مقدّمه‌ای بر کتاب «طبیعت گلشنی»

مرحوم حضرت استاد بنیسی در مقدّمه آقاى نعيمى بر كتاب "طبيعت گلشنى"

 

مجموعه «طبيعت گلشنى يا ميشو داغى» را استاد اسداللّه داستانى بِنيسى، در 13 سالگى، به زبان آذرى سروده و آقاى "حضرتى" (نعيمى) در سال 1380 شمسى، به زبان شعر فارسى برگردانده است. نوشته زير، برگرفته‌‏اى است از مقدّمه آقاى حضرتى بر اين كتاب.

به نام خدا

درود بر سرزمين عشق، ديار شوريدگاه، زادگاه هنرمندان، و خاستگاه هنردوستان، «آذربايجان». هنگامى كه از «آذربايجان» ياد مى‌‏شود، بى‏ درنگ هر شنونده‌اى به ياد شعرهاى آذرى و شاعران شيرين ‏زبان آن خطّه مى‌‏افتد؛ سرايندگانى كه با طبع روان خويش زيبايى‌ها را به لوح دل‏ها نگاشته‌‏اند و اشعارشان ورد زبان همه جهانيان شده است.

آرى؛ هنگامى كه قطعه‌‏اى از «حيدربابا»ى استاد شهريار خوانده مى‏‌‌شود، گويا همگان به معنايش پى مى‌‌برند و دل‌‏ها به تلاطم درمى‌آيند؛ چراكه برآمده از «عشق» است كه لاجرم اثر مى‌‌بخشد.

در طول تاريخ زيباى شعر، نام «آذربايجان» چون ستاره‏‌اى نورانى درخشيده و آثار «آذرى» دل شوريدگان را ربوده است. اثر حاضر نيز نمونه‏‌اى از شعر آذرى است با دنيايى از لطايف و زيبايى‌‌ها و شايد كم‏تر اهل دلى باشد كه شاعر آن را نشناسد؛ استادى كه آثار نثرش مشهور خاص و عام است و صدها گنجينه دانش و ادب به جامعه تحويل داده است؛ علاّمه‌اى كه براى هر طبقه‌اى از اجتماع، هديّه‌‏اى نگاشته و جوانان و جوان دلان دوستش مى‌دارند. ايشان در اين اثر خود نيز همانند آثار نثر خويش، هنرنمايى كرده و از بُعدهاى گوناگون به شعر پرداخته‏‌اند. شعرهاى ايشان چون قصر زيبايى است كه هر پنجره‌‏اش به سوى گلستانى باز مى‌شود و روح انسان را با گل‏‌هاى معرفت و دانش آشنا مى‏سازد. در نگاه نُخستين، اين اثر، سفرنامه‌‏اى است به قطعه‌‏اى از خطّه زرخيز آذربايجان كه با خواندنش روح به پرواز درمى‌‏آيد و در افق طلايى آن‏جا سير مى‌‏كند و در نگاهى ديگر، پندهاى دلپسند ايشان چون خورشيدى از ميان گل‌‏ها مى‌درخشد و روان آدمى را با خدا همدم مى‌‏سازد و گاهى خواسته‌اند كه گوشه‌‏اى از ناهنجارى‌‏هاى اجتماعى را رنگ و جلوه بخشند. در گوشه‏‌اى از اين اثر مى‏‌توان نمونه‌اى از سبک استاد شهريار را در ديوان «حيدربابايه سلام» مشاهده كرد؛ كه شاعر به ستايش طبيعت و كوه «ميشاب» كه در زبان محلّى «ميشو» ناميده مى‌‏شود، پرداخته و تاريخ آن را بازگو كرده است. استاد از بُعد «جهان‏‌بينى» هم غافل نشده و بارها به مذهب «شيعه» اشاره كرده و فرموده است که عقيده به مذهب، جوهره وجودى انسان است.

مذهب منيم اَتيم، دريم، قانيم‏ دى‏
من جسدم، مذهب منيم جانيم‏ دى

حضرتى (نعيمى)


معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 623 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 14 / 04 / 1394