آموزه‌های فاطمی

گوشه‌ای از سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا ام‌ابيها ـ سلام الله عليها ـ در این مقاله

تقسيم کار فاطمی

بهترین تقسیم کار برای زن و شوهر را حضرت نبی‌اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ‌ برای فرزند و دامادش انجام داده است و این شیوه تقسیم، بهترین الگو و ماندگارترین الگو برای دنیا خصوصاً شیعیان و محبّین است یعنی دوست‌داران سبک زندگی اسلامی نه غربی چراکه نبی‌اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ، عالم به علم لَدُنی و غیب و علم الهی هستند و چه علمی بالاتر از این علم؟

امام باقر ـ علیه السّلام ـ: «على و فاطمه ـ عليهما السّلام ـ از رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ تقاضا كردند كه آن حضرت كارهاى خانه و بيرون خانه را بين آن‌ها تقسيم نمايد. پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ :

انجام كارهاى داخل خانه به عهده فاطمه ـ علیها السّلام ـ ؛

انجام کارهای بیرون از خانه به عهده على ـ عليه السّلام ـ .

فاطمه ـ عليها السّلام ـ مى‏گفت: هيچ كس جز خداوند نمى‏داند كه من چقدر خوشحال شدم از اين‌كه رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ كارهاى بيرون از خانه را به عهده من قرار نداد و مرا از مراوده با مردان نجات داد.»

ساده‌زيستی فاطمی

تجملات ممنوع

رتبه اوّل در استفاده از زينت ظالمان!

آمار می‌گوید: «رتبه اوّل استفاده از طلاهای زینتی در ایران!»:

«ايرانی‌ها، نخستين مصرف‌کننده طلا و جواهر در سطح دنيا هستند که به آن به‌عنوان يک پشتوانه اقتصادی قابل اطمينان نگاه مي‌کنند... البتّه هندی‌ها بیش از دیگر مردم دنیا از طلا به عنوان یک کالای زینتی استفاده می‌کنند، یعنی بیش از 20 درصد کل طلایی که در سطح دنیا به عنوان زیورآلات مورد استفاده قرار می‌گیرد را می‌توانید در لباس سنتی زنان هندی که به آن ساری گفته می‌شود بیابید.

امّا علاقه ایرانی‌ها به خرید طلا و استفاده از زیورآلاتی از جنس طلا نیز به اندازه‌ای است که خرید طلا هنگام ازدواج به یکی از رسومات اصلی ازدواج تبدیل شده است. تقریبا در کشور دیگری اثری از وجود رسومات مشابه رسومات ایرانیان دیده نمی‌شود. در واقع در ایران چشم و همچشمی‌ها نقش مهمی در رونق این رسم و رسومات دارد. این روزها جوانانی که در آستانه آغاز زندگی مشترک هستند دیگر حاضر به خرید حلقه‌های ارزان‌قیمت نیستند. در سال‌های اخیر کمترین هزینه اختصاص داده شده برای خرید یک حلقه حدود 1 میلیون تومان و بیشترین آن در حدود 15 میلیون تومان بوده است. همچنین کمترین هزینه‌ برای خرید سرویس طلا نیز حدود 2 میلیون تومان است که این رقم گاهی به 50 میلیون تومان هم می‌رسد. به این ترتیب می‌توان گفت بخش قابل توجهی از هزینه‌های سرسام‌آور ازدواج برای آغاز زندگی مربوط به خرید حلقه و سرویس‌ طلاست.» حال نگاهی به زندگی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ کنیم، آن‌ها از طلا چگونه استفاده می‌کردند؟

اسماء می‌گوید: «هنگامى كه رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ وارد خانه حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ گرديد، من نزد آن بانو بودم و رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ در گردن ایشان، گردنبندى از طلا ديد كه حضرت على ـ عليه السّلام ـ از سهم خمس خويش براى فاطمه ـ سلام الله علیها ـ خريده بود، پس پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ فرمود:

"اى فاطمه! آيا دوست مى‏دارى كه مردم بگويند فاطمه دختر محمّد است ولى لباس ستمگران و زيور زورگويان را مورد استفاده قرار می‌دهد؟" پس فاطمه آن گردنبند را باز كرد و فروخت و با پول آن برده‏اى را خريده و آزاد نمود، و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اين كردار فاطمه خوشحال گرديد. »

