه چنين كردند. حضرت از ابى العاص شرط گرفت كه چون به مكّه برگردد، زينب را به خدمت آن حضرت فرستند. او به شرط خود وفا نمود زينب را فرستاد بعد از آن خود به مدينه آمد و مسلمان شد. [تاريخ طبرى، ج 2، ص 43- 44؛ مجمع البيان، ج 2، ص 559] و زينب در مدينه سال هفتم [مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 209] و به قولى در سال هشتم هجرت [تاريخ طبرى، ج 2، ص 144؛ البداية و النهاية، ج 5، ص 268] به رحمت ايزدى واصل شد‏.
8. الارشاد مفيد يك جلدى، ص 404؛ بحار الأنوار، ج 42، ص 89، ح 18 به نقل از الارشاد؛ تواريخ النبى و الآل، ص 115 به نقل از الارشاد
9. زينب با عبد اللّه بن جعفر، پسر عم خويش تزویج شد و فرزندان او از جمله محمّد و عون بودند كه همگی در كربلا شهيد گشتند. و ابو الفرج گفته كه: محمّد بن عبد اللّه بن جعفر كه در كربلا شهيد شد مادرش خوصا بنت حفصة بن ثقيف است، و او برادر اعيانى عبيد اللّه است كه او نيز در وقعه طفّ شهيد شد. مقاتل الطالبيين، ص 61.
10. امّ كلثوم را بعضى همان زينب ـ عليها السّلام ـ مى‏دانند یعنی دو نام برای یک شخص.
11. درباره ازدواج ایشان:
ازدواج با عمر: درباره این ازدواج در منابعى آمده از جمله: الطبقات الكبرى، ج 8، ص 462- 465؛ تاريخ بغداد، ج 6، ص 182؛ اسد الغابة، ج 5، ص 614 امّا بعضى از بزرگان در صحت آن ترديد كرده‏اند و درباره علّت، کیفیت و جزئیات آن موارد اختلافی نقل شده من جمله ابن شهر آشوب از كتاب امامت ابو محمّد نوبختى روايت كرده كه امّ كلثوم را عمر بن الخطاب تزويج كرد و چون آن مخدّره صغيره بود هم بستر نگشت و پيش از آن كه با او مضاجعت كند از دنيا برفت. مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 304
ازدواج با عون بن جعفر: اين امر نيز محل ترديد است زيرا عون در عصر عمر در جنگ شوشتر به شهادت رسيده است: نك: الاصابة، ج 3، ص 44؛ اسد الغابة، ج 4، ص 157
ازدواج با محمّد بن جعفر: بعضی هم گفته اند که از پس از عون، زوجه محمّد بن جعفر گشت.

12. طبق سفارش اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ فرزند را باید قبل از ولادت نام‌گذاری نمود و در بعضی از روایات علّت آن آمده که اگر فرزند قبل از ولادت از دنیا رفت، در آن دنیا بی اسم نمی‌ماند.
13. گزارش آفتاب، از سفر 10 روز هاشمي رفسنجاني به عربستان سعودي در 22 خردادماه سال 1387.
14. در قوانین فقه و قضاوت داریم اگر کسی مالی را سال‌ها در دست داشته مال اوست و اگر کسی ادعای مالکیت آن مال را دارد باید بینه و شاهد بیاورد؛ در این‌جا می‌بینیم که کار برعکس شده و خلیفه، از صاحب ملک می‌خواهد که ثابت کند ملک، ملک اوست. این به مانند این می‌شود که شهرداری از صاحب خانه‌ای شاهد بخواهد که ثابت کند خانه، ملک اوست!
15. با استفاده از منابع مختلف مثل تتمه منتهی الآمال.

معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان

محمّدصادق اسکندری هستم.

27 ساله از شهر مقدّس قم

فوق‌دیپلم فقه و اصول و علاقه‌مند به نهادینه‌سازی مفاهیم ارزشی

پیشنهاد من: حرکتی گسترده و رو به جلو در در جادّه‌ی خدامحور

رایانامه من: mese@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1394 عدد

تعداد کلّ نظرات بازدیدکنندگان برای این مطلب: 1 عدد
نظرات تأییدشده بازدیدکنندگان: 1 عدد

زهرا فاطر


0


0

بسیار عالی بود... خدا قوّت... اینگونه اطّلاعات مفاهیم عمیق تاریخ اسلام را بازگو می‌کنه و ظلم تمام‌نشدنی حکّام ظالم علیه شیعیان رو بیان می‌کنه... با تشکّر



 

آخرین به‌روز‌رسانی: 14 / 04 / 1394