نامه‌ای برای استاد

مرحوم حضرت استاد بنیسی ـ قدّس سرّه ـ از نگاه حجّت‌الاسلام هادی منسوبی

 

بسم الله الرحمن الرحيم‏
 

زنده جاوید کیست؟ کشته شمشیر دوست آب حیات قلـوب در دم شمشیر اوست
هـر که ز کـوی مجـاز پا بـه حقیقت نـهاد بر سرش از روزگار مخمسه توبه توست

 

از آن روزى كه خداوند تبارک و تعالى‏ اراده فرمود كه بشر را خلق كند و نظام هستى را به وجود شريف «خليفه» مزيّن كند در خميرمايه او عشق به بقاء را قرار داد اين شور و حال گروهى را به سمتى و گروهى را به ديگرسو بُرد. در اين صحنه هر كسى به اندازه ظرف وجودى خويش مستفيض شد آنچنان كه از ديد عارف واصل كه همان معنى آيه قرآن است كه هيچ گونه فطورى در نظام هستى راه ندارد. بشر با دست حق مخمور گشت و روح جاودانگى در او دميده شد و مقام و نسبت الهى «نفخت فيه من روحى» را پيدا كرد و از اينجا واضح گشت كه دست خدايى است كه در تمام اركان وجود احاطه دارد. پس از وجود تكوينى نوبت به تشريع و صعود انسان از عالم خاک و دلبستگى به ماوراء آمال و امانى حيوانى رسيد خداوند تبارک و تعالى در اين عرصه انبياء را از آدم تا خاتم ـ صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ را مبعوث كرد و راه و روش را براى ايشان تبيين كرد تا آنها كه كانال فياض الهى هستند آن را به انسان‌ها برسانند پس از انبياء ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ رسالت به ولايت مختوم گشت و ولايت اهل بيت عصمت و طهارت آغاز گرديد و البته ما در اين مختصر مجالى براى توضيح نديديم سپس حضرت خاتم اولياء ـ‌ عج الله تعالى فرجه شريف ـ به اذن الهى غائب از نظر شد و بشر نتيجه كفران خود را نسبت به فرستادگان پروردگار مشاهده كرد و مى‌كند.

اكنون و در حال حاضر بشر به قدرى از آن عزيز خداوند كه غائب از نظر ما و مشهود اولياءالله است، فاصله دارد كه صِرف زندگى مادّى را براى خود علامت افتخار ساخته است و ميزان ارزش را با آن‌ها مى‏سنجد غافل از آنكه به تعبير شريف قرآن كريم: اولئک كالانعام بل هم اضلّ. در اين روزگار كه منظور پس از غيبت ولى‏ الله اعظم است به شكر الهى گروهى از مومنين در صدد حفظ آثار و نشر كلمات آن‌ها افتادند و در اين راه مرارت‌ها تحمل كردند و جان‏فشانى‌‌‏ها كردند چه بسيار مى‌‏توان نام برد از شيخ طوسى‏‌ها، سيّد مرتضى‌‏ها، علّامه حلّى‌‌‏ها، شيخ مفيدها، خواجه نصیرالدّين‌‌ها و... با توجه به اين‌كه سيطره ننگين 2500ساله شاهنشاهى در ايران مردم را زير فشار قرار داده بود ولى باز علماء اين امّت در هيچ زمانى تا زمان حاضر از ايثار جانى و جسمى در راه روشن‏ ساختن احاديث نورانى و بيان احكام الهى و ترويج صحف نورانى دريغ نكردند.

در اين بين اين كمترين در علم و عمل و روسياه در درگاه احدى بايد ذكر خيرى نمايم از عالم جليل و دايى محترم، محقق و نويسنده و شاعر عزيز كه سال‌ها در راه اعتلاى اسلام ناب محمّدى ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ زحمات بسيارى را متحمّل شدند و با نوشتن صحفى، بس جذّاب و شيرين و نظم و نثر فراوان در زبان تركى و فارسى براى تمامى طبقات فكرى و كسانى كه براى خودشان ارزش قائل هستند وظيفه الهى خود را به انجام و پايان رساندند.