حال آیا نباید طبق این روایت، یک کشور شیعی نه که اصلاً بلکه حدأقل کمتر از طلا استفاده نماید؟ یا لاأقل مثل کشورهای معمولی باشد، نه این‌که رتبه اوّل را دارا باشد. چرا یکی از مهم‌ترین مشکلات جوانان امروزی هزینه ازدواج است؟ و یکی از مهم‌ترین این هزینه، مربوط به خرید طلا است؟ مگر اهل بیت ـ‌علیهم السّلام مار را نهی ننمودند، اگر مثل حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ نیستیم که اصلاً طلا استفاده نکنیم، لاأقل شبیه‌شان شویم و میزان استفاده از آن را کمتر کنیم، تا بزرگترین مانع ازدواج نباشد.

چرا برای بعضی از دامادها طلا خرید می‌شود؟ مگر طلا برای مردان حرام نیست؟ واقعاً جای تعجب دارد که کشورهای اروپایی و غربی در این دستور دینی از ما سبقت گرفته‌اند ولی ما نه تنها استفاده می‌کنیم، بلکه به‌علاوه استفاده بیش از حد برای خانم‌ها، در حرام آن نیز گوی سبقت از غیر شیعه گرفتیم! با این‌که طلا در زندگی غربی‌ها کاربرد ندارد و حال آیا جای تعجب ندارد با این همه تأکید بر حرمت طلا برای مردان و کمتر استفاده شدن آن برای زنان، ما در استفاده طلا، از دنیا در این زمینه از همه جلوتریم! واقعاً چرا؟ چرا آن‌جایی که نهی بر ما شده اهمیّت نمی‌دهیم...

استفاده از اشياء گران‌قيمت، ممنوع

هر گاه رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ به مسافرت مى‏رفت آخرين كسى را كه از او وداع مى‏كرد دخترش فاطمه ـ عليها السّلام ـ بود و هر گاه بازمى‏گشت اوّلين كسى را كه ديدار مى‏كرد حضرت فاطمه ـ عليها السّلام ـ بود.

يک بار كه رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ از يكى از جنگ‌ها بازمى‏گشت، هنگامى كه بر در خانه دخترش آمد حسن و حسين را ديد كه دستبندهاى نقره به دست دارند و لذا نزد فاطمه ـ عليها السّلام ـ نرفته از همان جا مراجعت نمود.

هنگامى كه حضرت فاطمه ـ عليها السّلام ـ با اين صحنه روبرو شد و علّت آن را دريافت، پرده‏اى را كه تازه خريدارى كرده بود، و دستبندهايى را كه بر دست‌هاى حسن و حسين بود درآورده به فرزندانش داد و آن‌ها را به حضور رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرستاد تا آن اشياء را به پيامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ تحويل دهند كه در باره آن‌ها هر طور كه صلاح مى‏داند عمل كند، حسن و حسين در حالى كه گريان بودند نزد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آمدند.

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آن‌ها را از آنان گرفت و به ثوبان داد و به او فرمود: "اين‌ها را نزد فلان قبيله ببر و در مقابل يك جامه يمانى و دو دستبند از جنس عاج خريدارى كن. آن‌ها اهل بيت من هستند و من دوست ندارم كه در اين دنيا از اشياء نفيس و گرانقيمت استفاده نمايند."

اين روايت در مسند احمد به طريق ديگرى از ثوبان روايت شده كه در آن آمده پيامبر به ثوبان فرمود: "در مقابل اين‌ها گردنبندى از جنس درختچه يمنى و دو دستبند از جنس عاج خريدارى نما."

ساده‌پوشی 5 تن آل عباء‌

و آيه‌ای که اشک نبی اکرم ـ صل الله عليه و آله و سلم ـ را درآورد:

سیّد ابن طاووس چنین می‌نویسد: «هنگامى كه آيات {وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ} نازل گرديد پيامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ‌ به شدّت گريان شد و اصحاب آن حضرت نيز گريستند در حالى كه نمى‏دانستند چه آيه‏اى بر پيامبر نازل شده و كسى نمی‌توانست با آن حضرت سخن بگويد و علّت گريه شديد او را جويا شود.

چون پيامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ هر گاه فاطمه را مى‏ديد خوشحال مى‏شد لذا يكى از اصحاب پيامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ به سوى خانه فاطمه ـ عليها السّلام ـ روان گرديد، چون بر در خانه آن حضرت رسيد مشاهده نمود كه وى مشغول آسيا كردن جو مى‏باشد و در آن حال اين آيه را مى‏خواند وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى، آن شخص به فاطمه ـ عليها السّلام ـ سلام كرد و آن‌چه را كه براى رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ رخ داده بود شرح داد، حضرت فاطمه دست از كار كشيد و لباسى را كه دوازده جاى آن با برگ نخل وصله شده بود پوشيد و از اطاق خارج شد تا به نزد رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ برود، سلمان فارسى [که جهان دیده بود و رفتار حاکمان ایرانی آن زمان را دیده بود] هنگامى كه نظرش به لباس فاطمه ـ عليها السّلام ـ افتاد منقلب شده به شدّت گريان گرديد و گفت:

"دختران قيصر و كسرى غرق در ابريشم هستند در حالى كه لباس دختر پيامبر خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ پشمينه‏اى مندرس و پر از وصله است."

هنگامى كه حضرت فاطمه ـ عليها السّلام ـ نزد پيامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ رسيد در باره تعجّب سلمان فارسى از لباسش سخن گفت و فرمود:

"سوگند به خداوندى كه تو را مبعوث فرموده مدت 5 سال است كه من و على غير از يك پوست گوسفند كه روزها شترمان روى آن علف مى‏خورد و شب‌ها آن را به جاى تشك مورد استفاده قرار مى‏دهيم چيز ديگرى نداريم و متّكاى ما از جنس پوست است كه درون آن را با ليف خرما پر كرده‏ايم."

رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ با شنيدن اين سخنان به سوى سلمان بازگشته فرمود دخترم فاطمه از گروه «سابقين» است. »

تا این‌جا روایت مربوط به ساده‌پوشی حضرت ـ سلام الله علیها ـ بود با این‌که دختر شخصی بود که بر حجاز حکومت می‌کرد و می‌توانست بهترین لباس‌ها را بپوشد، حال امروز بعضی با انواع راه‌ها و با پول حلال و حرام، با پول نزول، با پول ... دوست دارند بهترین لباس، ماشین، منزل و .... را داشته باشند آیا این با سبک زندگی فاطمی سازگار است؟ العاقل یکفی بالاشاره

امّا ادامه روایت با این‌که مربوط به مطلب نیست امّا به دلیل اهمیّت آن می‌آوریم:

واي بر آن كسي كه داخل دوزخ شود

«بعد از اين سخنان فاطمه ـ عليها السّلام ـ خطاب به رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ فرمود: "جانم به فداى شما، چه چيزى باعث شده بود كه شما آنقدر گريان شويد؟"

رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم‌ ـ آن 2 آيه‏اى را كه بر وى نازل شده بود براى فاطمه تلاوت نمود، پس از شنيدن آن آيات، فاطمه سر خود را به زير افكند و فرمود: "واى بر آن كسى كه داخل دوزخ شود."

هنگامى كه سلمان آن 2 آيه را شنيده و سخنان فاطمه را در مورد آن‌ها استماع نمود، گفت: "كاش كه من نسبت به خانواده‏ام گوسفندى مى‏بودم و آنان گوشت مرا مى‏خوردند و پوستم را پاره پاره مى‏كردند ولى قصّه جهنّم را نمى‏شنيدم."

و ابوذر غفارى گفت: "اى كاش از مادر متولّد نشده بودم و چنين سخنانى را نمى‏شنيدم."

و مقداد گفت: "اى كاش پرنده‏اى بودم و در بيابان‌ها مى‏زيستم و از حساب و عقاب آزاد بودم و در باره جهنّم و عذاب آن چيزى به گوشم نمى‏‌خورد."

و على ـ عليه السّلام ـ فرمود: "اى كاش درندگان مرا پاره پاره مى‏كردند و مادرم مرا به دنيا نمى‏آورد، و چنين سخنانى به گوشم نمى‏رسيد."