البته با توجه به قاعده منطقى مُعرِّف بايد اجلاى از معرَّف باشد در حد بنده نيست كه بتوانم حق مطلب را اداء كنم اما چون زحمات بسيار ايشان خود از نزديک ملاحظه كردم و رنج‌هاى بيشمار ايشان را در مختصرى از حضرتش جويا شدم بر خود تكليف دانستم كه وظيفه خالصانه خود را در حدّ وسع ناچيز خود به‏ جا آورم. آرى، نوشتن هزاران صفحه مطلب و انشاءكردن هزاران‏ هزار بيت شعر نمى‏‌تواند جز با عشق صورت بندد. خوشا به حالش كه زحمت خود را در وادى طلبگى و شاگردى حضرت ولى عصر ـ‌عج الله تعالى فرجه شريف ـ به نحو احسن اداء كرد. و بايد ما از اين خصلت به قول خودمان (مرده‌‏پرستى) خارج شويم و تا اين عزيزان در قيد حيات هستند به اندازه وسعمان از ايشان استفاده كنيم. و البته و مسلماً حق ايشان را نمى‌‌توان با توجه تمامى مردم دنيا جبران كرد بلكه به قول خودشان كه فرمودند: ما اين كارها را فقط به توفيق الهى انجام داديم و براى رضاى او انجام داديم، خداوند تبارک و تعالى بايد اجر و مزد زحمات ايشان را جبران نمايد. از آنچه ما به صورت اجمال از زندگانى و تلاش‌هاى علمى ايشان يافتيم هر چه دقت كرديم ديديم كه ايشان يک ايثارگر به تمام معنى است و اين معنى متحقّق نشد مگر به توفيقات الهى و همراهى همسرى دلسوز و وفادار از سلاله زهراى بتول ـ سلام الله عليها ـ كه نقد جوانى و عمر خويش را مانند حضرت زهرای اطهر به پاى مولى‏ اميرالمومنين علی ـ عليه‌السّلام ـ نثار كرد و در اين تلاش جان‌فرسا از ميدان خارج كه نشد هيچ، بلكه فرزندانش را هم تعليم و تربيت كرد كه يک خانه بشود يک مدرسه و البته شد آنچه شد.ما مفتخريم كه اين خانواده محترم از بستگان درجه اول و از ارحام ايشان به شمار مى‌‏رويم و خداوند را براى توفيق‏ يافتن ايشان در راه اعتلاى اسلام ناب محمّدى دعا مى‏‌كنيم.

اما انشاء‌الله اميدوارم كه نوشته‏‌هاى استاد كه حاصل سال‌ها خون جگر خوردن و خانه‌‌نشينى است كه حاصلش بيماری‌هاى گوناگون و از دست دادن چشم راست ايشان است، براى كسانى كه دوست‌دار شنيدن و يافتن و چشيدن اسرار آل محمّد و يافتن نكات اخلاقى و تربيتى هستند با كتاب‌هاى استاد عزيز و گرانقدر اُنس بگيرند و روزبه‏ روز نتايجى از اين زحمات به بار نشيند و فضاى معطّرى را در جامعه شاهد باشيم‏. البته استاد محترم كه از جمله عارفين به الله الصمد است و مستغرق در توحيد الهى است اعتنائى به عالم ماده ندارند و اين بى‏ توجهى را مى‌‏توان با نشست و برخاست از ايشان دريافت‏. ولى قلب مهربان و رئوف ايشان كه هميشه به حكم شاگردى و نوكرى اهل بيت سلام‌الله اجمعين در حال شكار افراد مستعد براى جذب آنان به معارف الهى و كلمات اهل بيت ـ سلام الله علیها ـ است و چه پرقدر و و منزلت است مقام ايشان در نزد پروردگارش. و همه و همه از اقوام درجه اول و غير آن‌ها از دوست و آشنا بايد بدانند كه اسلام ناب محمّدى براى تمامى مراتب انسان‌ها برنامه دارد و هر گروهى بايد بسته به نياز خود بر سر سفره آن بنشيند و استاد عزيز آيةالله اسدالله داستانى بنيسى متكفل بخشى عظيمى از اين برنامه‌‏ها شده‏ اند و كار يک اداره را در يک خانه كوچک با حول و قوه الهى و با دست خالى به انجام و پايان رساندند. اميدوارم نوشته‌ هاى استاد گرامى به زيور طبع آراسته گردد و مورد استقبال اهل هنر و بصيرت قرار گيرد و همه، از آن كوزه وجوديش بهره‏‌مند گردند كه از كوزه همان طراود كه در اوست‏.

والسّلام
محرم‏ الحرام 1425
مطابق اسفند 1382

  معرفی نویسنده، اشتراک‌گذاری مطلب، دعوت از دوستان، نظردهی و مشاهده نظرات بازدیدکنندگان

اشتراک‌گذاری این مطلب در وبگاه‌های اجتماعی:

afsaran

cloob

Google Bookmarks

Google Buzz

Digg

yahoo

Technorati

delicious

FriendFeed

دعوت از دیگران برای مشاهده مطلب

  

نظر شما

 

تعداد بازدید از این مطلب: 780 عدد

هنوز نظری درباره این مطلب ارسال نشده است.

 

آخرین به‌روز‌رسانی: 14 / 04 / 1394