سپس على ـ عليه السّلام ـ به شدّت گريست و دست خود را بر سر نهاده و گفت:
"آه از دورى سفر آخرت، آه از كم بودن توشه راه! آنان كه در اين سفر وارد آتش مى‏شوند چون بيمارانى هستند كه از آن‌ها عيادتى به عمل نمى‏آيد، و مجروحينى هستند كه زخم‌هاى آن‌ها مداوا نمى‏شود، و اسيرانى هستند كه دوران اسارتشان پايان نمى‏پذيرد، از آتش مى‏خورند، از آن مى‏نوشند، و در ميان طبقات جهنّم رفت و آمد مى‏كنند، در حالى كه پيش از آن لباس‌هاى نرم بر تن مى‏پوشيدند، اكنون لباس‌هاى آتشين بر تن مى‏كنند و در حالى كه قبل از آن همنشين زنان خود بودند، در آتش، همنشين شياطين خواهند بود."

خلق فاطمی با همسايگان

در زندگی امروزی، بعضاً فرهنگ: "خودم و خودم، گرچه دیگران له شوند" رواج پیاده کرده و به قولی: «دیگی برای من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد.»؛ و بعضی کم‌تر به فکر مردم و مشکلات مردمند؛ البتّه این عمومیّت ندارد و مردم فهیم ایران این‌گونه نیستند.

حال در فرهنگ فاطمی چگونه بوده؟ آیا حضرت برای همسایگانی که او را در جریان هجوم به خانه تنها گذاشتند، نفرین کرد؟:

امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «شب‌هاى جمعه مادرم فاطمه ـ عليها السّلام ـ را مى‏ديدم كه تا طلوع صبح، در محرابش، مشغول ركوع و سجود و عبادت پروردگار است، و مى‏شنيدم كه براى مؤمنين دعا مى‏كند و در دعايش نام آنها را ذكر مى‏نمايد ولى براى خود دعا نمى‏كند، به او گفتم مادرم! چرا براى خودت دعا نمى‏كنى؟ آن حضرت در جواب مى‌‏فرمود پسرم! اوّل بايد همسايه را دعا كرد و بعد خود را. »

تسبيحات فاطمی

حضرت على عليه السّلام به مردى از بنى سعد فرمود:

«بگذار تا قصّه‌‏اى درباره خودم و فاطمه برايت بگويم، فاطمه همسر من در ميان خانواده رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ از محبوب‌ترين افراد بود، او با مشك به قدرى آب مى‏آورد كه اثر آن در سينه‏اش به جاى مانده بود، و به قدرى با آسيا كار مى‏كرد كه دست‌هايش پينه بسته بود، و به قدرى خانه را جارو مى‏كرد كه گرد و غبار بر لباس‌هايش مى‏نشست، و به قدرى در زير ديگ آتش مى‏افروخت كه لباس‌هايش سياه و چركين مى‏شد، و او به سبب اين كارها دچار زحمت و رنج شديدى شده بود.

يك روز به فاطمه گفتم، كاش نزد پيامبر مى‏رفتى و از آن حضرت تقاضا مى‏كردى كه خادمى برايت در نظر بگيرد تا در كارهاى خانه به تو كمك نمايد. هنگامى كه فاطمه براى بيان اين تقاضا به حضور پيامبر رفت ديد كه عده‏اى در اطراف پيامبر نشسته و با او مشغول گفتگو هستند و لذا خجالت كشيد و مراجعت نمود، پيامبر از اين عمل فاطمه متوجه شد كه فاطمه براى حاجتى نزد او آمده لذا رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ فرداى آن روز صبح زود، در حالى كه ما هنوز در بستر بوديم به خانه ما آمد و از پشت در گفت: "السّلام عليكم."

ما سكوت كرديم زيرا به دليل وضعمان حيا داشتيم كه با پيامبر روبرو شویم، رسول خدا براى دوّمين بار گفت: "السّلام عليكم."

و ما باز هم سكوت كرديم. وقتى مرتبه سوم گفت: "السلام عليكم"

ترسيدم كه اگر جواب نگوييم مراجعت نمايد پاسخ ايشان را داده و گفتم: "و عليك السّلام يا رسول اللَّه! وارد شويد."

وقتى پيامبر وارد شد خطاب به فاطمه گفت: "چه حاجتى داشتى كه ديروز به نزد من آمدى؟"

من پيشدستى كردم- زيرا فاطمه از شرم سر خود را زير لحاف كرده بود- و گفتم:  "فاطمه به قدرى مشك آب آورده كه اثر آن بر سينه‏اش مانده است، و به قدرى آسيا كرده كه دست‌هايش پينه بسته، و به قدرى جارو كرده كه گرد و خاك لباس‌هايش را غبار آلود نموده، و به قدرى در زير ديگ آتش افروخته كه لباس‌هايش سياه و چرك شده است، و به دليل اين مشقّتى كه او متحمّل مى‏شود، من به او گفتم كه نزد شما بيايد و خادمى مطالبه نمايد تا در اين گونه كارها ياور او باشد."

پيامبر فرمود:"آيا بهتر نيست چيزى به شما تعليم نمايم كه از خادم براى شما بهتر باشد، پس هر گاه خواستيد بخوابيد سى و سه مرتبه سبحان اللَّه، و سى و سه مرتبه الحمد للَّه، و سى و چهار مرتبه اللَّه اكبر بگوييد." »

تلخی اين دنيا و شيرينی آخرت

رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ فاطمه ـ سلام الله علیها ـ را در حالى ديد كه عبايى از پوست شتر پوشيده و با يك دست مشغول آسيا كردن و به كمك دست ديگر مشغول شير دادن به فرزندش مى‏باشد. چشمان رسول خدا از مشاهده اين امر پر از اشك شد و به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ فرمود: «دخترم! سختي‌ها و تلخي‌هاى دنيا را در مقابل حلاوت و شيرينى آخرت قرار بده.»

فاطمه ـ سلام الله علیها ـ‌گفت:
«اى رسول خدا! خدا را سپاس مى‏‌گويم به سبب نعمت‌هاى فراوانى كه به من عطا فرموده، و او را در مقابل محبّت‌هايش شكر مى‌‏گزارم.»

نقل كرده‌‏اند كه در اين هنگام آيه {وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏} بر پيامبر نازل گرديد.

نکات این روایت:

سیده نساء‌ العالمین و دختر اشرف مخلوقات و حاکم جامعه اسلامی، مانند زنان عادی، کارهای منزل خود را در کمال سختی انجام می‌دادند و این خود درسی بزرگ برای حاکمان، رئیسان، مسؤولان و ... است که برخی برای خود و خانواده، بعضی از کارها را عار ندانند.

می دانیم که امام حسین ـ علیه السّلام ـ بلافاصله بعد از تولد امام حسن ـ علیه السّلام بدنیا آمدند و تقریباً 7 ماه از برادر خود کوچک‌تر بودند چون از طرفی حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ خون ناپاک نداشتند و از طرفی هم امام حسین ـ علیه السّلام 6 ماهه بدنیا آمدند، امّا در چه وضعیتی؟ در منزل حضرت ـ سلام الله علیها ـ نه آب لوله‌کشی بود و نه ماشین لباس‌شویی و نه نان حاضر که ‌بخرند بلکه هر که باید گندم یا جو را تهیّه می‌کردند، آرد می‌نمودند، پخت می‌کردند و سر سفره می‌گذاشتند؛ آب را باید از چاهی می‌کشیدند و سر سفره می‌گذاشتند؛ لباس را باید با آن گرد و خاک‌های موجود در محیط، خود می‌شستند ولی با این همه، حضرت 5 فرزند پشت سر هم آوردند و هیچ‌گاه نگفتند: «بزرگ کردن فرزند سخت است و یک فرزند کافی‌است!» امّا امروزه با این‌همه امکانات، برخی همان 1 فرزند را هم برای دلخوشی و خالی نبودن خانه ‌می‌آورند و می‌گویند: «بزرگ کردن بچه سخت است!» چگونه می‌توان ادعای شیعه و پیروی از حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ را نمود و برای بچه‌دار نشدن صدها عذر و بهانه آورد؟ با آن که دیگرانی که از عقیده ما سست‌ترند در فرزند داری به خدا توکل می‌کنند؟‌

اگر هم حضرت بعد از امام حسن ـ علیه السّلام ـ چنین فکری می‌کرد، آیا دنیا از وجود مبارک امام حسین ـ علیه السّلام ـ می‌توانست بهره ببرد؟

آمار می‌گوید بیشترین رشد جمعیّت در ایران مربوط به استان‌های سنی نشین است، سیستان اوّل و هرمزگان دوّم؛ و کمترین رشد جمعیّت مربوط به استان‌های کاملاً شیعه نشین، یعنی مازندران و بعد اراک است! گفته در این زمینه بسیار است امّا به همین جا بسنده می‌شود.

پاسخگویی 20ساله با قرآن توسط یک زن

در بيابان از قافله‌‏اى كه با آن همراه بودم دور افتادم و در اين حال با زنى همراه شدم و به او گفتم: «كيستى؟»

گفت: "وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ "

پس به او سلام كردم و گفتم: «اينجا چه كار مى‏‌كنى؟»

گفت: «مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ»

«جنّ هستى يا انسان؟»

گفت: {يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ}

«از كجا مى‌‏آيى؟»

گفت: {يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ}

«به كجا مى‌‏روى؟»

گفت: {وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ}

«چند روز است كه از قافله دور افتاده‏اى؟»

گفت: {وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ}

«آيا گرسنه نشده‌‏اى؟»

گفت: {وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ}

پس به وى مقدارى غذا داده: «آهسته‌‏تر برو و شتاب مكن.»

گفت: {لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها}

«آيا مى‌‏خواهى بر پشت حيوان من سوار شوى؟»

گفت: {لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا}

پس من پياده شدم و او را به جاى خود سوار كردم، وى در مقام تشكّر گفت: {سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا} هنگامى كه به قافله رسيديم، به او گفتم: «آيا كسى را در اين قافله دارى؟»

گفت: {يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِی الْأَرْضِ}، {وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ}، {يا يَحْيى‏ خُذِ الْكِتابَ}، {مُوسى‏ إِنِّي أَنَا} بدين وسيله صاحبان اين نام‌ها را صدا زد و بلافاصله 4 جوان خود را به او رسانيدند. «اين‌ها چه نسبتى با تو دارند؟»

گفت: {الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا}

هنگامى كه آن جوانان به نزد او رسيدند گفت: {يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ} پس آنان هدايايى را به من عطا كردند و او گفت:  {وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ}

و لذا فرزندانش چيزهايى ديگرى نيز بر آن‌چه داده بودند افزودند، و من از آنان پرسيدم: «اين زن كيست؟»

گفتند: ‌«او مادر ما و نامش فضّه و خادم حضرت فاطمه بوده، و مدّت 20 سال است كه جز به كمك آيات قرآن سخن نمى‏‌گويد.»

حياء فاطمی، بهترين هديه حضرت برای روز زن

عصر و دوران ما به خاطر پیشرفت‌های مختلف به ويژه پیشرفت در امر رسانه‌ها، با تمام دوران‌ها متفاوت است و آثار خوب و بد این رسانه‌ها بر زندگی‌ها اثرش را گذاشته است؛ امّا شاید آثار سوء و بد آن بیشتر باشد، یکی از این اثرات بد، رواج بی‌حیائی در میان مردم، خصوصاً قشر زنان است، تا جایی که برخی از رفتارها که در گذشته کسی حتّی فکرش هم به‌ذهن او هم نمی‌رسید، امروز خیلی راحت آن صحنه‌ها را نشان می‌دهند؛ حتّی صدا و سیمای ما که مربوط به این کشور اسلامی است در این زمینه مراعات ننموده و گاهاً تصاویری را نشان داده که به قول مقام معظم رهبری: « گاهى ارتباط زن و مرد در بعضى از صحنه‏ها طورى نزديك و خودمانى است كه آدمى كه پاى تلويزيون نشسته واقعاً خجالت مى‏كشد؛ ما كه پيرمرديم، درعين‏حال خجالت مى‏كشيم! هرچه بتوانيد، اين‏ها را مراعات كنيد.» ؛ به هرحال با این وضعیت کار به جایی رسیده که زنان به راحتی با مردان نامحرم سخن گفته، و رفت‌ و آمد دارند و بعضی بیرون کار کردن و با مردان نامحرم گشتن را نوعی افتخار می‌دانند! حال آیا سبک زندگی حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ چنین بوده است؟ آیا زنان جامعه ما و همچنین مردان، با سبک زندگی ایشان در این مورد آشنا هستند؟ اگر هستند، آیا مراعات می‌کنند؟ آیا اصلاً مراعات آن را لازم می‌دانند؟

چند حدیث در این زمینه

حدیث اول:

امیر المؤمنین على ـ عليه السّلام ـ :

«شخصى نابينا، از فاطمه ـ سلام الله علیها ـ اجازه خواست تا به حضور او برود، او اجازه داد ولى در طول ملاقات حجاب بر سر داشت. رسول الله ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ به او فرمود:

"چرا حجابت را رعایت نمودی در حالى كه او تو را نمى‌‏ديد؟"

فاطمه ـ سلام الله علیها ـ: "گفت اگر او مرا نمى‌‏بيند، من او را مى‌‏بينم، و او بوى تن مرا نيز حسّ مى‏‌كند."

پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ فرمود: "شهادت مى‌‏دهم كه تو پاره‏اى از وجود من هستى."

حدیث دوم:

قَالَ النَّبِيُّ ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ لَهَا (حضرت ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ‌به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ فرمود):

"أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلْمَرْأَةِ؟، چه چيزى براى زن بهتر و نيكوتر است؟" قَالَتْ (فاطمه ـ سلام الله علیها ـ فرمود):
"أَنْ لَا تَرَى رَجُلًا وَ لَا يَرَاهَا رَجُلٌ، اين‌كه او مردى را نبيند، و مردى نيز او را نبيند."

پيامبر خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ از اين پاسخ خشنود گرديد و او را در آغوش گرفته فرمود: «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْض‏ خاندانى كه برخى از آنها از بعض ديگرند».(اشاره به آیه 34 سوره آل‌عمران)

حدیث سوم:

همان‌طور که قبلاً گفتیم بعد از آن‌که رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ تقسیم کار کردند، حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ می‌فرمودند:

«فَلَا يَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِي مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِكْفَائِي رَسُولُ اللَّهِ ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ، هيچ كس جز خداوند نمى‏داند كه من چقدر خوشحال شدم از اين‌كه رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ كارهاى بيرون از خانه را به عهده من قرار نداد و مرا از مراوده با مردان نجات داد.»

سبزی مورد علاقه حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ

چقدر مناسب است که انسان هنگام خرید برای منزل سبک فاطمی را رها نکرده و بلکه آن را مراعات نماید، به عنوان مثال بداند که سبزی مورد علاقه و سفارش اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ چه بوده و آن را در درجه اوّل خرید قرار دهد و باقی که کمتر تأکید و سفارش شده را در در درجه بعدی و اولویت کمتر قرار دهد، چراکه این سفارش‌ها از سوی کسانی است که به علم غیب آگاهند و می‌دانند که چه چیزی برای انسان مفید و چه چیزی مضر است و به هم دلیل بعضی را سفارش و بعضی را نهی می‌نمایند، به عنوان تبرّک 2 روایت از كتاب كافى از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده را می‌آوریم:

«در روى زمين هيچ گياهى بهتر و مفيدتر از خرفه وجود ندارد، و اين سبزى مورد علاقه حضرت فاطمه عليها السّلام بوده است. خداوند بنى اميّه را لعنت كند كه به دليل بغض و عداوتى كه نسبت به فاطمه و فرزندان او داشتند آن را «بقله الحمقاء» مى‏ناميدند.»

«رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از ميان سبزی‌ها به كاسنى علاقمند بود و على عليه السّلام به ريحان و فاطمه عليها السّلام به خرفه.»

امام صادق ـ عليه السّلام ـ در تفسير آيه {إِنَّمَا النَّجْوى‏ مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ} فرمود:

«سبب نزول اين آيه آن است كه در شبى، حضرت فاطمه ـ عليها السّلام ـ در خواب ديد كه پيامبر، فاطمه، على، حسن و حسين ـ علیهم السّلام ـ تصميم به خروج از مدينه گرفته و پس از آن‌كه از ديوارهاى مدينه عبور كردند، بر سر دو راهى رسيدند، رسول خدا راهى را كه در سمت راست قرار داشت انتخاب كرد، سپس همگى ايشان رفتند تا به محلّى كه در آن نخل‌هاى زيادى بود و آب فراوانى وجود داشت رسيدند، آن‌گاه پيامبر گوسفندى خريدارى نمودند كه در يكى از گوش‌هايش خال و نقطه‏هاى سفيدى وجود داشت، و فرمان داد تا آن را ذبح كنند و بين مردم پخش كنند، و چون مردمان از آن قربانى خوردند همگى مسموم شده مردند. حضرت فاطمه از جاى برخاست در حالى كه ترسان و گريان بود، ولى در باره آنچه در خواب ديده بود چيزى به پيامبر خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ نگفت.

[اتفاقاً] هنگام صبح رسول خدا ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ در حالى كه الاغى به همراه داشت نزد فاطمه ـ عليها السّلام ـ آمد و دخترش را بر آن سوار نمود و فرمود كه با على، حسن و حسين ـ عليهم السّلام ـ و خود پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ، از مدينه خارج شوند و آنان نيز همان‌طور كه فاطمه ـ عليها السّلام ـ در خواب ديده بودند از شهر خارج شدند، از ديوارهاى مدينه كه عبور كردند به يك دو راهى رسيدند، پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ همان‌طور كه فاطمه ـ عليها السّلام ـ در خواب ديده بود راه دست راست را برگزيدند و پس از طىّ آن راه به نخلستان‏ و آب رسيدند؛ در آن‌جا پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ گوسفندى خريد و دستور داد آن را ذبح و كباب كنند. كباب كه آماده شد حضرت فاطمه ـ علیها السّلام ـ برخاست و از سايرين فاصله گرفت و از ترس اين‌كه مبادا در اثر خوردن آن كباب كسى از آن‌ها بميرد شروع به گريه كرد در اين حال پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ نيز برخاسته و به دنبال فاطمه ـ سلام الله علیها ـ ‌رفت و چون او را گريان ديد پرسيد:

"چرا گريه مى‏‌كنى؟" فاطمه ـ عليها السّلام ـ جريان خواب خود را در شب گذشته بيان نمود و گفت مى‏ترسم آن خواب تعبير شود و جامه واقعيت بر تن كند و در اثر خوردن اين كباب مرگ شما را دريابد. رسول خدا ـ‌ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ از جاى برخاست، 2 ركعت نماز به جاى آورد و با خداوند راز و نياز كرد، و در اين حال جبرئيل بر وى نازل شد و گفت: "اى رسول خدا! آنچه باعث خواب شب گذشته فاطمه شده، شيطانى به نام «دهار» است، و اوست كه مؤمنان را به سبب چنين خواب‌هايى آزار و اذيت مى‌‏كند."

و آن شيطان را به نزد پيامبر آورد. پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ از او پرسيد:

"آيا تو بودى كه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ‌ را به چنين خوابى مبتلا كردى؟"

دهار گفت: "آرى."

پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ 3 مرتبه آب دهانش را به سوى او پرتاب كرد به طورى كه 3 قسمت از بدن او را خيس كرد. پس از آن جبرئيل به پيامبر ـ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ـ گفت: "هر گاه تو يا يكى از مؤمنين خوابى آشفته و ترسناك ديديد بگوييد:

"اعوذ بما عاذت به ملائكة اللَّه المقرّبون و أنبياؤه المرسلون و عباده الصّالحون من شرّ ما رأيت و من رؤياى. و سپس سوره حمد و معوّذتين- يعنى سوره فلق و ناس- و سوره قل هو اللَّه احد را بخواند و سه مرتبه آب دهان خود را به طرف چپ بيندازد. پس اگر اين اعمال را انجام دهد آسيبى به او نمى‏رسد." و امام صادق در پايان اين سخن فرمايد و در اين باره آيه إِنَّمَا النَّجْوى‏... نازل گرديد.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ : «حضرت فاطمه ـ عليها السّلام ـ در خواب ديد كه گويا سر حسن و حسين را بريده‏اند و يا آن‌ها را كشته‏اند، بنابراين هنگامى كه از خواب بيدار شد، اندوهگين به نظر مى‏رسيد و آن‌چه را ديده بود براى پيامبر نقل كرد. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از رؤيا خواست تا مجسّم شود سپس به او گفت: "آيا تو چنين خواب خوفناكى را به فاطمه القا نموده‌‏اى؟"

گفت: "هرگز"

پس پيامبر اضغاث را احضار نمود و به او گفت: "آيا تو فاطمه عليها السّلام را به اين خواب مبتلا كرده‌‏اى؟"

گفت: "آرى"

پيامبر فرمود: "مقصود تو از اين كردار چه بود؟"

گفت: "قصد آزار و اندوه او را داشتم."

پس از آن پيامبر به فاطمه فرمود: "كلام او را بشنو و بدان كه آنچه از نظر تو گذشته چيزى نيست. "

معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان

محمّدصادق اسکندری هستم.

27 ساله از شهر مقدّس قم

فوق‌دیپلم فقه و اصول و علاقه‌مند به نهادینه‌سازی مفاهیم ارزشی

پیشنهاد من: حرکتی گسترده و رو به جلو در در جادّه‌ی خدامحور

رایانامه من: mese@chmail.ir

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1071 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 14 / 04 / 1394